میشه بمونی؟ / ترانه

میشه بمونی؟ / ترانه

نویسنده : 151

هوای شهر بارونیه، اگه نمونی

می‌خوام که حال و روزمو٬ با چشم بخونی

 حال و روز من شده٬ داغونِ داغون

یه مریضی وخیم٬ با روح ویرون

تو بمونی و بشی٬ تموم دنیام

دنیامو بسازمش٬ طوری که می‌خوام

اگه پیشم بمونی٬ غمی ندارم

توی دنیای سیاهی٬ سهمی ندارم

 بمونی و نور بشی٬ بهم بتابی

رویایی و عمیق٬ مثل یه خوابی

اگه پیشم بمونی٬ می‌خوام عوض شم

بشم اون کسی که میخوای٬ واست هرس شم

تو بمون کنار من٬ عشقو بسازیم

توی بازی غرور٬ بهم ببازیم

به چشم من نگاه بکن٬ ببین که خونه

بدون خنده‌های تو٬ میشم دیوونه

خودتم خوب میدونی٬ آره عزیزم

تو بخوای کل جهانو٬ به پات میریزم

اگه میشه بمون٬ ببین شکستم

دیگه از این همه درد٬ خسته‌ی خستم

این همه خواهش واست٬ فرقی نداره

این دیوونه پیش تو، حقی نداره

حالا که می‌خوای بری٬ خدانگهدار

فقط این عکس منو٬ پیشت نگهدار

بعضی موقع‌ها نگاش کن٬ تا بدونی

صاحب عکسو تو کشتی٬ اینو میدونی

بعد تو سهم من از جهان همینه

نفس کشیدن‌های زوری٬ که جسم نمیره

بعد رفتن تو خیسم٬ زیر بارون 

شب لرزه‌های بی چتر٬ با چشم گریون

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
سلام. توی این ترانه ی شما، «وزن» رعایت نشده! چند جا هم قافیه رعایت نشده مثل « غمی ندارم - سهمی ندارم» یا « همینه- نمیره»
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
سلام.ممنون بابت نظرتون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
شعر زیبایی بود، به شعر شما انتقادی در باب وزن و قافیه وارد نمی کنم چون توی این سن شعر گفتن یعنی خیلی بالاتر از آدم های هم سن و سال و اصلا دوست ندارم کاری که نتیجه ی تلاش یک فرد مثلا 20 ساله هست رو با اثر یک شخص 35 ساله قیاس کنم، چون بی منطقیه محضه. منتظر شعر های بعدی شما هستیم :)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
ممنون ک خوندید :) ممنون ک درک میکنید :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤