بد ترجمه کرده‌اند
شعری از زندگی

بد ترجمه کرده‌اند

نویسنده : kavir

زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده‌اند :

زندگی را ، یکی مرگ تدریجی نام نهاد !

یکی بدبختی مطلق معنی کرد !

یکی درد درمان ناپذیرش خواند !

و سرانجام یکی رسید و گفت :

زندگی به تنهایی ناقص است !

تا عشق نباشد، زندگی تفسیر نمی‌شود . . .

احمد شاملو 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
نه اينجورام نيس ديگه
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
چرا همینجوراس:)))
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خو الان من که ازین عشقا ندارم یعنی چی؟ یعنی زندگیم ناقصه؟ (اوهو اوهو اوهووووووووووووووووووو) به توان n ........ هعی......
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خو حالا دایناسورم پیدا نمیشه!من حتی تا قبل شما فکر میکردم دایناسورا منقرض شدن:)))))))))
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
دایناسور که پیدا نمیشه ... به نظرم بتونی ماموت پیدا بکنی ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
ینی ایمان احتمالش هس دایناسور عاشق ماموت بشه؟؟؟
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
:|
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
احسنت به اون نفر!
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
یعنی اصلا دمش گرم ...
maryam
maryam
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
خيلي زيبا....
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
جادار ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
مطمئن...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
(^_^)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
بسیار زیبا!دست احمد شاملو و شما هم درد نکنه!مچکر
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
سر شما درد نکنه ...
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
احمد جان میبوسمت ...
گیسو
گیسو
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
من باهمون ترجمه نخست بیشترحال میکنم.عشق هم ک باشدزندگی همان مرگ تدریجی خواهدبود...هرنفس..یک قدم ب مرگ نزدیکتر!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
شاعر احتمالا در دوران عاشقی این شعر رو سرودن!الان نظرشون رو بخوایید احتمالا چیز دیگه ای میگن :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
آفرين آقا عليرضا!:))
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
تا عشق نباشد زندگی تفسیر نمی شود....مرسی
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
الان یعنی منم ناقصم آیاااااااااااا؟؟؟؟
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
چقدر شاملو را دوست دارم!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
me too
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات