دو آغوش، دو قاب / شعر
شعری از خودم

دو آغوش، دو قاب / شعر

نویسنده : PDrAM

چو دست باد و نوازش و آب نزدیک است

بگو به گندم دشت، آسیاب نزدیک است

 

کبوتری که مترسک پناه طفلانش

دوباره خانه بگردد خراب نزدیک است

 

برای خاموشی ذهن من چه درمانی است!؟

کتاب شیخ قمی یا شراب نزدیک است!؟

 

سپبده دم شد و سیمای یار در رود است

دوباره جاده‌ی چالوس و خواب نزدیک است

 

به ضرب شیشه‌ی ماشین من نوازد ابر

دا داب، دا داب، دادا داب داب، سراب نزدیک است

 

دوباره سرعت مرگ و خطر، حذر هرگز

دوباره بوسه و گاز و شتاب نزدیک است

 

که با مراسم جشن و کباب و می خوردن

حزین چو صوت عزا و کتاب نزدیک است

 

به آسمان زمستان و سردی باران

قسم که عکس دو آغوش، دوقاب نزدیک است

 

و من مثال همان کوه خسته و خاموش

که روز آتش پشت نقاب نزدیک است

 

محمد ایوبی نیا

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
چقدر شعرای شما خوبن ... مثه شعرای کتابای درسی می مونه... منظم و مرتبن
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
سلام و درود...خیلی ممنونم..لطف دارین
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
بسیار عالی پدرام جان؛ واقعا خوب بود. چشمه شعراتون همیشه جوشان!
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
سلام و درود بر دوست و استاد گرامی ام و میرزای عزیز.... متشکرم از لطفتون ..در پناه حضرت حق باشید.:)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
وعلیکم السلام عزیز، فدای شما؛ سال خوبی رو برای شما دوست عزیزم آرزو می کنم.
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
چقدر قشنگه شعرهای شما چندتایی رو هم الان خوندم.....اما بعضی چیزها فقط در برابر آینه نزدیکه
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
سلا م درود و عرض تشکر از لطف و نظرتون به شعرام..کاملا درسته..بعضی چیزها هم فقط نزدیک به نظر میان و کاملا دورند. سلامت باشید
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
محمد ایوبی نیا خودتونین؟ شعرای شما بسیار دلچسبه:) موفقتر باشین:)
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
سلام و درود...بلیا خودمم..خیلی لطف دارین غزاله خانم:(
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
:)*
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
سلام پدرام خان. تنگ شده بود دلمون برای اشعارتون! مرسی :) راستی بیت اولتون هم خیلی عالی بود :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
خیلی خوب بود:)فقط اون بیت سوم مصرع اولشو نتونستم با ریتم بخونم...فک کنم خامُشی باید خوندش:)موفق باشی پدرام جان:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات