آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ

نویسنده : m_rahsepar

برای همه آرزو دارم دور و برشان یکی مثل «دنیا» باشد. با صدای بلند بخندد، با صدای بلند حرف بزند. اهل درد و دل باشد. برای‌تان یک «دنیا» آرزو می‌کنم که رفیق پایه کتابخانه و سفر شلمچه‌تان باشد و پیش‌داوری نکند و بی‌غرض و دوست داشتنی درباره همه چیز فکر کند. برای‌تان یک «دنیا» آرزو می‌کنم که کارهای بدتان را تایید نکند و پشت کارهای خوبتان بایستد. یک «دنیا» که آماده اصلاح اخلاقش باشد و نصیحت‌های دوستانه‌تان را مثل هدیه بپذیرد. یک «دنیا» که گاهی قربان صدقه‌تان برود و گاهی با تمام وجود به شما بخندد.

برایتان همچنین یک «زهرا» آرزو می‌کنم. یک زهرا که با قیافه‌ای معصوم بیاید و بعد از کلی مقدمه چینی و عذر خواهی بگوید «من خوشم نمیاد پشت سر کسی حرف بزنم ها! اما بچه‌ها میگن تو خیلی مراقب ظاهرت نیستی تنوع لباس‌هات کمه». آدمی مثل «زهرا» که بتواند با شجاعت، هر چه دیگران پشت سرت می‌گویند پیش رویت بگوید. آدمی که جلوی همه بگوید «نه فلانی اونجور که شما میگین نیست». برایتان یک «زهرا» آرزو می‌کنم که به درد دل‌های‌تان صادقانه گوش بدهد. آدمی که واقعا دوست داشته باشد، اخلاق‌تان را اصلاح کند. آدمی که برای حل مشکلات شما انرژی پایان ناپذیری داشته باشد.

برایتان آرزو می‌کنم یک بار جای من باشید. یک بار مثل من هر روز صبح بیدار شوید و به آدم‌های خوب زندگی‌تان فکر کنید و با سرخوشی هوا را به درون ریه‌های‌تان بکشید. مگر می‌شود با بودن اینطور آدم‌ها بگوییم زندگی سخت است؟

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
چه آرزوی قشنگی...ممنون
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
واقعا بودن چند تا دوست خوب توی زندگی هرکسی لازمه :)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
قدر این "دنیا" و "زهرا" رو بدونین-واقعا این جور دوستها خیلی کم پیدا می شن و خیلی هم ارزشمندند.:))ان شاالله آرزوهاتون برای ما برآورده بشن:))
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
دوست، رفیق، همراه، یار و یاور، شخصی که میگویند نیست و البته همه مدعی به حد اعلا بودن آنیم..
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
دوست خوب یکی از نعمت هایی که باید قدرش رو حسابی دونست :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات