عکس‌هایت مهربان‌ترند

عکس‌هایت مهربان‌ترند

نویسنده : m_meisam

دلم که تنگ می‌شود به عکس‌هایت نگاه می‌کنم. آن‌ها انگار مهربان‌تر از خودت هستند. همیشه به من لبخند می‌زنند. راستی خودت در چه حالی؟

آه... چه سوال احمقانه‌ای. گفتی وقتی نیستم حالت بهتر است. دیگر سردرد نمی‌گیری. راستش خوشحالم. منی که برای تو می‌مردم تا حالت را خوب کنم، این دوری را به جان می‌خرم تا آسوده باشی. هر چند گمان نمی‌کردم از مردن سخت‌تر باشد.

یادم هست این بار آخری گفتی می‌شود احساس را کنار بگذاری؟ من منطق می‌خواهم. آخر رفتنت هم با هیچ منطقی جور در نمی‌آید. با همه حرفهایت موافقم اما...

این‌که گفتی من بخاطر خودم برای داشتنت تلاش می‌کردم اشتباه بود. راست می‌گفتی اشتباه من احساسم بود. چون آدمه‌ا در دو حالت یکدیگر را ترک می‌کنند؛ اول این‌که احساس کنند کسی دوست‌شان ندارد. دوم این‌که احساس کنند کسی خیلی دوست‌شان دارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
با جمله ی آخرتون کاملا موافقم.
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
ممنونم...بله
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
تقریبا سه ماه از آخرین مطلبتون می گذره؛ بیشتر بنویسید آقا. "انگار آنها مهربانتر از خودت هستند" همیشه همینطوره، درسته.
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
ممنونم از لطفتون...چشم حتما اگه عمری باشه
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خواهش می کنم؛ انشالا که هست...
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
لعنت به دل تنگی و جدایی!
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
غصه نخور رفیق! همیشه همه چیز درست میشه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
امان از عکس ها، امان ..!
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
آدم دلش نمیاد از بین ببرتشون
nahid-r-05
nahid-r-05
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
بدتر از همه اینکه آدم دلشش نمیاد به خودش دروغ بگه عالی بود متن
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
هرکی میگه خاطراتفراموش میشن سخت در اشتباهه...فقط به عادت تبدیل میشن...تشکر از شما
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
جالب نبودش :|
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
ممنون که خوندید
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
درست ادما طاقت دوس نداشته شدن و زیاد دوست داشته شدن از طرف کسیو ندارن و هر دو مدلرو از خودشون میرونن
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
نیکی که از حد بگذرد...ابله گمان بد برد
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات