فحش‌کش!
نگاهی به معضل فحش‌های واقعی در دنیای مجازی

فحش‌کش!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

به نظر می‌رسد که داستان دنیای مجازی و حاشیه‌هایش تمامی ندارد. مثلا بعد از اعلام نتایج انتخابات شروع کرده‌ایم به جک ساختن برای افرادی که رای نیاورده‌اند‌. در راس آن‌ها حداد عادل است که در نوک پیکان حمله‌مان قرار گرفته. او در واکنش گفت از اینکه با خانواده و شخصیتش شوخی نمی‌کنند ممنون است. این یعنی او چقدر نگران است که خانواده‌اش هم مورد تعرض قرار بگیرند. شاید به خاطر این‌که سابقه بلند بالایی در دنیای مجازی در این زمینه وجود دارد.

حدود دو هفته قبل بود که تعدادی از بازیکنان استقلال و پرسپولیس در حرکتی هماهنگ با دنیای مجازی خداحافظی کردند و عطایش را به لقایش بخشیدند. اتفاقی که بارها تکرار شده است.

خب این‌جا جا دارد از خودمان یک تشکر ویژه داشته باشم چون انگار ما موفق شده‌ایم که کاربرد رسانه‌های مجازی را عوض کرده و از آن به عنوان تخلیه کننده هیجان‌های نصف و نیمه‌مان استفاده کنیم. ما ثابت کردیم از هر چیزی می‌توانیم استفاده نامربوط داشته باشیم. چیزی را که شاید در تمام دنیا وسیله ارتباط و نزدیک‌تر شدن آدم‌ها به هم و تبادل نظراست برای ما راهی برای رساندن فحاشی‌های ته نشین شده دل‌مان به مخاطب مورد نظر است که شاید روی گفتن خیلی‌های‌شان را در دنیای واقعی نداریم. 

گاهی از عکس‌های آدم‌های معروف سوءاستفاده می‌کنیم مثل آن موردی که فردی خوشحال(!) عکس افراد ‌معروف را در کنار اراذل و اوباش منتشر می‌کرد و به خورد ملت می‌داد. 

گاهی برایشان شایعه می‌سازیم. گاهی وقتی می‌بینیم عقایدشان با ما هم‌سو و هم‌جهت نیست به جای انتقاد و بیان مودبانه نظرمان فحاشی می‌کنیم. هنوز یادمان نرفته است که به خاطر پخش برنامه خندوانه با مهمان‌های افغانی چه هجومی به صفحه‌ی رامبد جوان اتفاق افتاد تا آن‌جا که مجبور شد آن پست را پاک کند.

گاهی حتی برای فحاشی نیاز به نظر مخالف نداریم و کافی ست از ذهنمان بگذرد که فلان اتفاق ممکن است تقصیر فلانی باشد. یا حتی فقط از او عصبانی باشیم یا توقعی بیشتری از او داشته باشیم. مثلا ما توقع داشتیم علیرضا حقیقی ما را قهرمان جام جهانی کند و به خاطر این که این اتفاق نیفتاد این قدر به او توهین کردیم تا صفحه‌اش را واگذار کند.

این گاهی‌ها بعضی اوقات آن‌قدر بد هستند که طرف بگوید از تو بخیر و از ما به سلامت و دنیای مجازی را بگذارد برای اهلش وفرار کند. کاری که لادن طباطبایی کرد و چهار گوشه اینستاگرام را بوسید و کنار گذاشت.

کافی است که یک خبر راست یا دروغ راجع به کسی بشنویم یا یک نفر در یک جریانی نقش داشته باشد، برایمان فرقی ندارد که حق داریم یا نه؟ درست می‌گوییم یا نه؟ سریع دست به کار می‌شویم و وارد صفحه مجازی طرف مقابل شده و او را از حرف‌های مربوط و نامربوط بی‌نصیب نمی‌گذاریم. با هر زبانی که بلدیم. حتی برای‌مان مهم نیست که او زبان ما را بفهمد یا نه. به  تنها چیزی که فکر می‌کنیم این است که عقده‌های‌مان را فرو بنشانیم و خودی نشان بدهیم.

از این تیترها زیاد دیده‌ایم. «هجوم ایرانی‌ها به صفحه مسی»، «هجوم ایرانی‌ها به صفحه تیم فوتبال ژاپن»، «هجوم ایرانی‌ها به صفحه بنیامین ویلیامز (داور ایران و عراق که به بستن صفحه‌اش منجر شد)»‌. یا حتی هجوم به صفحه دوست دختر رونالدو!

در مورد سلبریتی‌های داخلی هم وضع بهتری نداریم. دنیای مجازی که می‌تواند حکم رسانه شخصی را برای‌شان داشته باشد تا بی‌واسطه با مخاطبشان ارتباط برقرار کنند نتوانسته در ایران نقش خودش را به خوبی ایفا کند و خیلی از افراد معروف هنوز ترجیح می‌دهند که پا در دنیای مجازی و حواشی‌اش نگذارند. 

سلبریتی‌ها توان مقابله به مثل را ندارند‌. نمی‌توانند بگویند زدی ضربتی‌، ضربتی نوش کن. نمی‌توانند حتی شناسایی کنند که چه افرادی به آن‌ها توهین می‌کنند. نمی‌توانند هر روز یک پایشان در دادگاه باشد که از هتاکان شکایت کنند. تنها مجبور می‌شوند هر روز تعدادی را بلاک کنند که گاهی این هم افاقه نمی‌کند، چون فحاشان و هتاکان از بین نمی‌روند فقط از صفحه‌ای به صفحه‌ی دیگر منتقل می‌شوند. دنیای مجازی برای‌شان کنار همه محاسن پر از استرس و تنش و فشارهای روحی وروانی است. عده‌ای محدود، این فضا را تحمل می‌کنند ولی بقیه رهایش می‌کنند تا از شر قضاوت و توهین و ایجاد مزاحمت و شایعه‌سازی و حمله‌های سایبری و... در امان بمانند.

راه چاره چیست؟

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
asadzadeh_s
asadzadeh_s
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
حقیقتا در پاسخ اون چرای آخر متن هیچی به فکرم نرسید ولی میدونم که ما آدمایی هستیم که خیلی زیاد از هوش هیجانیمون پیروی میکنیم و یک دلیلش میتونه همین باشه.... داشتم متنت رو میخوندم که هجوم کاربران به صفحه ایکس ...خاستم بگم یک عده ای هم هستن میگن اگه جرات داری بیا دایرکتت و ببین ....:)
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
از بس دیدم داد بی فرهنگی زدیم و اثری نیافتیم. گفتم راه چاره ش همون سوالی بمونه :) واویلا از دست اون بعضی ها دیگه ...
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
همه جا تکنولوژی با فرهنگش میاد...حالا شاید دیر و زود داشته باشه اومدن فرهنگش اما بالاخره میاد...ولی برای ما تکنولوژی میاد...فرهنگ کلا نمیاد!یعنی ما همون ایرانی هایی هستیم که به فرهنگمون مینازیم؟؟!!
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
کلا با این فرهنگ و اینا موافقم..بعضی وقت ها تکنولوژیش هم میره یا عوض میشه ولی فرهنگش نمیاد که نمیاد خخخ ممنونم از نظرتون
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
این بحث فوحش و اقوام وابستش خیلی تو فضای مجازی داره اعصاب خورد کن میشه دیگه! همین که مجازی میشه، بعضی ها خیلی راحت حرمت ها رو میشکنند و هرچی دلشون میخواد میگن! ای کاش شما میگفتید که راه چاره چیه!! منم درش موندم!
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
به نظر من راه چاره اش یک مقدار وجدانیه. هر کس باید به درون خودش مراجعه کنه و بفهمه که فحاشی کردن واقعا راه درستی نیست. به خاطر همین گذاشتم برای وجدان های بیدار.. واقعا فحاشی این قدر رو روانه که من شخصا وقتی وارد صفحه ای میشم که می بینم توش فحاشی کردن سکوت می کنم چون کامنت گذاشتن همانا و فحش خوردن همانا...
رادمهر
رادمهر
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
من یه هفت هشت خطی راه چاره با فحش نوشتم ولی فکر نکنم تایید بشه
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
با فحش نوشتین.. یاعلی.. یعنی چه راه چاره ای با فحش نوشتین ؟:)
مهران
مهران
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
عرضی که شما بیان کردید کاملا درست و متین هست اما چرا با واقعیت جامعه ما از این زاویه نگاه میکنیم چرا همچین اتفاقاتی خیلی کمتر در جوامع دیگه میوفته، دلیل پر واضحی که به ذهن من میرسه این که ما وقت زیادی داریم تا داخل دنیای مجازی بگردیم ولی اونا سرشون جای دیگه گرم، اونم کجا؟ خب معلوم کار! چیزی که جوونهای ما ندارن، یا تفریحات متنوعی که میتونه تایم بیکاریشون پر کنه. یا علی موفق باشید.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
به نظر من که دلیلی شما میتونه بخشی از مسئله باشه ولی همه ماجرا نیست و خیلی نمیتونه صادق باشه. خیلی از جوون های ما هم هستند که سرشون جایی بند نیست ولی فحاشی نمی کنند و ادب دارن :) بی ادبی توجیه نداره واقعا..
maede
maede
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
یعنی نمیشه یکی از پستای اینستارو باز کنی و فحش و دعوا زیرش نباشه :| یکی از راه های چاره اینه که تا حد امکان با کسی درگیر نشی که احترامت حفظ بشه و دهن بعضیا بسته بمونه!
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
من هم همین کار رو میکنم سکوت می کنم تا درگیر نشم و فحش نخورم.. چون نمی تونم مقابله به مثل کنم و فحش واقعا آزارم میده..
m_lahiji1
m_lahiji1
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
واقعا بعضی ها وقتی مطلب کم می اورند مرتکب چنین اعمالی می شوند
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
خیلی درک این افراد برام سخته که واقعا چرا این طور رفتار می کنند...
translator
translator
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
فحش هیچ سودی نداره چون اون طرف از کارش برنمیگرده. ولی چقد خوبه انتقادمون رو مودبانه بگیم مثل دختری ک برای بهنوش بختیاری کامنت گذاشته بود و خییییییییییییلی زیبا و محترمانه برای حجابش گفته بود که بعد بهنوش بختیاری پست گذاشت بخاطر حرف این خانم محترم من از این به بعد بیشتر رعایت میکنم . حالا این اگه فحشش میداد فقط عقدشو خالی کرده بود و یکی رو ناراحت. ولی با این کار باعث شد انقدر اون از طرز صحبتش خوشش بیاد که تصمیم بگیره به حرفش عمل کنه و پست بزاره به همه اعلام کنه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
١
٠
دیشب اینستاگرام امیرمهدی ژوله رو می دیدم که نوشته بود لطفا به رامبد رای بدین برای سه ستاره . کامنتا این قدر با حب و بغض نوشته شده بود که انگار خواسته ازشون جنگ راه بندازن یکی با ژوله درگیر بود یکی با طرفدار عادل فردوسی ، طرفدار عادل با ژوژولی ها !خلاصه که این قدر کامنتا عجیب بودن که وقتی به ساعت نگاه کردم دیدیدم نیم ساعتی رو داشتم کامنتا رو دنبال می کردم تا ببینم چی باعث شده این قدر درگیر شن !یه وضعی اصلا!
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
به نظرم این کارها یعنی بیکاری مطلق. یک مشت آدم لاقید به خودشون اجازه تعرض به همه مقدسات،خانواده،ناموس و غیره رو به راحتی میدن. خطاب به پدر ومادرهای دهه شصتی : تو تربیت بچه ها خیلی اهتمام وجدیت به خرج بدید. اشتباهات والدین قدیمی رو مطلقا انجام ندید. تکنولوژی و پیشرفت اون باید در خدمت اعتلای فرهنگ اجتماعی باشه . این اصل رو به فرزندانمون بفهمونیم.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤