اتاقم باید یک پنجره می‌داشت

اتاقم باید یک پنجره می‌داشت

نویسنده : مریم سادات

اصل اصلش اتاق من یک جوری باید می‌بود که یک پنجره بزرگ داشت، حالا بزرگ هم نبود نبود، فقط باید می‌داشت. نه از این پنجره‌های آپارتمان‌های بزرگ که هر موقع پایین را نگاه می‌کنی بترسی و سرت گیج برود، باید یک پنجره می‌داشت که رویش به حیاط بود یا درختان کوچه و یک طاقچه هم بیخ دلش برای چندتا از گلدان‌های محبوبم که مجبور نباشم بزارم‌شان توی حیاط، همین جا کنارم می‌بودند، صبح به صبح آب‌شان می‌دادم.

باید یک پنجره می‌داشت که صبح به صبح بازش می‌کردم و صدای آواز گنجشک‌ها را می‌شنیدم. هر روز صبح پرده را می‌زدم کنار، با ربان‌های رنگی رنگی می‌بستم‌شان. باید پنجره می‌داشت که هر موقع اذان گفتند، بازش کنم و با جان و دل بشنوم و در حین نماز نسیم بیاید و برود. باید یک پنجره می‌داشت، باید می‌داشت که اتاقم روشن بود، که پرده‌هایش طرح گل‌های ملیح می‌داشت، که هر موقع باران می‌آمد بازش می‌کردم تا بوی باران در اعماق وجودم واستخوان‌هایم نفوذ کند.

استاد می‌گفت: بهترین اتاق‌ها، اتاق‌هایی هستند که پنجره ندارند، چرا که در هنگام خواب باید تاریکی مطلق باشد. ولی من دلم می‌خواست اتاقم پنجره می‌داشت، پنجره‌ای رو به سوی آرزوهایم. پنجره‌ای رو به سوی درختان کوچه، پنجره‌ای روبه سوی باغچه حیاط، پنجره‌ای رو به سوی الهی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
بگذارمشان توی حیاط// روبان// نوشته شما خیلی دوست داشتنی بود و حس خوبی هم داشت. قلمتون مانا سیده خانم!
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
خیلی ممنونم از لطفتون : )
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
متن احساسی خیلی قشنگی هستش این، قبلنم بت گفتم :) یه کوچولو ایراد نگارشی داره فقط ک اونم مهم نیس خخخخ
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
مرسی فوفی: )من کلا با نکارش مشکل دارم : |دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
منم داشتم و هنوزم دارم ولی بر اثر تلاش کمتر شده، تو هم می تونی اگر جدی باشی راجع به نوشتن : )
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
معلومه که بدجوری دلتون خونه ویلایی می خواد:)) اون از انجمن اینم ازین پست:) خونه بدون پنجره خونه نیست که زندونه! فقط جسارتا این رو به سوی الهی یکم ناموزونه! شاید می خواستین با پنجره ای هماهنگش کنین ولی با هم خوب در نیومدن! مثلا خدا می نوشتین به نظرم خیلی بهتر بود
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
الحمدالله خونمون ویلاییه^_^ولی اتاق من پنجره نداره : /متاسفانه: (در هرصورت ممنون که خوندین و ایرادش هم گفتین: )
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
خیلی هم خوب. خانه ی ما که پر از پنجره ست. درسته که پنجره ها قدیمی و به شکل ذوزنقه بیشتر شبیهه تا مربع یا مستطیل! ولی خب پنجره ست دیگه. ان شاءالله که به قول مجتبی یه خونه ی ویلایی مثل خونه ی ما گیرتون بیاد
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
ممنونم :)ما اپارتمان نشین نیستیم ولی خوب اتاق من پنجره نداره: )ان شالله
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
البته بازم خوبه! ما که کلا اتاق نداریم!خخخ
هاچ
هاچ
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
استادتون واسه خودش گفته! :) اتاقی که پنجره داره توش یه چیزای جالبی جریان داره. مثل جیک جیک. مثل باد بهاری. اتاقی که پنجره نداره زندگی توش سخته. امیدوارم برین جایی که یه عالمه پمجره داشته باشه :)
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
اره والا؛ ) یا حتی وز وز زنبور عسل^_^منم امید وارم: (
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
خوبی اتاق به پنجره است
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
بعله: )
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥