نامه‌هاي بچه‌هاي خردسال به خدا

 

خدای عزیزم!

از این‌که بابای نازمو بردی پیشت تا ازش خوب مواظبت کنی ازت ممنونم

فقط گاهی بهش اجازه بده به منم سر بزنه

آخه منم دلتنگش میشم

مهرنوش

 

خدای عزیز!

شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.

لاری

 

خدای عزیز!

شرط می‌بندم خیلی برایت سخت است که همه آدم‌های روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچین کاری کنم.

نان

 

خدای عزیز!

در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام می‌دهد؟

جین

 

خدای عزیز!

آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟

لوسی

 

خدای عزیز!

این حقیقت داره اگر بابام از همان حرف‌های زشتی را که توی بازی بولینگ می‌زند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمی‌رود؟

آنیتا

 

خدای عزیز!

آیا تو واقعاً می‌خواستی زرافه این‌طوری باشه یا این‌که این یک اتفاق بود؟

نورما

 

خدای عزیز!

چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟

جان

 

خدای عزیز!

آیا تو واقعا منظورت این بوده که «نسبت به دیگران همان‌طور رفتار کن که آن‌ها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟» اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.

دارلا

 

خدای عزیز!

بخاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود.

جویس

 

خدای عزیز!

لطفاً برايم یه اسب کوچولو بفرست. من قبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.

بروس

 

خدای عزیز!

برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم می‌دادی‌ها! ها!

دنی

 

خدای عزیز!

فکر می‌کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.

روث

 

خدای عزیز!

من همیشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی‌کنم.

الیوت

 

خدای عزیز!

من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم.

با عشق کریس

 

خدای عزیز!

آدم‌های بد به نوح خندیدند « تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی می‌سازی » اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کارو می‌کردم.

ادی

 

خدای عزیز!

لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می‌کنم.

دین

 

خدای عزیز!

فکر نمی‌کنم هیچ‌کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد. می‌خوام اینو بدونی که این حرفو بخاطر این‌که الان تو خدایی، نمی‌زنم.

چارلز

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/١٥
٣
٠
قشنگ بود.ولی کاش زندگیا یه جوری بود که همه می تونستن همینقدر راحت با خدا حرف بزنن.
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٥
٢
٠
خیلی قشنگ بود خدایا دوســــــــــــتــــــــــــــــت دارم...(شکلک گریه ی رودخانه ای)
maryam
maryam
٩١/١١/١٥
١
٠
اخي ..جالب بود.
٩١/١١/١٥
١
٠
بسيار زيبا بودند....
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٦
٣
٠
خدایا من دارم میام ... یکم با من مدارا کن ... میدونم گرمه آغوشت ... اگه میشه منم یه گوشه جا کن ...
maryam
maryam
٩١/١١/١٦
١
٠
به به..
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢٠
٠
٠
^_^
bye
bye
٩١/١١/١٦
٠
٠
مرسی عزیز جالب بود !
مجید
مجید
٩١/١١/١٦
١
٠
خوب
j-kargar
j-kargar
٩١/١١/١٧
٢
٠
خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری.
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٧
٠
٠
خدایااااااااااااااااااااا دوووووووووووووووووووووستت دارم...... مرسی مهشید جان.....
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٩
٠
٠
دنیای ب ریای بچه هاس
parisa
parisa
٩١/١١/٢٠
٠
٠
چقد ناز بود...................چقد بچه ها بی ریان........چقد ماهن..............
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات