من فقط عاشق اينم روي سيم برق بشينم

من فقط عاشق اينم روي سيم برق بشينم

نویسنده : PATRICK_S

سلام به عاشق‌ترين پرنده دنيا؛ به كلاغ!

خب اگر برای‌تان سوال است: چرا كلاغ؟ سوال من اين است كه چرا كلاغ نه؟!

درست است كه كلاغ‌ها مثل قناري صداي خوش ندارند، مثل طاووس و قرقاول دم خوشگل ندارند، مثل مرغ عشق پر خوشرنگ ندارند، مثل شانه به سر زلف دلبر ندارند، مثل كبوتر پاپري پاي زيبا ندارند، مثل طوطي دنيا را رنگي نمي‌بينند، مثل مرغان بهشتي ياد ندارند برقصند، مثل عقاب‌ها با جذبه نيستند و قطعا براي انسان  هم خوشايند نيستند اما مشكي‌اند و «مشكي رنگ عشقه».

ناله آن‌ها از سوز عشق است ولي همه از ناله‌هاي‌شان فراري‌اند. تا به حال شده كسي پاي كلاغ‌ها بنشيند و حرف دل آن‌ها را گوش كند؟ كلاغ‌ها را شوم تصور مي‌كنيم و كبوتران را خوش يمن. اما چرا؟ مگر كلاغ‌ها همان كبوتراني نيستند كه  به دور شمع عشق چرخش مستانه زدند و بال‌هاي‌شان به آتش عشق سوخت و سياه بخت شدند؟! كلاغ‌ها عاشقند و به عشق‌شان وفا دارند، همان طور كه عقاب‌ها وفادارند. كلاغ‌ها عاشقند همان طور كه مرغان عشق عاشقند. آنها عاشق زيبايي و براقيت‌اند همان طور كه ما هستيم. آن‌ها باهوش‌اند، غذايي را كه پنهان كرده‌اند به ياد دارند. گردوهاي‌شان را زير چرخ ماشين‌هايي مي‌گذارند كه در پشت چراغ قرمز ايستاده‌اند و با سبز شدن چراغ گردوها توسط ماشين‌ها مي‌شكند .فداكارند، از لاشه‌ها مي‌خوردند تا از غذاي ما نخوردند.

از اين‌ها که بگذريم اهل خطرند و روي كابل برق فشار قوي مي‌نشينند! آن‌ها كم الكي نيستند، آن‌ها از هر پرنده ديگري بهتر شهر را مي‌شناسند براي همين در آن زندگي نمي‌كنند، آن‌ها بهتر از هر پرنده‌اي انسان را مي‌شناسد و از آن دوري مي‌كنند، آن‌ها بهتر از هر پرنده‌اي بهداشت را رعايت مي‌كنند وگرنه اين‌قدر عمر نمي‌كردند، آن‌ها بهتر از هر پرنده‌اي آواز مي‌خوانند، فقط لازم است رويش كمي كار كنند تا سبكي جديد و منحصر به فرد به جهان ارائه كنند.

كلاغ‌ها را دوست داشته باشيم زيرا عاشقند. «من ديگه حرفي ندارم.»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
انتخاب سوژه و سبک نوشتار، بسیار خوب بود. فقط از نظر من، اگر جملۀ آخر رو نمیذاشتید خیلی بهتر بود. منظورم "من دیگه..." چون سبک خوبِ یادداشت شما رو به هم زد. یه دونه نون کوچولو هم از دستتون در رفته بود که اونم مشکلی نیست. موفق باشیذ!
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
ممنون از نظرتون
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خوشمان آمد...
b_noori
b_noori
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خوووب بود// مخصوصا برای من که کلاغ ها رو از هر پرنده ی دیگه ای بیشتر دوست دارم به خاطر خیلی چیزا ولی علت این علاقه: یک روز بهاری که داشتیم با دوستم از وسط پارک ملت مشهد رد میشدیم دیدیم چند تا پسر جوون کنار یه درخت حلقه زدن و انگار یه چیزی اونجا توجهشون رو جلب کرده بود و قصد نابود کردنشو داشتن من حدس زدم یه حیوون باشه و حس حمایت از حیواناتم گل کرد رفتم جلو ودیدم بــــــله ، یه کلاغ کاملا سیاه (از اونا که رنگ خاکستری ندارن) رو زمین افتاده بدون هیچ حرکتی ولی زنده است و چشاش بازه... // ادامه در نظر بعدی//
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خب...
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خیلی خوب بود:)) زاویه دیدتون نسبت به کلاغ ها :)))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
بار نظر ایشون مواقم :) لذت بردم ازین زاویه دید متفاوت :)
b_noori
b_noori
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خوشبختانه پدر و مادر من علاقه زیادی به حیوانات دارن و بابت بردن کلاغ به خونه فقط یکم متعجب شدن ولی بعد همگی متحد شدیم برای درمان کلاغ عزیزمان! دیگه هر دو ساعت یه بار پنیر و گردو میکس شده مینداختم تو دهنش(خودش نمی تونست بخوره طفلی) براش گوشت گرفته بودیم و به همون روش گردوها بهش میدادیم،با قطره چکون هم بهش آب میدادم تا اینکه دو روز بعد وقتی از دانشگاه برگشتم دیدمپدرم با قیافه گرفته اومد و گفت کلاغه حالش خیلی بد شده و فکر کنم تا شب بیشتر زنده نباشه. ادامه دارد..
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خب...
b_noori
b_noori
٩٤/١٢/١٥
٢
٠
اتفاقا اون شب یه غذای نذری امام حسین برامون آورده بودن، منم رفتم و به هر سختی بود یکم از پلو قیمه ها رو به کلاغه دادم و بهش گفتم این نذری امام حسینه، بخور و اگه میتونی خودت شفاتو بگیر.. شاید باورتون نشه ولی کلاغی که نوکشو نمی تونست تکون بده نه تنها شب نمرد بلکه فردا صبحش میتونست حتی یکم رو پاهاش واسته.از اون روز تا بهبودی کاملش حدود 15 روز طول کشید و طوری شده بود که کلاغه به همراه مینای خونگیمون از این طرف به طرف دیگه خونه پرواز میکردن!! بالاخره یک روز وقتی دیدم به آمادگی کامل رسیده بردمش بیرون تا پرواز کنه و بره وقتی پرواز کرد رفت و روی پشت بام خونه روبه رویی مون نشست و حدود 30 دقیقه به طرز خاصی که تا حالا از کلاغا نشنیده بودم قار قار کرد.. شاید جالب باشه بدونین تو مدتی که مهمون ما بود نه تو خونه قار قار کرد و نه جایی غیر از قفس خودش جیش کرد. شعور بالایی دارن کلاغا
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
داستانه جالبي بود ممنون
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
چه جالب!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٥
٠
٢
از کلاغ جماعت بیزارم..میخوام یه روز کلاغها را بریزم تو گونی زنده زنده آتیشون بزنم...سیاه جامگان مکار حالا چون زشت اند نباید دلسوزی اشون کرد
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
از دست شما خانوما هرچي قيافتن زيبايي گيرا نداشته باشه كه به اين معني نيست بايد كشتشون ميدونيد چقدر كلاغ سوسك گربه مفيد هستن؟
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
کلاغ های مشهدی از اون کلاغ های اصیلن! اصلا اهل سوسول بازی نیستن! هرچی گیرشون بیاد میخورن. خیلی موجودات جون سختی هستند
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
زشتی که مسعله ای نیست میمون هم زشته ولی به بدطینتی کلاغ نیست
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٣/٢٥
١
٠
من ک کلا از هر حیوونی میترسم چه طوطی زیبا چه کلاغ نازیبا، چ سگ باوفا چ روباه حیله گر و مخصوصا از گربه ی ملوس ک الانا دیگ تو چشم ادم خیره میشن .
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤