دست‌ها برای من موجودات شگفت انگیزی هستند. همیشه به هرکس که می‌رسم اول دست‌هایش و انگشت‌هایش را می‌بینم. بعد با خودم می‌گویم خوش به حالش چه انگشتان کشیده و ظریفی... یا چه دست‌های تپل با مزه‌ای.

به دست‌های خودم نگاه می‌کنم. انگشتانم کشیده نیست. ناخن‌هایم هم معمولی است و کشیده نیست. مچ دستانم ظریف است اما کف دست و انگشت‌هایم نه. دوست داشتم انگشتانم کشیده و باریک بود و ظرافت زنانه‌ای خاصی داشت، اما ندارد.

مهم نیست. مهم این است که می‌توانم با همین دستانم آرامش بدهم. می‌توانم با همین دستانم آشپزی کنم. می‌توانم قلاب بافی و بافتنی انجام دهم. می‌توانم دکمه‌های لباس‌هایم را ببندم. مهم این است که دست‌هایم کارهایم را راه می‌اندازند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
بله مهم وجوده، ای کاش قلب آدمها دیدنی بود البته همیشه چیزهای زیبارو باید حس کرد.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
بله زیبایی ها رو باید حس کرد :)
m_rahsepar
m_rahsepar
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
دست های مختلف و حالت هاشون خیلی با معنی اند.مثل دست های سنگین و خشن پدر وقتی دستات رو با مهربانی فشار می ده یا دست های نوزادی که انگشتت رو می گیره یا دست های دوستت وقتی داری باهاش درد ودل می کنی.اندازه و کیفیتشون یک جور نیست.هرکدومش یک حس رو منتقل می کنه
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
مثال های قشنگی زدین :) بله هرکدوم یه حس متفاوت دارن :)
elnazi
elnazi
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
زهرا...چقد نوشتت جالب بود واسم! حست ب دست !!! چطو ب ذهنت رسید!! موفق باشی:)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
خوشحالم خوشت اومده النازی ^_^ ممنون توام موفق باشی گل دختر :)
elnazi
elnazi
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
قربانت..ممنونم^__^
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات