در تمام این سال‌ها که نشریه‌ها را دنبال کرده‌ام یک چیزی همیشه من را اذیت کرده! البته من دارم درباره نشریه‌های تخصصی ادبی حرف می‌زنم و کاری به کار نشریه‌های دیگر ندارم، هر چند می‌دانم در آن‌ها اوضاع بدتر و وخیم‌تر است اما چیزی که همیشه من را اذیت کرده مساله‌ای ست به نام «ویژه نامه». تمام نشریه‌هایی که در اسفند خریده‌ام چیزی حدود چهل صفحه یا بیشتر را با عنوان «ویژه نامه عید» چاپ کرده‌اند! و قبل‌تر از آن ویژه نامه یلدا، ویژه نامه اول مهر، ویژه نامه شروع تابستان و مناسبت‌های تمام نشدنی ایرانی. و بعد رفته‌اند یک عده نویسنده و مترجم و منتقد و شاعر را دور هم جمع کرده‌اند و گفته‌اند بیایید مثلا درباره سیب و سماق و سرکه بنویسید! نظرتان را درباره تخم مرغ رنگی بگویید و از همه مهم‌تر بنویسید که اولین عیدی‌ای که گرفتید چه بود و قدیم‌ها عید چه طور بود و حالا چه طور است؟! و بعد همه‌شان هر چه توانسته‌اند زور زده‌اند که متفاوت بنویسند ولی آخرش نوشته‌شان با نوشته‌های سال‌های قبل خودشان و دیگران درباره عید مو نمی‌زند.

حرف‌ها همان‌هاست و جمله‌ها همان و حال و هوا هم که قطعا باید همان عید و این داستان‌ها باشد. در این بین خیلی به ندرت پیش می‌آید که نوشته‌ای متفاوت ببینیم. همین است که حالا به جایی رسیده‌ام که هر وقت می‌روم نشریه‌ای بخرم همین که اسم «ویژه نامه» را رویش می‌بینم حالم بد می‌شود. حتی گاهی ویژه نامه‌هایی برای فلان شاعر و فلان نویسنده هم چاپ می‌شود که باز وضعیت قابل تحمل‌تری دارند، هر چند که در مجموع چیز مفیدی نیستند، جز این‌که باز یک عده را دور هم جمع کنند و بگویند از این نویسنده یک خاطره تعریف کن و او بردارد بگوید که مثلا یک روز رفته بودیم محضر استاد، ایشان با پیژامه آمدند برای‌مان فلان شعر را خواندند و استاد بسیار ساده بودند و به شاگردها توجه فراوان داشتند و این حرف‌ها.

می‌دانید که دارم مثال می‌زنم اما نگاه کنید به ویژه نامه‌ای که مثلا برای «سید علی صالحی» درآورده بودند. فکر می‌کنید چه بود؟ هر کس برداشته بود یک نامه مثلا خاطره‌آمیز از جاهایی که با هم رفته بودند و عکس‌هایی که با هم گرفته بودند خطاب به این شاعر نوشته بود با درون مایه‌های «تو بهترین شاعری و کسی مثل تو نیست و کور شود هر آن که نتواند دید» و تمام! و در آخر هم چند تایی از شعرهای سید علی صالحی را نوشته بودند و اسمش را گذاشته بودند ویژه نامه! خب درست است که «ویژه» نبود ولی حسابی «نامه» بود!

 آدم دردش را به که بگوید؟! هان؟ آدم با این همه ویژه نامه که روی دستش می‌ماند چه کار کند؟! هان؟! هیچ چی دیگر! خوشحالیم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
و صد البته مسابقه قطور شدن هم دارن با هم؛ انگار ضخامت ویژه نامه هر نشریه ای بیشتر باشه، اون نشریه از عمق بیشتری برخورداره!
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
بله این وسط نشریه های خوبم البته هست ....
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
بيا دردتو به من بگو. بيا بخلم سرتو بذار رو شونه هام گريه كن:)) نوشته عااااالي بود. دم شما گرم
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
بیاااااااااااااااا ... مرسی زهرای جان
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
حالم از اين نوشته هاي تكراري عيد به هم مي‌خوره. مخصوصا از اون قسمت خونه تكوني دل و كينه زدود و...
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
هه هه راست میگی اینو یادم رفت توی متنم بیارم دیگه تو اوردی :D
admincheh
admincheh
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
چند روز پیش تو کیوسک مطبوعات داشتم دنبال یه ویژه نامه خوب می گشتم پشیمون شدم و راهم رو به سمت کتابفروشی کج کردم!
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
بی قانون و خط خطی و داستان همشهری خوبن :-)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٢/٢٦
١
٠
واقعا که موضع بی نمک و کسالت اوری شده .
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١٢/٢٧
١
٠
واقعا موضوعات کسل کننده نیستن نویسنده ها کسل کننده می نویسن همیشه میشه جذاب نوشت
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
حقیقت اینه که نوشتن در مورد یک موضوع که سال هاست توی لوپ تکرار افتاده خسته کنندس و یک نویسنده باید خیلی خلاق باشه تا بتونه این موضوع رو با یک روش جذاب شرح بده .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات