پایان نامه
#کاش_بودی #تنهام

پایان نامه

نویسنده : banu69

استاد «خ» داشت مراحل نوشتن پایان‌نامه را به ما توضیح می‌داد. پایان توضیحاتش گفت: «روزی که قراره دفاع کنید حتما حتما یه نفر رو بیارید که حضورش بهتون آرامش بده.»

توی این دانشگاه همه کسانی که خوب دفاع کردند و به تبع آن نمره خوبی گرفتند یک نفر توی سالن بوده که قوت قلب‌شان باشد. بعد من به این فکر کردم که برای آن روز تو را هر جای دنیا که باشی با خودم ببرم. این‌که وقتی دارم در مورد فلان ایراد املایی یا محتوایی با استادها کلنجار می‌روم و یک آن نگاهم بیفتد به صورت معصوم و چشم‌های آرامت، همه وجودم جانی دوباره بگیرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٢٦
١
٠
# کاش بودی_ تنهام !
Samira
Samira
٩٥/٠١/٢٧
٠
٠
خیلی خوب بود... کاش بیاد!
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
فکر کنم داستان وارد فاز ارشد شده :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
:))) دکترا اصلا
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
کوتاه و البته قشنگ بود؛ بیافیدش اللهی :))
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
عالی:)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠