چند فرد کت و شلوار پوش اتو کشیده٬ در آخرین طبقه ساختمانی مشغول بازی پوکر هستند و خوش می‌گذرانند. 

در طبقه پایین ساختمان٬ سرمایه دارانی بر روی نتیجه بازی با هم شرط‌بندی می‌کنند و سخت مشغول حساب و کتاب هستند.

طبقه‌ای پایین‌تر٬ گروهی دیگر سرگرم تحلیل و تفسیر بازی هستند و با هم بحث می‌کنند.

در طبقه‌ای پایین‌تر٬ گروهی برای طرفداری٬ مشغول یارگیری هستند و به یکدیگر دندان تیز نشان می‌دهند و تحسین و تشویق می‌کنند.

همین‌طور که به پایین می‌آیی٬ به پیچ پله‌های پایین‌تر که می‌رسی صدای جر و بحث می‌آید و فریاد و دعوا ...

یک موضوع همیشه مرا به ترس و وحشت می‌اندازد و آن٬ رسیدن به حیاط است. جایی که گروه عظیمی مشغول زد و خورد و جان کندن و حمالی هستند.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
من اینو تو وبلاگتون خونده بودم و بیشتر از همه متن ها هم ازین خوشم اومد بود، از تشبیهی ک میشه از توش دراورد خوشم میاد
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
خیلی ممنون!البته ی سری تغییرات روش اعمال کردم! برداشت ک زیاده٬ولی منظور من فقط یک چیز بود!
فاطمه سادات
فاطمه سادات
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
چه متن زیبایی بود .... منم موافقم با خانم فوفانو... این خیلی از مطالب قبلی شما بهتره
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
مچکرم! البته این اولین نوشته ی من تو این سبک بود٬نمیدونم میشه با قبلیا مقایسه کردش یا نه! در هر صورت ممنون ک توجه کردید.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
سلام؛ یادداشت نمادین دوست داشتنی ای بود محمد؛ باریکلا! دغدغه هاتون ارزشمنده.
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
سلام.خیلی ممنون جناب میرزا. نظر لطف شماست!
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
میرزا شما دیگه چرا؟! صحیح اینه که بگید «یادداشتی نمادین و دوست داشتنی بود ...»
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
مهراد این کامنته؛ هر سخن از دل برآید، لاجرم بر زبون جاری میشه و بعدم کامنت میشه و الا حرفت کاملا درسته. یعنی در کامنت همینطور که حرف می زنم، می نویسم. مخلصتم :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
بذار کامنتم رو با آداب بنویسم: سلام؛ یادداشتی نمادین و دوست داشتنی بود محمد؛ تبارک الله! دغدغه هاتون ارزشمند است.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
*دغدغه های شما ارزشمند است.
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
میرزا، شما با آداب و رسوم، بی آداب و رسوم، محاوره، رسمی و خلاصه همه جوره عزیزی. :) ولی خب این مثل اینه که یکی بگه:« من دوصت دارم توی کامنطام، املای خودمو بنویثم!»
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٣
١
٠
مهراد! خودت عزیزی... مهراد املاء خدایی فرق نداره؟ نه، فرق نداره؟
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٣
١
٠
مهراد شوخی می کنم، جدی کامنتارو نخونی که گرفتارم. همۀ کامنتا رو با شوخی می نویسم.
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
انصافأ این چرا ستاره دار نشد؟! چون کوتاه بود؟!فکر کنم هرچی مطلب طولانی تر باشه٬احتمال ستاره دار شدنش هم بیشتر بشه!من ب احترام کاربرای سایت کوتاه نوشتم٬ولی انگار تو جیم باید طولانی نوشت! در هر صورت خوشحال میشم دلیلشو بدونم! ممنون!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
آقا به اعصاب خودت مسلط باش! شاید مطلبی از نظر خود کاربر قشنگ باشه و خوب! ولی این مدیر محتوایی جیم با سابقه شون؛ متوجه میشن که این مطلب آیا با اصول نویسندگی نوشته شده یا نه؟ من نمونه هایی رو دارم که کلا 200 کلمه ن ولی ستاره دارشدن
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
سلام. مطلب خوبی بود. و اما راجع به ستاره دار شدن یا نشدن: این موضوع یه امر سلیقه ای هستش و ارتباط کاملا مستقیمی داره با سلیقه مدیر سایت. برای خود من هم پیش اومده. داستان «بازنده» که از نطر خودم، یکی از بهترین داستانهامه، سبز بود، ولی داستانی دیگه از خودم که چه از نظر محتوا و چه از نظر پردازش، نصف داستان بازنده هم نبود، طلایی منتشر شد. زیاد به این موضوع، اهمیت نده.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
صفای وجودت محمدجان؛ تو نویسنده ای داداش، باید حرفتو به گوش کاربرا و مخطبا در قالب کلمات برسونی؛ اگه به فکر ستاره و این حرفا باشی... می دونی چی میگم؟ با جناب آستانه موافقم، منم مطلب سه، چهار خطی رو دیدم که به قول مهراد طلایی بوده. به فکر ایده پردازی و نوشتن باش؛ همین و بس.
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
ببینید بحث من سر اینه که٬من مطلب طولانی و سنگین از لحاظ مفهوم و واژه ها مینویسم٬میگن چرا سنگین مینویسی!اینطوری هم مینویسیم ک... من عصبانی نیستم٬فقط میخوام تکلیفم روشن بشه! وگرنه هدف من مشخصه! ممنونم مهراد جان و جناب میرزا و مجتبی عزیز!
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
بذار یه چیزی رو بنا به تجربه بهت بگم. شما هر طور دوست داری بنویس؛ سنگین، مفهومی، طویل، کوتاه، نمادین، ماورائی، فانتزی و هر چی دوست داری، منتها اصول رو درست پیاده کنی، فکر کنم یه دونه ستاره بیاد گوشۀ مطلبت؛ و البته ایده ای نو و تازه. نگران نباش؛ ولی بازم میگم، به فکرش که نباشی و در قید و بندش، خودش میاد.
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
ممنونم جناب میرزا! من کارمو انجام میدم٬هدف اصلی ٬رسوندن حرف و پیام ب مخاطبه.ستاره بهانه س.ولی خب٬بی تأثیر هم نیست.
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
عالی بود :) خییلی خوب مینویسید :)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
نظر لطف شماست:) ممنون ک خوندید!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
جالب بود!می شه کمی درباره ی موضوعش توضیح بدین؟فکر می کنم دقیق نفهمیدم منظور اصلی نوشته رو!ممنون
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
ببینید٬این متن طوری نوشته شده که٬برداشت های مختلفی میشه ازش کرد٬شما خودتون حدستون چیه؟!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
من فکر می کنم اشاره داره به طبقات مختلف اجتماعی.هر چه طبقه بالاتر و مرفه تر-فرهنگ و آرامش بیشتره و هر چی میاد پایین تر هم امکانات مادی کمتر می شه هم کشمکش و جدل بینشون بیشتر می شه..
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
این برداشت هم درسته٬ولی منظور من موضوعی مهم تر و کلی تر بود. به بالاترین طبقه٬توجه بیشتری کنید٬متوجه میشید.خیلی بهتره ک خودتون منظور رو متوجه بشید٬اینطوری خیلی بهتره.
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
مگه اینکه از بازی پوکر و خوشگذرانی منظور خاصی داشته باشین.که من تا حالا همچین اسمی نشنیدم!!اون منظور کلی رو خودتون بگین لطفا.مثل اینکه بقیه فهمیدن الا من!!
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ب شخصه منظورم نظام سرمایه داری و سلطه بود.حالا با این دید بخونیدش! طبقه ی اول اشخاصی هستند ک اتفاقات و نقشه های جهانی رو طرح ریزی میکنن و بازی پوکر تشبیه شده به همین ک مثل سرگرمی میمونه واسه چنین طبقه ای.طبقه ی مردم عادی هم بدون هیچ اطلاعی تحت تأثیر جو و تبلیغات رسانه ای طبقه های بالاتر قرار میگیرند٬و درگیری و حمالی میکن ک در راستای اهداف بالاترین طبقه است.درآخر این طبقه ی مردم عادی قربانی خواسته های بالاترین طبقه میشن.دقیقأ شرح حال جهان امروز.سختی ها رو مردم عادی یا سطح پایین میکشن٬پولشو طبقات بالاتر میگیرن!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خیلی جالب تر شد با این دید-درسته متاسفانه همین جوریه اوضاع دنیا .ممنون از توضیحتون:)موفق باشید
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
چقدر عالی بود این. خیلی زیاد
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ممنونم!
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
به نظر من علی رغم شروع خیلی خوبی که داشتی؛ آخر مطلب و تهش واضح تموم نمیشه. اینکه مطلب اینقدر پایان باز باشه و یک مقداری نامفهوم شاید باعث شده مطلب برگزیده نباشه
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ببینید٬ته نوشته واضحه‌.فقط باید موضوع نوشته رو متوجه شد.بیشتر از این توضیح میدادم٬حالت نمادین خودشو از دست میداد.
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
درست میگی شما؛ ولی نماد باید در ذهن خواننده تداعی درستی داشته باشه. مثلا الان چرا ما باید از حیاط بترسیم؟ توی حیاط چه خبره؟
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
حیاط محل تشنج و درگیری عوامه.نوشته شده ک!نمیدونم٬شایدم خوب منتقلش نکردم!
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ولی در کل فکر می کنم نوشتن مطالب کوتاه تر؛ و البته مثل این مطلب صمیمی تر حتما بهتر هست
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
حرفتون صحیحه٬ولی بستگی ب موضوع و بحث نوشته داره.ممنون ک خوندید!
Cold
Cold
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
بدیش اینه که ماها توی همون حیاط زندگی میکنیم...
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خیلی بده!!من ک ترجیح میدم نباشم!هرچند ک سخته.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
حالا این پست یعنی چی؟ معرفی ادمهای طبقات ساختمان؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
کامنت اتون در پاسخ به مهربانو را خواندم و متوجه معنی پست شده ام، ولی این طور پست ها به دلیل واقعیت انکارناپذیر و ناخوشایند مطابق میل همه نیست و کمتر عامه پسند است به همین خاطر ستاره دار نشد الباه هروس دغدغه خاص خود و ذهنیات را داره...
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
من ک فکر نکنم گفتن حقیقت بد باشه و دلیل ستاره دار نشدن یک مطلب باشه!ممنون بابت توجهتون!
admincheh
admincheh
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
به نظرم می خواستین هر طبقه رو به یه قشر خاص نسبت بدین اما خب خیلی مستقیم گویی داره ، به قول آقای صفاریان جهان را گرد نه، طبقه طبقه آفریده اند !
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
اینم هست٬ولی منظورمو در جواب به خانم مهربانو دادم.ممنون ک خوندید!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
یکی اینکه خیلی رویه خوبیه که انتخاب کردی و کوتاه بنویسی(البته برای داستان صدق نمی کنه طبیعتا) . اینکه خط دوم گفتی طبقه پایین به نظرم درست نیست! چون طبقه 1 رو تداعی می کنه! می گفتی پایین تر بهتر بود. به نظرم توی نوشته ت جای طبقه -1 و زیر زمین خالیه! ازوناهم می گفتی مطلبت 20 میشد
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
در مورد کوتاه نویسی باید بگم ک٬شرمنده ی اخلاق ورزشکاریتم!آخه نوشته ی بعدیم ی خورده طولانیه باز!آخه بستگی به موضوع و کشش مطاب داره. در مورد طبقه ی منفی یک هم پیشنهاد خوبیه!میتونست باشه٬ولی نشد ک باشه! ممنون ک خوندید!
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
یک متن کوتاه با دنیایی مفهوم؛ بهترنی نظر ها رو دوستان گفتن..
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
مچکرم هادی جان.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
هرم!! درست میگم؟ بله هرمی که در بحث فراماسونری استاد رائفی پور زیاد ازش حرف میزنن...شما نویسنده خوبی هستید محمد خان
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
خیلی ممنون!شما هم خیلی تیز و باهوش هستید!خوشم میاد پیگیر سخنرانی های استاد هم هستید احتمالأ!
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
بلهههه استاد رائفی پور که حرف ندارن مشهدم زیاد میان میرم.. تیز و باهوش؟ تیکه میندازین؟:/
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
تیکه؟!من؟!به شما؟!!اختیار دارید خانم!حقیقت محض بود.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠