خواب انتخاب / شعر

خواب انتخاب / شعر

نویسنده : A_Emadi

خواب دیدم دیشب اندر قایقم /// جالب اما خواب دیدم عاشقم!

لحظه‌ای دیدم به ساحل دختری /// همچو الماسی که برانگشتری

من به قایق او به ساحل ما به هم /// یک نظر کردیم و شد دل‌ها به هم!

بی نهایت، بی‌نظیر، آن اتفاق /// دلپذیر آن شور و شیرین اشتیاق

ما به هم دل بسته‌ایم حالا کمی /// عاشق هم گشته‌ایم حالا کمی!

در همان حال و هوا بودم شدید /// ناگهان قایق لب ساحل رسید!

من نفهمیدم که طی شد فاصله /// مانع عشاق، کی شد فاصله؟!

شد به من نزدیک وگفتش ای علی /// من هم عاشق گشته‌ام چون تو ولی

وصلت من با تو قدری مشکل است /// اشتیاق ما به هم بی‌حاصل است

تو ز دریایی و دریا می‌روی /// ز آسمان آیی و دریا می‌روی

من ولی هر دم به ساحل بوده‌ام /// از تو و دریا که قافل بوده‌ام

این دو جمله مختصر را گفت و رفت /// درد ودل‌های مرا نشنفت و رفت

رفت و ما را با دلی خون جا گذاشت /// بغض تلخی بر گلوی ما گذاشت

رفت و شد آن جمله‌ها کابوس من /// شد عذاب و لرزه برتن آن سخن

بعد سالی فکر و تنهایی کنون /// اشتباه محض من بود آن جنون

من کنون پی برده‌ام بر حرف او /// هر که را با اهل خود باشد نکو

رو به کاهش عمر من از این عذاب /// شرمسارم شد دلم زین انتخاب

ناگهان لرزیدم از سرما به خود /// رشته خوابم به ناگه پاره شد

چشم وا کردم و دیدم سقفی و /// مادرم آورده با خود ظرفی! و

ظرف خود پرکرده بود از آب سرد /// رشته‌ی خوابم به این ره پاره کرد

گفتش او ای مردک بی‌آبرو! /// صوت هذیانت برفته کو به کو!

از برای من تو عاشق گشته‌ای؟! /// عاشقی بر روی قایق گشته‌ای؟!

من بسازم قایقی از بهر تو! /// شب پدر آید کنم من قبر تو!

فکرم از آینده‌ات دلواپس است /// گر مجرد بوده‌ای، حالا بس است!

دختران جمع فامیل را ببین /// نسترن، سوگند و مهسا و نگین!

یا سحر تک دختر آقا شهاب! /// زین میان کن یک نفر را انتخاب

می‌روم تا ساعتی کاید پدر /// رفت و گفتم با خودم آه ای پسر!

بشکنت پایت که بر قایق شدی! /// آب و نانت بود کم، کاشق شدی؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
بیت اخر بشکند بود دیگه؟؟...واقعیت بود؟؟خخ...خسته نباشین:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
بله بشکند بود :) ..قطعا واقعیت نبود...ممنون
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
جالب بود...مرسی
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
لطف دارید
A_hosseyny
A_hosseyny
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
زیبا بود...ممنون
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
مرسی ......
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
دختران جمع فامیل را ببین /// نسترن، سوگند و مهسا و نگین!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات