میهمان ناخوانده

میهمان ناخوانده

نویسنده : MaaZ

بهار؛ میهمان ناخوانده دوست داشتنی، زودتر از موعد هر ساله‌اش به حیاط خانه‌مان آمده و بر شاخ و برگ درختان باغچه نشسته. این را چند روز پیش که اولین شکوفه سفید کوچکش را دیدم فهمیدم.

نه که بهار را دوست نداشته باشم، ولی دلم برای درختان می‌سوزد! پاییز که ظالمانه برگ از شاخسارشان می‌زداید و هنوز در بهت این خزان مانده، زمستان بر سرشان می‌باراند و بهار در ژرفای خواب زمستانی رخت شکوفه بر تن‌شان می‌نشاند.

و درخت اما آرام و صبور همه را به جان می‌خرد، خموده نمی‌شود، بلکن شاخه‌هایش چون دستانی ملتمسانه همواره رو به سوی آسمان دارد، شاید نیایش می‌کند.

درخت کوچک باغچه در زیر بارش بهار و خزان نیایش‌ات می‌کند، من چگونه دل از ستایش‌ات برکنم، مهربان الهِ من...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
سلام؛ خوش آمد میگم حضور شما رو :)
M_MaaZ
M_MaaZ
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
سلام . ممنونم.
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
بهار امسال که از سال قبل هم زودتر امد! خجالت هم نمیکشه اینقدر عجله داره! والا! قدیما یکم خجالت سرش میشد :)))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
یک روزه هستید و یک مطلب تو روز اول فرستادید! آفرین به شما در ضمن
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
سپاس
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
واقعا یک مطلب زیبا بود. این مطلب زیبا انشاء الله پنج شنبه در جیم چاپ می شود. بخوانیدش
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
خیلی یهو نوشته بودم اگر میدونستم چاپ میشه نگارشش میکردم. بهرحال ممنون از نظرتون.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
خیلی خوب و عالی نیایش نابی بود.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
ظالمانه کلمه درستی برای تعریف نعمتها نیست
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣