تا به حال دلتنگ شده‌ای؟

تا به حال دلتنگ شده‌ای؟

نویسنده : نازنین یوسفی

از تو با که بگویم که مرا

میان هیجانات فصلی‌ام به هفده سالگی

محکوم نکند؟

آی ای التزام لحظه اکنون! 

تا به حال شبیه شاعری که هیچکس

زبان استعاره‌هایش را نفهمیده

دلتنگ شده‌ای؟ 

چون نقاشی که فقر 

رنگ روغن‌هایش را بلعیده 

و یا شبیه دخترکی که زیبایی‌اش را اسید

دزدیده است؟

من از جهالت دانه‌های اعتماد می‌ترسم

میان باغ‌های مرکبات شهرتان مگر عشق 

میوه کدامین درخت بی‌بهار بود که کال

از شاخه افتاد؟

آی ای التزام اولین خواهش!

صحبت از سرگردانی قاصدک که نیست

من از فساد جوانه‌های مهر می‌گویم

تا به حال شبیه شاعری که هیچ‌کس

زبان استعاره‌هایش را نفهمیده

دلتنگ شده‌ای؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خیلی زیبا و مفهومی بود.موفق باشید!
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
زیبا بود...خیلی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
مفهومی بود. شعر سپید بود؟؟
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
من از قواعد شعر و ادبیات زیاد نمی دونم ؛ فقط می نویسم. شاید بشه بهش گفت شعر!
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
کار خوبی میکنی چهارچوب محدودیت میاره چه در ادبیات چه در...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
صحبت از سرگردانی قاصدک ک نیست..:-) ایوول
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
آی ای التزام اولین خواهش:) یه حس سهل و ممتنعی توش داشت که هربار دوست داشتمش:)
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خداروشکر....
 nahid-r-05
nahid-r-05
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
عالی بود تا به حال شبیه شاعری که هیچ کس زبان استعاره هایش را نفهمیده شده ام
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
به نظرم تا ۵ سال دیگه ازدواج نکن و تنها باش عاشق باش ولی نه عاشق شخص خاصی استعدادت از بین میره....
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
به نظرم باید یکم با جهت بنویسید. این الان نمیشه گفت شعره؛ نمیشه گفت قطعی ادبی
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خیلی ممنون (: فقط منظورتون از باجهت نوشتن چیه؟
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
مرسی خانم یوسفی :)))))))))))))) شما همیشه شعراتون عآآآآآآلین
z-dadras
z-dadras
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خیلیییی زیبا بود:))ممنون
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
من استعاره های درک نشده توش رو دوست داشتم...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات