من که سین ندارم!

من که سین ندارم!

نویسنده : Saleheh_sh79

دلم می‌خواهد سال هیچ‌گاه نو نشود اما  ثانیه‌‌ها از پس هم دوان دوان می‌آیند .

ماهی تندتر می‌کوبد و می‌رقصد و می‌نوازد و من چشم‌هایم را می‌بندم. می‌دانم خسته می‌شود، می‌خوابد و من زمانی می‌فهمم خوابش بی‌پایان است که درونم پر از سکوت می‌شود. چشم‌هایم را باز می‌کنم، می‌بینم چیزی روی آب با چشم‌های باز به من خیره شده. او حالا مرده و من می‌گریم.

داد و فریاد مرا نه آن سکه‌های مغرور می‌شوند و نه آن سبزه‌های اتو کشیده روبان‌دار، مرا لب‌های خندان تخم مرغ‌های رنگی هم نمیفهمد. من فریاد می‌زنم و صدای من میان صدای حول حالنا گم می‌شود.

ومن حالم هنوز مثل بهار گذشته است. سال بعد دوباره از کنج انباری تار عنکبوت گرفته شسته می‌شوم و باز یک ماهی خوش حال و سرمست در این تنگ بلور می‌رقصد.  کاش امسال آن بخاری قدیمی خودش را کمی جلوتر بکشد، مطمئنم پای پیرزن گیر می‌کند و من از دستش لیز می‌خورم و قبل از آمدن ماهی دیگری، روی پله‌های شیروانی تمام می‌شوم.

کاش امسال لااقل پله‌ها لیز باشد، کاش امسال کسی مرا پای هفت سین نبرد، آخر بی‌انصاف‌ها من که سین ندارم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
چقدر خوبه این نوشته... واقعا عالی بود، مرسی:) من همیشه از بهار و نوروز متنفر بودم! :(
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
قابل شما رو نداشت...:-)
ص آ ل ح
ص آ ل ح
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
قابل شما رو نداشت...:-)
translator
translator
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
ما هیچوقت ماهی نمیخریم چون میگیم گناه داره باعث اذیتشه توی تنگ خوب نیست . زیبا بود ممنون
Helen_d.z
Helen_d.z
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
خیلی عالیییییه...واقعا قشنگ بود
k_hz
k_hz
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
چقد این حس رو عمیق لمس کردم .... منم سین ندارم
k_hz
k_hz
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
منم همینطور...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
اخر بی انصاف ها من که سین ندارم....درد دل را شکسته دل بداند و بس..مرسی از متن زیباتون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده خانوم رضایی ^_^
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
ما چند سالی هست ماهی نمیخریم چون فورا بعدش می میرن ... ممنون از متن قشنگتون :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
شما لطف دارین خانوم خدائی...امیدوارم هیچ تنگی ماهی مرده توی خودش نبینه ...
زهره_براتی
زهره_براتی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
سلام دوست عزیز چقدر تلخ راستی منظورتون از ینکه سین ندارین چیه ؟
زهره _براتی
زهره _براتی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
سلام زهره جان.... یعنی حالم مثل همین تنگ ماهیه... سین ندارم ولی باید سر سفره ی هفت سین بشینم ...
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
سلام؛ به به! خیلی خیلی خوش آمدید! منتظر نوشته های زیبای شما...
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
سلام ...مرسی :-) منم منتظر نظر های خوب شما هستم !!
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
خواهش می کنم؛ اوقات خوشی رو در جیم سپری کنید!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات