سلام...

نامه‌هایت را کبوتر خبر برایم رساند. احوالت در چه حال است؟ هنوز هم استدلالاتت به راه است؟ هنوز هم حرف، حرف خودت است؟ هنوز هم همان چیزی باید بشود که تو می‌خواهی؟ خسته که نشده‌ای؟ می‌دانم ادامه می‌دهی، اما راه را تنها ادامه بده. گاهی همه سختی‌ها را به انتها می‌رسانی اما به جاهای خوبش که می‌رسی زیر کاسه می‌زنی و آب زندگی‌ات را بر روی زمین سرازیر می‌کنی، خودت با دست خودت!

دیگر کاری از دستت برنمی‌آید. از دست من هم بر نمی‌آید. از دست هیچ کس بر نمی‌آید. تنها باید کاسه را دوباره آب کرد. باید دوباره زندگی را شروع کرد. دوباره ساخت. می‌دانم سخت است ولی سعیت را بکن. تو دوست من یادت نرود ادامه زندگی‌ات را با یک ضربه از دست ندهی.

 می‌سپارمش به کبوتر وفادار جیم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
تا بوده همین بوده. درست مثل جریان اون چاه کنی که اینقدر میکنه تا به آب برسه ولی یک قدم مونده به آب خسته میشه و دست از کار میکشه. الکه نیست که میگن جوینده یابندست. فقط نباید نا امید بشه
r_yazdani
r_yazdani
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
گاهی اوقات ماها اینقدر به دیگران و بودنشون وابسته میشیم که اگه یه روزی بخوان نباشن آب زندگی رو میریزیم
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
زیبا ❤
r_yazdani
r_yazdani
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
مرسی عزیزدلم
m_nasim
m_nasim
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام پر احساس بود..
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات