پرایدیه / شعر طنز

پرایدیه / شعر طنز

نویسنده : h_golchin

از جفا کم کن وفا کن ای پراید

حاجتی از ما روا کن ای پراید

ما برای خودکشی آماده‌ایم

تو ولی آخر حیا کن ای پراید

تا به کی باید به ما خدمت کنی؟!

خفت مردم را رها کن ای پراید

قیمتت را ابتدا تعدیل کن

بعد این‌قدر ادعا کن ای پراید

می‌خورند از سفره‌ات بسیارها

رازها را برملا کن ای پراید

راستی سایپاییان را هم کمی

در درون خویش جا کن ای پراید

در حوادث طبق آمار اولی

جان مولا اکتفا کن ای پراید

از تبار قوم چنگیزی مگر؟!

اعتباری دست و پا کن ای پراید

من نمی‌گویم که مثل بنز باش

یا به پورشه اقتدا کن ای پراید

عرض من این است که کمتر بکش

بعد از این رحمی به ما کن ای پراید

*

نه تو هم ماشین نخواهی شد برو

چار چرخت را هوا کن ای پراید.

حسين گلچين (شكلات الشّعرا)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
به به
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
مهدی خوشحالم دوباره میبینمت.
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
این پراید خط تولیدش که تموم شد باید ره تو موزه اینقد که براش شعر گفتن!!...قشنگ بود :)
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
روی جناب عزرائیل و سفید کرد این پراید!! شاد برو شادروان برگرد
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
چه خوب که اولین مطلب رو طنز شروع کردین؛ خوش اومدین.
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
مرگ دست خداست٬پراید وسیله س :)
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
عالی
امیر
امیر
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
واقعا دمت گرم خیلی قشنگ بود
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/٢٢
٠
٠
وااای معرکه بود افرین بر شما:دی جای پراید خالی بیاد این شعرتونو بخونه:دی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠