هرکس نقش بازی کرد...

هرکس نقش بازی کرد...

نویسنده : kavir

هرکس نقش بازی کرد دوست داشتنی شد!

محبوب شد!

عکسش را زدند به دیوار.

از او امضا گرفتند.

حق داری پس

این‌طوری نقش بازی کنی!

این روزها همه نقش بازی می‌کنند.

شما چطور؟

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٠٨
٢
٠
هعیییییی این روزا همه نقش بازی میکنن هیچکی خودش نیست هیچکی واسه خودش ندگی نمیکنن همه به دنبال مهر تایید دیگرانن من که دلم واسه خودم خیلی تنگ شده دلم واسه خنده های از ته دلم تنگ شده ... خداجونم دلم واسه بچگیم تنگ شده ...
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١٢/٠٨
١
٠
وای الی جون حرف دل منو زدی اشکمو درآوردی.... دلم واسه خودم خیلی تنگیده خیلیییییییییییییییی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٠٩
٠
٠
فدات اشکتو نبینم مهتاب جون ...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠٨
١
٠
بعضی اوقات انقدر تو نقشش غرق میشه که یادش میره کی بوده...............بعد تازه میفهمی شده مرد هزار چهره
m_kashiyan
m_kashiyan
٩١/١٢/٠٨
١
١
متاسفانه وقتی همیشه هم خودت باشی قدرتو نمیدونن و یه جورایی باعث سواستفاده میشه!نقش بازی کردن خوب نیست اما اینکه خود_خودت هم باشی..................
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
________! چی بگم من ... در کف نقش خودم موندم و در جا میزنم جه برسه به نقش دیگری....
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
من خودم هستم خوده خودم....
t.m
t.m
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
نمیدونم چی بگم!
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١٢/٠٨
١
٠
ای بابا.....
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠٨
٢
٠
نقشم را خوب بازی نکردم!کات !نقشم را به دیگری دادند؟حالا بازیگر خوبیم به نظرتون؟
مجید
مجید
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
شماچطور...
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠٨
١
٠
الان اکثرآ نقش بازی می کنن...... متأسفانه..... هِعییییییییییییی......
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
من نقش راحیلو ورداشتم
mery
mery
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
هــــــــــــــــــــــی ما نقش ابدارچی رو داریم باید برای کسی که نقش بازی میکنه چایی ببریم
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
ای بابا!چرا دروغ بگم تاحالا نقش بازی نکردم؟چرا من تا حالا نقش بازی کردم!
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٠٨
١
٠
همه ما نقاب دارانی هستیم که نقاب به صورت زده ایم باور نداری نقابت را بردار تا خودت را ببینی..
محمود
محمود
٩١/١٢/٠٩
٠
٠
شاید...........!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات