بالشت عاشق / شعر
شعری سروده خودم

بالشت عاشق / شعر

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

توی اتاق عاشق، من یک بالشت تنهام

که تو شب‌های ابریش همدم درد و غم‌هام

وقتی که دیگه اشکش بهش فرصت نمیده

وقتی که ترس رفتن بهش جرات نمیده

سر میذاره رو قلبم از عشقش میگه واسم

میگه اگه نباشه این دنیا رو میبازم

میگه که دوسش داره میگه واسش میمیره

اگه بهش اخم کنه زودی دلش میگیره

این آرزوی منه کاشکی منم دست داشتم

تا روی صورت اون نوازش رو میکاشتم

کاشکی منم دست داشتم تا اشکاشو پاک کنم

تو باغچه زندگی غصه‌هاشو خاک کنم

کاشکی منم چشم داشتم زل بزنم تو چشماش

بگم اگه نیومد بازم تو عاشقش باش

اگه تو عاشق باشی بازم میای سراغم

قول میدم واسه دلت من آرامش بیارم

بهم گفتی تو امشب روزه دیدار فردا

اگه نیاد سراغت غرق میشی توی دردا

صبح شده اما حالا چرا بیدار نمیشه

نکنه عاشق مرده رفته واسه همیشه

من باورم نمیشه عاشق پاشو دوباره

مگه یادت رفته که امروز روزه قراره؟

ببین تو آغوشمی عاشق ببین دست دارم

تو تخت خواب دنیام هر چی رو که هست دارم

عاشق ببین چشم دارم ببین غرق نگاتم

ببین اینجا کنارت منتظر صداتم

از لحظه‌های عشقت واسم بگی دوباره

بگی اونم واسه‌ی دیدنت بی قراره

تو رو به جون عشقت عاشق پاشو دوباره

نذار من باورم شه این آخرین قراره ؟

من باورم نمیشه عاشق پاشو دوباره

مگه یادت رفته که امروز روزه قراره؟

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٥
١
٠
شعر هم داشتی و ما بی خبر بودیم. تخصصش که نیست، لذتش رو بردیم :)
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
فدای شما میرزا جان یه چیزایی میگیم گاهی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
بگو محمدرضا، بگو؛ سالم باشی و بگی :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٥
١
٠
چغوک جان شاعرم بودی تو؟؟ آنچه همه خوبان دارند تو همه یک جا داری! بقیه هنراتم رو کن یه جا! هر هفت هنر ره داری؟؟ خیلی قشنگ و آهنگین بود. برای تکست موزیک خیلی خوبه
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
بهش نمخی بگی دزدیدیش؟
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
دیگه در هر زمینه ای یک ناخونکی زدم :)) قربونت مجتبی جان ♥♥ خودمم همی ر به صورت دکلمه خواندوم
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
نه حسین لو نده بذار سورپرایزش کنم
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
سوپرایزه خراب شد یا نه :D
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
باشه! لو نمدم. فقط مجتبی مدیونی اگه ازو سوپ ها به مو ندی.
ناشناس
ناشناس
٩٤/١٢/١٥
١
٠
زاویه دید عالی بود .جان بخشی ،به جان شیرین عاشق عالی بود
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
ممنون از نظرتون ♥
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
..:(
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
@>-
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
این قسمت : چغوکی ها عاشق می شوند ؟!
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
این شعر مال زمان نوجونی های چغکیه :D
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
استاد چغوک؛ ما نوشته های مشدی مخایم :)
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
چشم.. اونم به زودی ♥
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠