زردی من از تو، سرخی تو از من

زردی من از تو، سرخی تو از من

نویسنده : mra

آدمیزاد تا نیمه گمشده‌اش را پیدا نکند قرار نمی‌گیرد. تا آن وقت همه جنس‌های مخالف مجرد دنیا برای‌شان حکم یک نیمه گمشده بالقوه را دارد. از گوینده اخبار هوا‌شناسی گرفته تا تلمبه‌چی پمپ بنزین. هر چند در این میان عده کثیری هم هستند که به اشتباه گمان کرده‌اند نیمه گمشده‌شان را یافته‌اند. این دسته بعد از مدت کوتاهی مثلا سر کوتاهی یا بلندی مانتو کارشان به قهر و جدایی و مهرم حلال جونم آزاد می‌کشد. اما برخی دیگر هم هستند که اقبال‌شان بلند است و برای یک پیاله چای در کنار یار، جان‌شان را هم می‌دهند با عبور متعدد از چراغ قرمز!

خود من نیمه گمشده‌ام را میان شعله‌های آتش یافتم. درست در چهار شنبه سوری هفت سال پیش. توی کوچه آتش بلندی بر پا بود و ملت به امید کفش و لباس نویی که خریده بودند بی‌محابا از روی آتش می‌پریدند و اصلا خیال‌شان نبود که شلوارشان بسوزد یا تخت کفش‌شان ذوب شود. آن شب من از شرق به سمت آتش دویدم و نیمه گمشده‌ام از غرب و درست در میانه آتش به هم خوردیم. پای من سوخت و سر نیمه گمشده شکست. هر دوی‌مان به فاصله یک تخت توی اورژانش بیمارستان دراز کشیده بودیم و از هم خجالت می‌کشیدیم تا ناله و شیون کنیم. بعد هم عید آمد و دیدار رفت را ما به خانه آن‌ها رفتیم و دیدار برگشت آن‌ها به خانه ما آمدند. هنوز بعد از قریب به هفت سال رد شکستگی روی پیشانی نیمه پیدا شده‌ام مثل یک ستاره مانده و جای سوختگی پای چپم عین نقشه ایتالیا. اسم پسرمان امیر فربد است و هر ماه قسمتی از حقوقم می‌رود سر جریمه عبور از چراغ قرمز.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
چه حس خوبی داشت این یادداشت شما آقای امانی! شروع و پایان یادداشت حرف نداشت. مرسی که نوشته های خوبتون رو به اشتراک میذارین.
m_r_amani
m_r_amani
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
چقدر خوب
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
خیلی جالب بود برقراری ارتباط بین موضوعات.رفت و برگشت٬چند چند شدید؟پنالتی ک نکشید؟ :)
m_r_amani
m_r_amani
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
کمی به وقت اضافه کشیده شد فقط
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
:))) چه آشنایی رمانتیکی
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
یاد سیمرغ افتادم. جالب بود. نوشته و آشنایی و....
m_r_amani
m_r_amani
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
سیمرغ...جالبه
r_kheibari
r_kheibari
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
نوشته حقیقتا جالبی بود،لذت بردم قسمت آخرش نکته خوبی داشت البته اگه من درست گرفته باشم؛پدر بی قانون و پسر بی قانون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
اخه..چه بامزه_:-)
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات