یک افشاگری کوچولو!
وقتى درباره ما فيلم مى‌سازند؛ چه كار بكنيم خوبه؟

یک افشاگری کوچولو!

نویسنده : محمد ناصر حق خواه

با خواندن تيتر شايد انتظارتان از اين يادداشت بالا رفته باشد، پس بگذاريد همين ابتداى كار خيال خودم و شما را راحت كنم كه بعد از خواندن اين متن، خريدار نفت داعش يا آخر سريال شهرزاد مشخص نمى‌شود. بيشتر مى‌خواستم تيتر شيطون بلايانه بزنم تنگ كار، حالا شيطون بلايانه از چه لحاظ؟ از اين لحاظ كه مى‌خواهم فيلم آقاى تام مك‌كارتى كه اسمش را گذاشته Spotlight (افشاگر) و همين يك هفته پيش اسكار بهترين فيلم (هنوز هم سخته هضمش) را قاپيده؛ بگذارم پيش سريال آقاى محمود معظمى كه «شيوع» نام دارد. حالا اين‌كجا و آن‌كجا و مارك روفالو كجا و جعفر دهقان كجا بماند. فقط مى‌خواهم اين و آن و چند تا چيز ديگر را بگذارم كنار هم تا هر جور شده يك نتيجه از دلش بيرون بكشم و بعد هم شما را به خداى بزرگ بسپارم.

قضيه اين طورى شروع شد كه آقاى مك كارتى يك روز نشسته بود كنج اتاق با خودش فكر مى‌كرد كه: «الان داستان چى بنويسم خوبه؟» يك دفعه به ذهنش آمد كه درباره رسوايى جنسى كليساى كاتوليك رم بنويسد خوب است. بعد هم شروع كرد و نوشت و زنگ زد بچه‌ها دور هم جمع شدند و بدون دوربين روى دست و پايان باز و اين ادا بازى‌ها يك فيلم شسته رُفته دادن دست آكادمى اسكار و آكادمى اسكار هم خوده اسكار را داد دست‌شان گفت: «بريد باهاش حال كنين.»

اما يك عده كه با حال كردن مك كارتى حال نمى‌كردند؛ گفتند : «الان فيلم را مى‌دهيم پدر روحانى تا دوباره جرأت نكنى از اين فيلم‌ها بخورى، چيز... يعنى بسازى» مك كارتى هم جلوشان در آمد كه: «بابا چرا بحث رو سياسى مى‌كنين؟ به باباى آقاى روحانى چيكار داريد آخه؟ اصلا چه جورى مي‌خواين بفرستيد سمنان؟ اون جا هم خطه رييس جمهور پروريه، يك وقت ديدين اشتباهى رسيد دست پدر رييس جمهور سابق، اون وقت مي‌خواين چي كار كنين؟ هان؟»

مك كارتى داشت نفس مى‌گرفت تا دوباره اوج بگيرد كه يكى از مخالفانش گفت: «وايسا بابا... چى برا خودت دور برداشتی؟ منظور پدر روحانى بود، نه پدرِ روحانى. مى‌فهمى؟ پاپ رو گفتيم ما، رهبر كاتوليك‌هاى جهان. همون كه تو واتيكانه.» مك كارتى كمى سرش را خاراند و گفت: «نمى‌دونم والا، ولى فكر كنم واتيكان از سمنان نزديك‌تره، نه؟ خوبه آقا. بفرستيد همونجا هزينش هم كمتره.»

مخالفان كه كلا از اين بابا قطع اميد كرده بودند، فيلم را جاساز كردند تو سقف يك پرايد وانت و با بارنامه جعلى حراست واتيكان را پيچاندند و خلاصه فيلم را رساندند دست پاپ و منتظر واكنش واتيكان بودند. حالا وقت آن است كه سوال مورد علاقه‌ام را بپرسم: «واتيكان چى گفته باشه خوبه؟»

واتيكان در روزنامه رسمى كليساى كاتوليك يعنى (اوسرواتوره رومانو)، اعلام كرد: «فیلم سینمایی «افشاگر» را به خاطر همدردی با قربانیان تجاوزات جنسی در طول تاریخ کلیسای کاتولیک ستايش مى‌كنيم و متذکر مى‌شويم که این فیلم به هیچ عنوان یک فیلم ضد کلیسای کاتولیک نیست.»

حالا اين‌كه آقاى مك كارتى اين را چند هزار بار زد توى سر مخالفانش و چند بار اين بخش روزنامه را براي‌شان تكرار كرد و داد بچه‌ها استيكر تكرارش را بسازند و دابسمش درست كنند، بماند. اصلا بياييد از ورطه هاليوود و واتيكان بيرون بیاییم و براي‌تان داستان سريال «شیوع» را تكرار كنم... يعنى تعريف كنم. (اينقدر اين مك كارتى تكرار كرد، تو دهن ما هم افتاد)

آقاى معظمى مى‌خواست درباره حمله بيولوژيكى و انتشار يك بيمارى در ايران توسط خارجى‌ها سريال بسازد. با توجه به تجربيات قبلى همكارانش، متوجه شد كه اگر اين بيمارى را به جان هر يك از اقوام و اصناف و مشاغل ايرانى بياندازد، دردسر مى‌شود و خواست مثل مهران مديرى برود داخل زندان با خلافكاران سر شوخى را باز كند كه سنديكاى خلافكاران مقيم تهران طى بيانيه‌اى اعلام كردند: «شوخى يك بارش خوبه، دوباره اين طرف‌ها بازى كنين، توپ و بقيه دم و دستگاهتون رو پاره مى‌كنيم.» براى همين محمود معظمى كارى كرد كه منتقل كننده بيمارى به جاى يك ايرانى يك افغانستانى مهاجر باشد. حالا دوباره بايد سوال مشهورم را تكرار كنم: «افغانستانى ها و البته روشن فكران دائم الانتقاد ايرانى چيكار كرده باشن، خوبه؟»

بله، اعتراض. اعتراض كرده‌اند كه چرا بايد يك افغانستانى بيمار باشد؟ مگر افغانستانى‌ها هم بيمار مى‌شوند؟ خودتان برادر و پدر نداريد؟

يك سايت ايرانى هم تيتر زد: «تلويزيون سوراخ دعا را پيدا كرد» (منظور از سواراخ دعا همان انتخاب يك افغانستانى به جاى ايرانى‌ها جهت جلوگيرى از اعتراض است)

مى‌خواستم نتيجه اخلاقى بگيرم و غر بزنم كه: «بابا آخه اين كارها چيه كه مى‌كنين و ببينين اين عادت زشتى كه داريم، توى برادران افغانستانى هم شيوع پيدا كرده و حق دارن اعتراض كنن، وقتى خود ما اين‌قدر كم جنبه‌ايم.»

ولى چون مى‌دانم مطلب بالاى هشتصد كلمه نمى‌خوانيد، سر و ته قضيه را همين جا هم مي‌آورم. باشد كه كارگردان شيوع از كارى كه همكارش در سريال شهرزاد انجام داد، درس بگيرد و در فصل بعدِ شيوع، از افغانستان به عنوان مهد ثبات و امنيت و مبارزه با تروريسم ياد كند تا ماجرا به خير و خوشى تمام شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
طنز تلخ قشنگی بود!...باشد که آستانه تحمل ما ایرانیهام بره بالا!
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
آرزوى دور و درازى است متاسفانه.....
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
پاسخ واتیکان خیلی عالی بوده خیلی خوشم اومد از این سعه صدر و جنبه!! واقعا خدا به همه مون منطق و جنبه و سعه صدر بیشتری عنایت کند ان شا الله:) مطلبت خوب وبد مثل همیشه فقط یکم فکر میکنم با عجله نوشتی
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
اره پاسخ واتيكان جالب بود انصافا. اره درست ميگى زود نوشتم؛ البته اجبار بود تا حدى زود نوشتن مطلب :))). مرسى كه خوندي و نظر دادى :)))
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
* منظورم خوب بود بود:) خواهش میکنم:) و البته برام جالبه اگه همین فیلم و همین فیلنامه رو در مورد سایر مبلغان دینی درست میکردن واکنششون چی بود؟
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
دقيقا. فكر كنم العان كارگردان نزديك به اعدام بود :دى
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
حاشا و انکار و حکم ارتداد و اعتراض و تجمع و حمله به سفارتخانه و تحریم و تهدید و ...قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور و ...
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
تازه مسابقه فوتبال رو هم شايد بخوان تو زمين بي طرف برگزار كنن :)))
z_saberi
z_saberi
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
سیاست واتیکان کاملا جالب و چخ چخی بوده.ینی دقیقا کی بود کی بود من نبودم...
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
نه اتفاقا جالب بود واكنششون. قبول كردن و گفتن همچين حيزي وجود داشته و ابراز هم دردي كردن. و توهين هم تلقي نكردن.
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
من وقتی داستان فیلم شیوع رو فهمیدم با خودم گفتم الان دو روز دیگه تو خیابون یکی بفهمه من به قول مجتبی لژیونرم ازم فرار میکنه!
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
حالا اين جورى كه نشد ؟؟ :)))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
الان که نشده ولی اگر مسئولین همت کنن چهار تا دیگه ازین فیلما بسازن به نظر شما نمیشه؟میشه!
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
صد در صد ميشه . ازينجا به بعدش به همت مسئولين تو ساخت اينجور سريال ها بستگى داره :))))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
بله. بستگی داره. خداکنه یه عده شعورشون بکشه!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
خخخخخ غیر از قسمت پدر روحانی بقیش عالی بود. بسی خندیدیم در این سال سی....
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
راستش خودمم با اون تيكه پدر روحانى حال نكردم. دست خودم بود العان درش مياوردم از مطلب. بسى تشكر از نظرتون در اين سال سى
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
نمی نویسید.نمینویسید ولی وقتی مینویسید عالی مینویسید..
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
خيلى لطف داريد شما . اين جورى ها هم نيست :))
r_kheibari
r_kheibari
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
متن قابل تاملی بود پذیر انتقاد یکی از گام های موفقیت هست که متاسفانه تو ماها کمتر کار شده
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
آره متاسفانه .....
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤