از تو خواهم نوشت...
دلنوشت

از تو خواهم نوشت...

نویسنده : نازنین یوسفی

از تو خواهم نوشت 

تا آن‌جا که صدای مرا شعر 

برساند به انبوه یگانه شدن

و کولیان خانه به دوش

آن گاه که از رهگذرت عبور می‌کنند

زمزمه وار بخوانند:

آی ای عابر 

آی ای عابر 

به کجا می‌روی اینسان دلتنگ؟

به کجا می‌روی اینسان خاموش؟

و عمان - این وحشی خفیف - 

بگوید برای تو از درد 

بگوید برای تو از موج

آه! دندان به چه تیز کرده‌ای، ای عقل؟

این عشق است، عشق

بره‌ی بی‌گناه چمن‌های بوسه را 

از چه رو حرام کرده‌ای؟

باید رفت 

باید به حافظه خاطرات نجیب پناه برد 

و قلب را 

چون گل‌های خشکیده 

به میان دفتر سپرد 

و گریخت به دره‌ی «آه»های سرگردان

باید رفت 

و از تو نوشت

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
لازمه بگم که من نفهمیدم؟ خخخ. خدایی خیلی خیلی کم پیش میاد از شعر نو یا دلنوشت های اینچنین عمیق چیزی بفهمم! به انبوه یگانه شدن! یعنی این ترکیب داغونم کرد. من کلا نظر خاصی در مورد این ندارم. چون سطح این شعر با سطح فهم ادبی من خیلی فاصله داره. باید بیشتر کار کنم تا بهش برسم. خیلی تشکر
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
بره ی بی گناه چمن های بوسه_حافظه خاطرات نجیب-دره ی آه های سرگردان-چه تشبیهات ناب و قشنگی..زیبا بود:))
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
سلام چه تشبیه های خوب و ماندگاری ‌قلم احساست توانا گل:)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات