آرزوهای من...
#آرزو #دنیای خوب #انسان_بودن

آرزوهای من...

نویسنده : milad.piri

از آرزوهایم بگویم. از چیزهایی که دلم می‌خواهد اتفاق بیفتد. از مهربانی آدم‌ها تا نوازش قلب کودک سر چهارراه. از عشقی که برای تو بنویسد تا پرنده‌ای که بی‌مهابا پرواز کند. آرزوهایم تنها چیزهایی هستند که به آن‌ها افتخار می‌کنم حتی اگر در این دنیا اتفاق نیفتد.

در باورم این است که وسعت و بزرگی قلب آدم‌ها با اندازه آرزوهای‌شان، آرزوهای خوب‌شان رابطه مستقیم دارد. در باورم هرکس به اندازه آرزوهایش بزرگ است، چرا که خوی و منش آرزوهایش را می‌توانی در چشمانش بخوانی.

آرزوهای زیادی داشتم، آرزو داشتم که دو پنجره بود، روبروی هم. یکی سفید و یکی سیاه. یکی بی‌خدا و یکی باخدا. اما هر دو امتدادِ نگاهشان، فردایی پر از انسانیت بود و هر صبح اولین کارشان «سلام! صبح بخیر» به هم بود.

آرزو داشتم زیر باران با کسی که مرا می‌فهمد، می‌خواند و می‌داند قدم بزنم. هوایش بود، بارانش هم بود، یارش نبود.

آرزو داشتم که دنیا جای بهتری برای زیستن بود، جایی که حق انتخاب هم بود، جایی که با صدای بلند هم بشود خندید. آرزو داشتم این کهنه واژه عالم (عشق) نجات دهنده انسان‌ها بود اما یا تحریف شد، یا اولویت نبود و یا بود اما سر جایش نبود.

آرزو داشتم انسانی‌های بودیم که قضاوت را همیشه به فردا موکول می‌کردیم. زیر بار جهل و مرگ و نفع، پرنده‌ای را به اتهام پرواز، نشانه نمی‌گرفتیم.

آرزو داشتم برای خوبی بهانه نداشتیم، بی بهانه ذوق، شوق و پرواز می‌کردیم و به هر حاکمی چند شاخه گل و چند سیب قرمز و یک کتاب می‌دادیم و باورمان این بود که با این‌ها دنیا هم قشنگ‌تر و هم امن‌تر می‌شود و تفنگ و صدای کیو کیو بنگ بنگَش نبود.

آرزو داشتم که لبخند کودک را یک معجزه می‌دیدیم و خندیدن با هم از سر زیبایی و محبت یک عبادت بود و رنگ‌های شاد هم بود، پایکوبی و آواز هم بود.

آرزو داشتم هیچ زندانی، برای محصور کردن عقاید و فکر نبود و یا اگر بود همیشه خالی بود، آزادی پس از بیان هم بود.

آرزو داشتم که پول فقط پول بود، عشق نبود؛ مهربانی نبود؛ هر چیز سر جای خودش بود و پول فقط پول بود.

آرزو داشتم که آرزوهایم به گور نروند، خاکستری نشوند، ساکت نمانند، آرزو داشتم زنده بودند و با هر افتادن، بلند نیز می‌شدند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
این همه آرزو رو برای امشب آرزو کردین گویا ؟ فی الحال پشت پرده بعضی آرزوها صلاح نیست. امیدوارم به هرچی به صلاح هست برسین :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠١/٢٧
٠
٠
آرزو داشتن خوبه ولی کاش بعضی آرزو ها تا ابد یه آرزو باقی نمی موندن ...
شادی کیان
شادی کیان
٩٥/٠١/٢٧
٠
٠
+ چه آرزوهای قشنگی ... امیدوارم همیشه آرزوهاتون قشنگیشون رو حفظ کنند .. حتی اگه همون آرزو هم بمونن ...
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
آرزو روا باشید و باشیم همگی ان شاء الله :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤