مردی که با پیچ نقاشی می‌کند!
مایرز هنرمندی با دیدگاه متفاوت

مردی که با پیچ نقاشی می‌کند!

نویسنده : h_jahanshah

یک هنرمند ساکن کالیفرنیا آمریکا به خاطر سبک جدیدی که در نقاشی از خود ارائه کرده، این روزها شهرت بسیاری بدست آورده است. «اندرو مایرز» که هنرمندی مجسمه‌ساز و نقاش بوده و در کارهای ساخت و ساز هم دستی بر آتش داشته است، مدتی تصمیم گرفت به کارهای هنری نپردازد تا کار تازه‌ای را انجام دهد.

او که از کارهای معمولی خسته شده بود، دنبال مجسمه‌سازی به شکل «بهتر» رفت و پس از مدتها تفکر و تحقیق، به نقاشی با پیچ روی آورد. در این خصوص گفت: «برایم کار کردن با سبک‌های گذشته بسیار سخت شده بود و می‌خواستم کار جدیدی انجام دهم. امروز هم امیدوارم با این روش نقاشی، مردم را وادار به تفکر در مورد سبک و سختی‌های این کار کنم».

مایرز در سبک جدیدش، روی پنل‌های چوبی یا همان چوب‌های نئوپان، ابتدا کاغذهای باطله دفترچه تلفن که با سوژه مدنظرش مرتبط باشد را می‌چسباند، سپس سوژه خود را روی آن کاغذها نقاشی کرده و در نهایت با ایجاد 8 تا 10 هزار سوراخ و پیچ‌های که با ابعداد مختلف داخل چوب فرو می‌روند، اثر هنری‌اش را تکمیل می‌کند.

این هنرمند که بدون استفاده از هیچ نرم افزاری و با تکیه بر قوه تخیلش طرح‌هایش را به سرانجام می‌رساند، می‌گوید: «سخت‌ترین و چالشی‌ترین بخش این نقاشی‌ها پاک کردن طرح اولیه زیر پیچ‌ها است که گاهی پاک کردن رنگ‌ها بسیار سخت‌ می‌شود زیرا باید ابتدا این رنگ‌ها کاملا پاک شود و سپس روی پیچ‌ها را رنگ‌آمیزی کند.»

بخشی از آثار و نقاشی‌های جالب این هنرمند را در زیر مشاهده می‌کنید:

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
متحیرانه عالی بود
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
کارش پیچ در پیچه!!!
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
واااااااااااااااااااااای !وااااااااااااااااااای!وااااااااااااااااااااااااااای!
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
پیچش درست! (بر وزن دستش درست بخوانید). خلاقیت و حوصله میخواد که هرکسی نداره!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
خدااااااااااااااااااااي من معركه بود...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
جا داره سلامی داشته باشیم خدمت اندرو...خسته نباشی هنرمند:-)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
سلآم؛ دمش گرم واقعن :)
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات