امروز می‌خواهم کمی دروغ گو شوم و دروغ بگویم! دروغ‌های قشنگی که رنگی هستند. یک دروغ رنگی! ببینم اسمش را چی بگذارم؟! آها؛ دروغ سفید. حالا چرا سفید؟! خب به خاطر این‌که این دروغ با همه دروغ‌ها فرق دارد. دروغ‌های سفید دروغ‌هایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی‌شوند: در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می‌کند اما در جمع دوستان می‌گوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمی‌رود. روزی یک صفحه کتاب می‌خواند اما در حضور دیگران می‌گوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم، نمی‌خوابم!

پاول اکمن می‌گوید: «من دروغ‌های سیاه را بخشودنی می‌دانم... اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسان‌ها را به پرتگاه نابودی می‌برد.»

ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمی‌دهیم بلکه «خود» را «فریب» می‌دهیم. به اندازه‌ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض و اضطراب و تنش می‌شویم. به همان اندازه وادار می‌شویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه‌های توسعه توانایی‌های فردی خویش، جا می‌مانیم. 

اگر من روزی یک صفحه کتاب می‌خوانم و خود را متعهد کنم که در حضور دیگران نیز همین حرف را بزنم، زودتر به افزایش میزان کتابخوانی خود تشویق می‌شوم. اگر روزها ساعت ۱۱ از خواب بیدار می‌شوم و این را به دیگران نیز بگویم، انرژی من برای بیدار شدن در ساعت ۹ افزایش می‌یابد و به دیگران هم می‌توانم با افتخار بگویم: «اخیراً هر روز ۲ ساعت زودتر بیدار می‌شوم.»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
مطلب بسیار خوبی بود. دروغ های سفید، به گویش متن، ضرری نمی زنن، اما اگر به طور مستمر باشه، ملکۀ شخص گوینده میشه و این، نقطه ضعف ماجراست.
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
بله واسه همین اینو گفتم
nahid-r-05
nahid-r-05
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
عالی بود ممنون اما ای کاش میتونستم به خودم کمی دروغ بگم
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
این ضعفمونه.... ن خودمن اینجوریم دارم ادم میشم
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
این دروغ های سفید کم کم داره عجین میشه با گفتار و افکارمون..به امید روزی که دروغ از هیچ رنگی نباشه.راستی سلام:)
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
سلــــــام
سهیل مشایخ
سهیل مشایخ
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
بسیار زیبا و چالش برانگیز ، چالشی برای شما نه چالشی خطاب به خودم ، چالشی برای اینکه سعی کنم از خواب خرگوشی خویش بیدار شوم و با سوزنی این بالون پر شده از غرورم را نابود کنم ، نابود کنم تا بلکه خود واقعی خودم رو پیدا کنم ، نابود کنم تا اینکه تمام وقتم صرف مطالعه بر روی دیگران نگذارم ، قدری هم خود واقعی و استعداد ها و علایق ها و احساسات واقعی درون خود را برسی کنم , تا قدری بی هیچ گونه آلایشی از افراد و محیط زندگی به خود درونی و اصلی خویش پی ببرم . با تشکر و درود بیحد برای شما دوست عزیز.
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
بلـــــه اخ جوووووون چالـــــش خخخخ ممنون از شما دوست گـــــرامـــی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
فکر می کنم اسم این دروغ ها در فرهنگ عامیانه «قپی» باشه
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
حالا مام خواسیم رنگش کنیم
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
عه چه جالب خودمو با دروغ شفید گول بزنم و کارای خوب انجام بدم ؟ اما خو نفس دروغ همش در مقایل کارای خوبمه که :| مچکر مچکر مچکر
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
خواهش خواهش خواهش
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
خیلی عالی بود...یه دید متفاوت به دروغ تشکر
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
بله ب همه چی میشه ب ی دید دگ نگاه کرد
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
اره واقعا!!بدی این دروغا اینه که شخص احساس عذاب وجدانم نمیکنه و راحتتر به زبون میارشون!
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
دقیقا ولی اگ عذاب وحدان داشت دروغ نمیگفتن.
علیرضا
علیرضا
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
عالی بود... افرین موفق باشی
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
ممنون متشکرم
Dentist
Dentist
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
خداکنه همه این دروغارو ترک کنن.مخصوصا خودم...برام دعاکنید
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١٢/١١
٠
٠
ان شالله
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/١٢
٠
٠
دروغ چیز عجیبیه! چون دو طرف خوشحال میشوند اما این حیرت است که سر از چشمها در میاورد!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨