سفیر باران / شعر
شعری از محسن موسوی

سفیر باران / شعر

نویسنده : s_mohsen

منم وزیر کشور شب های مهتابی / کنایه میزنی شب و دوباره میخوابی

ترور میان خلوت تاریک شب بوها / در آخرین تپش قلب شب تو می تابی

به توپ بستن مجلس به دست یک دولت / شکست لحظه آخر در آخرین لابی

سَرَم، سَرَم دوباره همان غده بد خیم / همان رفیق قدیمی دوباره بی تابی

سفیر وعده باران کجای دنیایی؟ / بیا بده به غزل ها تو وعده آبی

چگونه ره بنمایانمت خورشید؟ / چرا تو سنگر ما را نمی یابی؟

سقوط میکند این دولت اما تو / سفیر وعده باران ولی خوابی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ماشالا محسن جان، لذت بردم، سیدین دیگه؟
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ممنون جناب میرزا:)بله اون s اول اسمم موید همینه:)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
بسیار عالی، پس پسر دایی ما محسوب میشین.
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خیلی زیبا بود مخصوصا اسم شعرتون-یک حس خوب داره.موفق باشید
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ممنون که خوندین:)شما نیز هم:)
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ارون شعراست که به دل میشینه...ممنون
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خوشحالم که به دلتون نشسته:)تشکر میشه...
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
مصرع دوم بیت اول یک «به» جامونده!کنایه میزنی به شب و دوباره میخوابی...درستش اینه:)
Cold
Cold
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ماشالا محسن...خیلی خوب بود :) دلی بود
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
مرسی داداش:)قابل شما رو نداشت...
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود:) ممنون. فقط من معنی بیت آخر رو متوجه نشدم...
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
کجاشو متوجه نشدین دقیقا؟؟واضحه ک:)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ریتم رفیق ام کجایی را داشت...
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
رفیقم کجایی چیه؟؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
تیتراژ شهرزاد
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
همونطور که دوستمون گفتن در مورد ریتم؛ + در مورد مضمون و تشبیه خلاقانه بود...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ولی از حق نگذریم شعرتون قشنگ بود
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ممنون:)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
محسن جان باید باز دوباره تاکید کنم که تو اصلا باید شاعر بشی.خدایی حرف ندری.خیلی چخچخی بود. فقط کتاب عروض و قافیه ی پیش دانشگاهی انسانی فراموش نشه.اگر هم خواستی مو خودوم در خدمتت هستم متنم تو تلگرام در کمترین زمان ترتیب عروض و قافیه ته بدم.
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
من کلا وزنم میلنگه!درست بشو نیس!خخ...حالا میخوای امتحان کن شاید شد!
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
التبه عادت کردم هی مگم عروض و قافیه.در اصل فقط وزن.خخخ خدایی کیف کردم محسن
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
ممنون:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
محسن خان خیییلییی عالی مثل همیشه:) لذت می برم از خوندن شعراتون:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
تشکر میشه از شما:)ما هم از حضور شما:)
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
وزن شعریتون جز دو تا از بیت ها مشکل داشت ولی محتوا عالی بود ممنون
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
ممنون:)لطف دارین:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
محسن خیلی خوب بود؛ ولی مصرع آخرت نه!
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
روم به دیوار مجتبی جان!به بزرگی خودت ببخش:)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
محسن آی دی تلگراممه از بچه ها بیگیر.یک روز بهت یاد مدم.خدایی آسونه.غصه نخور.به روش آقا حسین.خخخ
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
تو وبم بزار خودت بی زحمت:)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
چشم
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
سفیر وعده ی باران ، چه ترکیب زیبا و دوست داشتنی ای داره این چند تا کلمه ، مرسی :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
بارونو دوست دارم هنوز:)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
اوووووففففف عجب شعری بودش ها
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
شما لطف داری سجاد خان:)
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
بیت اولش عاااااااالی بووووووود محسن و در کل خوب بود ولی نمیدونم چرا برداشت سیاسی کردم خخخ
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠