خوابم ولی بیدارم!
با دنیای خوابگردها آشنا شوید تا تعجب خون‌تان از خواب بیدار شود!

خوابم ولی بیدارم!

نویسنده : اکرم انتصاری

در کلاس استعدادیابی بازیگری نشستید و نوبت‌تان می‌شود. از شما می‌خواهند در تست بازیگری نقش کسی که شب‌ها خواب گردی می‌کند را بازی کنید. فکری می‌شوید تا ذهنیت‌تان از خوابگردها جمع و جور شود و شروع می‌کنید. دست‌تان را شبیه از جلو نظام ِمدرسه‌ای‌ها در مقابل‌تان قرار می‌دهید، با چشمان باز و قدم‌های خشک و برابر راه می‌روید. حدس می‌زنید در این تست قبول می‌شوید یا تصورتان از خوابگردی کاملا اشتباه بوده است؟ اگر همیشه نگرانید در بیداری اتفاق‌های عجیب بیفتد، حواستان را به ماجرای خوابگردها بدهید تا ببینید آن‌ها هر شب علاوه بر بیداری در خواب با چه چالش‌های عجیب، غیر قابل پیش بینی و خطرناکی رو به رو می‌شوند.

 

|| خوابگردی و هزار محال و ممکن!

خوابگردی همان طور که از اسمش پیداست یک پیاده روی خوابآلومآبانه‌ی کمی تا قسمتی چشم باز است. یعنی فرد در یک بازه زمانی نامشخص (ممکن است30 ثانیه، 30 دقیقه یا حتی بیشتر طول بکشد) در خواب قدم می‌زند، کارهای مختلفی انجام می‌دهد، نسبت به اتفاقات محیط واکنشی نشان نمی‌دهد، دوباره به رختخواب خود برمی‌گردد و وقتی از خواب بیدار می‌شود هیچ کدام را به یاد نمی‌آورد چون در این وضعیت بدن بیدار است و ذهن به خواب رفته. علم روانشناسی می‌گوید خوابگردی بیشتر منشا خانوادگی و ارثی دارد اما وقتی در یک روز شلوغ و پر تنش با دوز فشار روانی زیاد و کم خوابی قرار می‌گیرید هم باید منتظر خوابگردی باشید. به طور معمول خوابگردی بدون درمان دارویی تا بزرگسالی به طور عادی رفع می‌شود و گاهی یک اختلال خواب نادر می‌شود و زندگی فرد را -شبیه به اتفاقات ادامه‌ی مطلب- به سرنوشتی عجیب گره می‌زند. راستی اگر خریدهای‌تان روی زمین مانده و آقای خانه در حوزه دخل و خرج مصداق «آب از دستش نمی‌چکد» است، می‌توانید به آمارها رجوع کنید و ببینید که 87 درصد از خوابگردها را آقایان تشکیل می‌دهند و ... همین؛ خانم‌ها نکته را خودشان بگیرند دیگر!

 

|| من نبودم دستم بود، تقصیر خوابگردم بود!

اگر خوابگردی یک قانون داشته باشد اصل پایستگی است. بر اساس همین اصل  خوابگردی از بین نمی‌رود بلکه از شخصی به شخص دیگر به ارث می‌رسد. درجریان پیچیده رسیدن به کسی که تجربه خوابگردی داشته باشد به خانم «الف» رسیدیم، 40 ساله و ساکن مشهد. چند دقیقه یک نشست شبه علمی در مورد دلایل و عوامل خوابگردی برگزار می‌کنیم و بعد از خانم الف می‌پرسم:

+ خواب گردی همان قدر که عجیب است، ترسناک هم به نظر می‌آید. این طور نیست؟

- مادرم می‌گوید بیشتر نگران کننده است. یک بار در خواب از خانه بیرون می‌روم درحالی که چشمانم باز بودند، شوهر عمه‌ام که در نزدیکی ما زندگی می‌کردند من را در کوچه می‌بیند و تحویل مادرم می‌دهد. (می‌خندد) بعد از آن به مادرم یاد آوری می‌کند تا شب‌ها در را قفل کند تا خوابگردی‌هایم به کوچه و گم شدن نرسد.کمی از همین حالت‌ها را پسرم دارد.

+ یعنی پسرتان خواب است و راه می‌رود، اتفاقی هم در این حال برایش افتاده است؟

- خوابگردی می‌کند ولی مثل من علاقه‌ای به بیرون رفتن از آپارتمان ندارد (می‌خندد). بین اتاق‌ها چرخی می‌زند و بعد دوباره به رختخوابش برمی‌گردد.

+ راستی وقتی خوابگردی می‌کند چشمانش باز است؟

-نه، چشم بسته راه می‌رود و صبح که بیدار می‌شود برعکس من کمی از اتفاقات را به خاطر دارد.

+ تا چند سالگی روند خوابگردی‌تان ادامه داشت؟

- از پنج سالگی شروع شد و با شروع دانش آموزی تمام.

او می‌گوید خوابگردی‌اش بدون مصرف دارو و خودکار رفع شد. مادر خانم الف که در نزدیکی او نشسته است و انگار فیلم کودکی دخترش از ذهنش عبور می‌کند می‌گوید «جای عمه‌ات خالی! یک شب عمه‌اش با تکان‌های کوچکی زیر پتو از خواب می‌پرد و با ترس از این‌که چه کسی کنارش خوابیده است خودش را عقب می‌کشد و پتو را کنار می‌زند. دخترم در حین خوابگردی به رختخواب عمه‌اش در همسایگی‌مان رسیده است و این‌که چه طور تمام درها را باز کرده و مستقیم به محل خواب عمه‌اش رسیده است تا مدت‌ها یک معمای عجیب و بدون جواب بود.»

+( به سمت خانم الف برمی‌گردم) پس با این خاطره‌ها، حسابی حواستان به پسرتان است.

- بله، درها را قفل می‌کنم ولی از طرفی خیالم راحت است. پسرم می‌گوید وقتی در خواب راه می‌روم متوجه می‌شوم خوابگردی می‌کنم ولی کنترلی روی آن ندارم. چون خودم تجربه دارم و خودش رفع شد امیدوارم برای پسرم هم این اتفاق بیفتد. راستش این پسرم از بقیه‌شان استرسی‌تر است، با هر موضوع کوچکی نگران می‌شود و وقتی این اضطراب بیشتر می‌شود به خوابگردی می‌رسد.

 

|| خوابگردهایی که جهانی شدند!

* شهرت با چشمان بسته!

اگر خوش شانس باشید خوابگردی می‌تواند شما را مشهور کند و البته پولدار. اتفاقی که برای «لی هادوین» در لندن افتاد. او  از کودکی خواب گردی می‌کند و در خواب نقاشی می‌کشد، عادتی که از چهار سالگی تا چهل و یک سالگی همراهش است و همین باعث می‌شود تا در دنیا معروف شود. نقاشی‌های او در بیداری شبیه به «چشم چشم دو ابرو» ی خودمان است ولی وقتی در خواب مشغول به کار می‌شود شاهکارهایی می‌کشد که با باب‌راس خدابیامرز برابری می‌کند. لی می‌گوید شب‌ها ابزار نقاشی‌اش را در رختخواب و قسمت‌های مختلف خانه قرار می‌دهد تا صبح به جای ابزار، نتیجه نقاشی‌هایش را در خواب ببیند و با همین مکانیسم تا امروز 200 طرح کشیده و پول پارو کرده است.

* یک صعود خوابالو !

«مری شلوز» دختر نوجوان انگلیسی یک خوابگرد است که در اولین شب آگوست سال2001 از روی یک جرثقیل پیدا شد، او از خانه تا روی جرثقیل را خوابگردی کرده است. ماموران آتش نشانی با ترس از بیدار شدن و سقوطِ او به آرامی از جرثقیل بالا رفتند و مری را نجات دادند. با همه این‌ها مری هنوز خواب بود تا پدر و مادرش با تلفن همراه او تماس گرفتند و موفق شدند با صدای زنگ او را از خواب بیدار کنند ولی او هیچ چیز را به خاطر ندارد.

* خوابی به قیمت مرگ!

اگر خواب به چشم‌تان نمی‌آید و برای بی‌خوابی‌تان سراغ دکتر و قرص می‌روید حواس‌تان باشد به سرنوشت «تیموتی بروگمان» دچار نشوید. تیموتی از اهالی شمال ویسکانسین آمریکا و راننده کامیون بوده. بعد از این‌که با یک درخت تصادف می‌کند، پزشک برای تیموتی نسخه قرص خواب آوری می‌پیچد که او را به خوابگردی مبتلا می‌کند. در یکی از شب‌ها برف شدیدی می‌باریده که تیموتی با لباس خانگی در حالی که متوجه دمای زیر صفر بیرون نبود از خانه بیرون می‌رود و فردای آن روز او را وقتی پیدا می‌کنند که در میان برف‌های چند کیلومتری خانه‌اش یخ زده است. خوابگردی تیموتی با این‌که داروهایش بدون عوارض بود برای او به قیمت جانش تمام شد، درست برعکس« کنت پارکس». کنت از کار اخراج شد و در اثر شرط بندی بدهکاری زیادی داشت و بعد از چند مدت بی‌خوابی دچار خوابگردی شد. او یک شب در حین خوابگردی 22 کیلومتر رانندگی می‌کند تا به خانه والدین همسرش برسد و در همان حال مادر زنش را در خواب با ضربات چاقو می‌کشد و پدر زنش را زخمی می‌کند. بعد از یک سال زندانی بودن ثابت شد کنت یک قاتل خوابگرد است و هیچ کنترلی در حین خوابگردی نداشته است و از حکم قصاص تبرئه می‌شود. حالا باور کردید که یک خوابگرد بعد از بیدار شدن باید منتظر شنیدن هر خبری باشد؟

*زیبا بخوابید!

انگار قرار است بیشتر خواب گردی‌های معروف در انگلیس رقم بخورد. شاید در خواب بتوان راه رفت، با صدای بلند خندید و شیشه را شکست ولی رنگ آمیزی سقف کار غیر ممکنی به نظر می‌آید که «استیو چپمن» آن را ممکن کرده است. او در خواب تمام وسایل مورد نیاز را از انباری به خانه آورده و بعد از رنگ آمیزی همه را به آن جا برگردانده، بساط صبحانه را چیده و بعد دوباره به رختخوابش برگشته است. پزشک استیو می‌گوید او به «خواب زیبا» مبتلاست، اختلال خوابی که در هر یک میلیون نفر یک نفر با آن روبه رو می‌شود. در خواب زیبا، خودکنترلی در خواب وجود ندارد، چشم‌ها بسته است ولی اگر کسی فعالیت خوابگرد را ببیند فکر می‌کند او هوشیار است و همه چیز تحت کنترل است. باید خیلی بد شانس باشید که در بین یک میلیون نفر شما خواب زیبایی شوید، مگر نه؟

 

|| ما چی کار کنیم؟!

خب ما چه کاری می‌توانیم بکنیم؟ می‌توانیم اگر اعضای خانواده‌مان سابقه خوابگردی دارند، درها را قفل کنیم و توصیه‌های ایمنی را جدی بگیریم. اگر خاطره بامزه‌ای از این خوابگردی ها در خود یا اطرافیان مان دیدیم با هشتگ #خوابگردی در نظرات این مطلب بنویسیم، الکی مثلا اینستاگرام است اینجا!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ پایسیز متنو بیخیال..عکسو بچسب خخخخخخخخخخخخخ
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
این طوری نگو ، پای کلمه کلمه شون خون دلها می خــــــــــــــــورم :دی، کدوم یکی عکس؟
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
:دی..همونی ک خنده داره...شوخی کردم..متنو خوندم خیلیم جالب بود..پسرعمم خوابگرده..بیشتر شبا میره سرکوچشون...وسط خیابون میشینه...البته تا جایی ک یادمه یچی تو همین مایه ها بود خخ
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
عاطفه :)) معمولا وقتی بزرگ می شن خود به خود این حالت رفع میشه مگه جزو اون درصدای خیلی کم باشن :)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
بزرگه خخ
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
پس باید بره دکتر حتما :)))
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
فکر نمیکردم واقعا یکی تو خواب راه بده!به در و دیوار نمیخورن؟
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
یعنی در مورد خوابگردی نشنیده بودین اصلا ؟ آخه هر اتفاقی بیفته چون تو حالت خوابگردی ان متوجه نمی شن .
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خوابگردی که نه اما مورد داشتیم (و داریم حتی) تو خواب ازم سوال کنند جواب میدم! (البته بعضی شبها) :)
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
اون جواب دادنه خیلی مهمه!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
آخ آخ مواظب باشین یه چیزی می پرسن بعد واستون داستان میشه ها، از ما گفتن :)))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
منم خواهرم همینجوریه..چ چیزا ک نمیگه خخ
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خیلی خیلی جالب بود.....نمیشه آدم خوابگردیش جوری باشه که مثلا نصف شب پاشه درس بخونه بدون اینکه بفهمه و صبح روز بعد هم همه رو یادش باشه؟؟؟؟خخخخخخ.....پاییز جونم ممنون واقعا لذت بردم😙
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
اگه بشه چیییی میییشه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
دانشمندان هنوز به این مرحله از علم نرسیدن دیگه ، شما کوتاه بیا :دی . منم واقعا لذت می برم از لذت بردن شما و این که می بینم قدیمی ها هنوزم هستن :)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
:)))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
من اینطوریم خخخخخ
asadzadeh_s
asadzadeh_s
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
چه جالب و چه وحشتناک ...خیلی هم خوب ،قلمت مستدام:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
آره من بعد از نوشتن دلم خواست یه بار تجربه کنم، فکر کن حین این تجربه زنده نمونی ، پناه برخــدا :))))مرسی سپینودکم :)
Cold
Cold
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
این یارو که رانندگی کرده بود و اون دختره که از جرثقیل رفته بود بالا واقعا عجیب بودن...باورش سخته یکی این همه کار رو بکنه ولی خواب باشه!! خیلی مطلب خوبی بود :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
گمونم شما اگه خوابگرد بودین می رفتین مستقیم به مقصد می رسیدین و اینا:دی، بله من هر کدوم رو پیدا می کردم و ترجمه هی به شدت تعجبم اضافه می شد . خوبی از خودتونه :)))
aaasaeid
aaasaeid
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
منم بچه بودم توی خواب راه میرفتم خخخ داستانا داشتیم.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
عه، واقعا ؟ میشه یکی از خاطراتتون رو تعریف کنین ؟ کاش زودتر می فهمیدم تا برای این مطلب ازشون استفاده کنم و تنوع خاطرات بالاتر بره :))علی ای حال یه دونه شو تعریف کنید بی زحمت تا چیزی از دست نداده باشیم :))))
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
شنیده بودم ولی این همیشه واسم سوال بوده!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
می خواین دعا کنیم که خوابگرد شید اصلا ؟=)
zakhar
zakhar
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خیلی جالب بود و عجیب! ممنون :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خوشحالم که تعجب برانگـیز بوده }:)مرسی بابت خوانش:)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/١٢/١٦
١
١
خیلی موضوع و گزارش جذابی بود اکرم. دوست منم خوابگردی داشت. زمان امتحان دیفرانسیل وقت نکرده بود کامل بخونه، خوابگرد بود بعد شب پا شد نشسته بود تا صبح همه ی دیفرانسیل رو تو خواب خونده بود. :)))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
وای چه باحال محدثه ، خیلی خیلی باحال! بعد چیزی ازونایی که خونده یادش بود ؟ نمره کامل گرفت ؟!چه خوبه این مدلی خوابگرد باشی:دی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
عهههه....چه باحال...نمیشه یه کاری کنن دانشمندا منم ازین خوابگردیا بگیرم؟؟؟؟
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
نمیدونم نمره ش چند شد ولی فرمولا رو صبح بلد بود. کلی به حالش حسرت خوردم اون روز. :))
a_akhlaqi
a_akhlaqi
٩٤/١٢/١٦
٠
١
موضوع‌ جالبی بود :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
ممنون :)
nahid-r-05
nahid-r-05
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
منم پسر عموم کوچیک بود خوابگردی داشته پامیشده کولر رو روشن میکرده خخخخخ
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
احتمالا گرمشون بوده :دی !مرسی بابت اشتراک خاطره های بامزه :)
رامین
رامین
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
کو منبعش؟
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
منبع مصاحبه و اینا که طبیعتا نویسنده اس و منبع خواب گردی های عجیب جهانی یک صفحه از نشریه ی خارجی که ترجمه کردم و بازنویسی به زبان جیمی :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٦
٢
١
سلام؛ چون پای تک تک واژه ها خون دل ها خورده بودین، تک تک واژه هاتون رو خوندم. البته من یا متنی رو نمی خونم یا واژه به واژه می خونم. متون شما و خانم باباپور رو خیلی دوست دارم. موضوعی که مد نظرتون بود خیلی خوبه و خودم بالشخصه تا این ساعت که مطلب شما رو خوندم، چیزی در موردش نخونده بودم. راستش رو بخواین نداشتیم این مورد رو. علی ای حال مرسی به خاطر وقتی که صرف کردین و بابت مطلب بسیار خوبتون و بیشتر به خاطر زحماتی که اینجا می کشین. موفق باشید!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
ممنون جناب میرزا، سعی می کنم سرسری نگذرم از مطالبم . ممنون که دوستشون دارید:))) فکر می کنم اگه خوابگرد بودین هم در حال نوشتن یا خوندن بودین .مرسی از وقت گذاشتن ِ شما و دقت تون ، خدا بهتون خیر ارغوانی عنایت کنه:)))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خیلی ممنون، لطفتون همیشه شامل حال ما بوده خداروشکر :)
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
دی!آره خوبه دعا کنید!!!آدم گاهی عجیب غریب بشه خوبه!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
:))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خییییییییییییییییییییلی قشنگ بود :) منم تو خواب سوال امتحانی حل میکنم اغلب بهتر از زمانی که بیدارم الان به ذهنم خطور کرد وقتی خوابم برم کنکور بدم خخخخ
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
الهام این مدل خواب دیدنا به خاطر این که فکرت صد در صد تو تمام روز مشغول اوناست :) منم یادمه یه سوال رو این قدر بهش فکر کردم تو خواب به جواب رسیدم :دی
elnazi
elnazi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خیلی جالب بود:) منم خوابگاکه بودم یکی ازدوستام میدیدیم وقتی خوابه سوالای درسی رو بادوست کناریش مرورمیکنه:| صب ک بش میگفتیم میگف یادم نمیاد:) ولی خب اون خواب گرد نبودولی عین همین خواب گردا بودتقریبا:)) خسته نباشی پاییزی :))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
عجبا ، آره واقعا خیلی عجیبه که یادشون نمیاد و اصلا عجیب تر این ِ که حافظه بیدارِ اون وقت شب :دی! خوابگاهی بودی مگه النازی؟
elnazi
elnazi
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
آره پاییز جونم:) خوابگاه بودم:)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
یکی از فامیلای ما هم اینطوریه، یه دفعه رو در کمد نصف شبی بندری میزده، یه دفعه کل سیستم ویدیو ظبط خونشون رو بلند کرده بوده میخواسته از پنجرهبندازه پایین که اطرافیان بیدار شدن و گرفتت و باید بگم در حالت بیداری نمی تونسته این ظبط بزرگ رو بلند کنه ! کلا خیلی جالب بود مخصوصا نقاش و قاتل !!!! خیلی جالبه واقعا! ممنون :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
آره ممکنه شخصی که اصلا توانایی تو هر زمینه ای نداشته باشه تو خوابگردی قدرت خیلی زیادی پیدا کنه . طوری که اگه کسی ببینه باور نکنه ! نصف شب بندری زدن روی کمد خیلی خوووبه :دی! خواهش می کنم:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
داداش منم یه بار پا شده بود رفته بود تو کوچه بعد بابام رفتن دنبالش ازش پرسیدن کجا میری؟ گفته میخوام برم چرخ و فلک سوار شم!! خیلی گزارشت خوب بود. باشد که کمی یاد بگیرم ازت :( بخاطر ترجمه متون زبان اصلی هم بهت خسته نباشید میگم، خدایی خیلی سخته :))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
ای وای چه خوب که فهمیدن ،همسایه مون تعریف می کرد داداشش تو خوابگردی فوتبال بازی می کرده و شیشه رو با شوتش شکسته :دی! مرسی عزیزم به پای طنزیات شما نمی رسه که :) با این زبان دست و پا شکسته و ترنسلیت و دیکشنری خیلی سخته :| بشه که زبان یاد بگیرم بیشتر:|
maede
maede
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
خیلی سوژه خوبی بود :) خوبیش اینه که تو بزرگسالی رفع میشه.اون که تو خواب نقاشی می کرد دیگه آخرش بود،به نفعشه که هیچ وقت خوب نشه :))))))))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
خواهش می کنم ، یکی بود که ترانه سرا بود ولی شب ترانه های بهتری می گفت و اصلا روایت می کرده و دوستش صداشو ضبط کرده و براساس همون یک کتاب نوشتن و کلی پولدار شدن..!
maede
maede
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
چه جالب!!!خدا شانس بده،خوابگردیشون شده منبع درآمد :)) کاش منم از این خوابگردا بودم بعد مثل اینا تند تند یاداشت می نوشتم و می رفتم گزارش می گرفتم،یا مثلا سوژه میومد به ذهنم :)))))))))))))) :D
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
وای چه باحال ! :))) با این چیزایی که گفتی منم یه زمانی خوابگرد بودم انگار چون یه بار مامانم تعریف کرد صبح زود اومدی بالای سر من و بابات بعد رفتی :| :دی یه بارم باز راه افتادم رفتم در ورودی به حیاط رو باز کردم و بعد برگشتم سرجام :))))) اون دختر جرثقیله و قاتله خیلی جالب و وحشتناک بودن ... ولی در کل خیلی چیز باحالیه :)))) ممنون و خدا قوت ^_^
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
آره همه ممکنه تجربه اش کنن چون یه مدلش در اثر بیخوابی زیاد و استرس ِ . راستش رو بگو کجا می خواستی بری؟:دی! خونسردی اون دختری که رفته روی جرثقیل واسم خیلی جذاب بود با این که متوجه کارش نبوده ولی از ارتفاع زیادی بالا رفته !خواهش می کنم:)
elnazi
elnazi
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
راستی عکسی هم ک برا مطلبت گذاشتن خیلی خوشگله:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
عکسا به انتخاب خودمه :))
فائزه
فائزه
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
واااای چه وحشتنااک :|
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
خیلی وحشتنــــاک و البته هیجان انگیز:دی
فائزه
فائزه
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
اون آقاهی که نقاشی میکشیده خیلی جالبه :))) علتش چیه؟؟ناخودآگاه؟؟
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
پزشکاش گفتن یه قدرتی هست که شاید نادیده گرفته شده به هرحال تو این ردیف از اختلال خواب ممکنه اتفاقاتی رخ بده که اصلا اون آدم در تواناییش نیستف یه خانومی هم بود نصفه شب بلند می شه و آشپزی می کنه و می خوابه باز. یه بار شیرگاز رو هم باز گذاشته . این که همه چیز غیرارادی ِ ترسناکه خیلی .
translator
translator
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
من قشنگ درک میکنم چون معمولا دیر میخوابم داداشمو میبینم یهو بلند میشه حرف میزنه یا در همون حال بلند میشه راه میره. چند شب پیش بلند شد نشست گفت : اون سه تا رفتن ؟ منم الکی گفتم اره. گفت ا پس رفتن باز خوابید تازه چشماشم بازه و قرمز بعضی وقتا میترسم میگم نکنه این یه چیزایی میبینه که من نمیبینم :/ یا از بچه های مدرسه حرف میزنه هی میگه هیسسسسس فکر کنم مبصره خخخخخخخخخخ فرداش باور نمیکنه میخوام ازش فیلم بگیرم بهش نشون بدم :))))))))))))))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
چه باحال که باهاش دیالوگ برقرار کردی ، ممکنه در اثر یک مسئله ای باشه که مدام بهش فکر می کنه و چالش ذهنیش شده . دفعه بعد تو خواب ازش حرف بکش بعدا به دردت می خوره :دی ! راستی الهام خیلی وقت بود ندیده بودمت هم دانشگاهی:))
translator
translator
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
اره حرف کشیدنو هستم خیلی خوبه :)))))))))) اره متاسفانه بعضی وقتا انقدر در دنیای واقعی کااااااااار به سرت میریزه که اصلا مجال مجازی به ادم نمیده ولی همیشه به فکر اینجام و نوشتن . همشه سوژه هامو تو یه دفتر مینویسم یادم نره بعدا دربارش بنویسم
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
" خوابآلومآبانه‌" من اینو چطور تلفظ کنم؟ خخخخ من اخر پاراگراف دوم رو نگرفتم! خاطره هم اینکه # ما یه پسرخاله داریم تو همین مایه ها تنها خاطرش ک الان یادمه اینه ک بلند شده نماز خونده و بعدشم ب جا پتو قالی رو کشیده رو خودش و خوابیده خخخخ ینی خواب ک بوده منظور اینکه خواب گردیش تموم شده :دی راجع ب مطلب هم باید بگم ک خیلی خیلی مطلب جالبی بود. فقط اون اخریاش :( خصوصا اون ک باعث کشتن کسی شده اخه ادم چطور میتونه خودشو ببخشه بعد این ماجرا؟ حتی اگر کنترل نداشته باشه :( ولی خیلی خوب بود ک همه نوع مثالی رو گفتی اخه ادم اولش میگه خب مثال اول ک خنده داره یا پسرش همین ک یادش باحال و هیجان انگیزه ی جورایی پس خوبه و دومی هم ک ایول کاش منم اینطور بودم سر نقاشه بعد باقیشو ک میبینه... ینی ب خودی خود چیز خوبی نیس. راستی تو کامنا یه نگاه دیدم گفته بودی یه چیزو خودت ترجمه کردی، دست و پنجولت درد نکنه ب خاطرش :) خدا قوت ارغوانی ^_^ به به چقدم بازدید و نظر گرفته مطلبت. احسنت ب این حسن انتخاب :دی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
خوابالومـَــآبانه، درست شد تلفظش؟:دی! وای خیلی جالبه تو خوابگردی قدرمتند می شن این قدر، قالی خیلی سنگینه خب ! خواستم بگم تو هر اختلالی ممکنه هم هیجان باشه هم خوشحالی هم ناراحتی، خصوصا این که این اختلال غیر ارادی ِ . دست شما مرسی که با دقت می خونی :))) راستی پارگراف دوم اون آخرش یعنی تو زیاد وارد وادی خالی کردن جیب آقایون نشدی :دی !
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
یه مورد من تو یه انیمه دیدم خوابگردی نمیگرد ولی اینو دیدم یادش افتادم چون وقتی میخوابید میتونس چیزایی ک دیده تو بیداری رو سریع یاد بگیره و بیدار ک شد همه چی رو از بر باشه. یکی میگف این ینی ب حافظه ناخوداگاهش دسترسی داره گویا! نمیدونم واقعیشم هس یا نه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
کاش می شد تو خودمون این مدل حافظه رو بیدار کنیم، البته گاهی میشه وقتی خیلی به یک مسئله فکر می کنی :)) من خودم یک بار معلممون یک سوال تمرینی داد و گفت هرکی حل کنه نمره ی پایان ترمش رو عوض می کنه این قدر به این سوال فکر کردم تا جوابش رو تو خواب دیدم، باورم نمی شد اصلا:) یکی از دوستام موقع کنکور دقیقا دو سه تا از تستا رو تو خواب دیده بود :))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
یه چیز دیگه م یادم اومد، یه شبم باز نصف شب بلند شدم گفتم مامان لباس بابا رو میخوام اتو کنم :دی مامانم هم گفت الان؟ گفتم آره، گفت برو خودم اتو میکنم =)))))))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤