زمانی برای غرق شدن
میتوانید نخوانید؛ اما اگر وقت شد بخوانید

زمانی برای غرق شدن

نویسنده : milad.piri

«بعضی وقت‌ها در اتاقت دراز می‌کشی و آهنگ مورد علاقه‌ات را پِلِی می‌کنی حالا چه غمگین باشد و چه شاد.»

چقدر این عبارت بد است و نامفهوم و ابتدایی «آهنگ غمگین یا شاد» اصلا چه کسی می‌تواند بگوید که این آهنگ شاد است یا غمگین، چرا که هرکس برای خودش برداشتی از غمگین و یا شاد بودن دارد. به نظر من هیچ آهنگی نه شاد است و نه غمگین، همه حالت‌ها را ما خودمان به آهنگ‌ها نسبت می‌دهیم که ممکن است شادِ من غمگینِ تو باشد. اصلا می‌بینی یک نفر آهنگ غمگین را آهنگ آرامش بخش معنی می‌کند. راستش نگرش‌ها متفاوت هستند.

باور کنید یادم رفت که چه موضوعی را می‌خواستم بگویم... آها؛ آهنگ مورد علاقه‌ات را پِلِی می‌کنی و بعد به همه چیز فکر می‌کنی. به خودت -به خودت اما از بقیه چیزها کمتر فکر می‌کنی، انگار خودت را خوب می‌شناسی اما باور کن خودشناسی همه ماها خیلی ضعیف است خیلی...- به او  -در صورت وجود و شاید در گذشته جایش گذاشته‌ای و یا جایت گذاشته است- به آینده‌ای که هم شوق دیدنش را داری و هم نگران -چرا که دغدغه‌هایت به موازاتش رشد می‌کند- به گذشته‌ای که شاید می‌توانست قشنگ‌تر هم به گذشته برود و اگر وقتی هم شد به حال -همین الان را می‌گویم، همین حال که همیشه یا قربانی گذشته شده و یا آینده- می‌دانی ما با زمان حال زیاد آشنا نیستیم، گذشته و آینده را از کف دست هم بهتر می‌شناسیم اما حال را نه و این به نظرم درد بزرگی است که هیچ‌گاه حسش نکرده‌ایم اما همیشه ضربه‌اش را زده.

این بار که خواستیم برویم در فکر و غرق شویم، اگر شد به داشته‌های‌مان فکر کنیم، اگر حوصله‌اش را نداشتیم حداقل سعی کنیم به نداشته‌هایی فکر کنیم که ارزش فکر کردن داشته باشند.

باور کن مشکل ماها همین است که نمی‌دانیم چه چیزی ارزش دارد و چه چیزی ندارد. راستی خودمان را هم گول نزنیم. واقعیت را ببینیم. حتا اگر تلخ بود، حتا اگر برای همیشه تلخ بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
فکر کردن به داشته ها مون خیلی خوبه :) امیدوارم بتونم این حس و حس شکرگزار بودن رو تو خدم تقویت کنم. | این موضوعی که گفتید «به نظر من هیچ آهنگی نه شاد است و نه غمگین» رو من قبول ندارم چون در واقعیت یک سری آهنگ ها شاد هستند و یک سری دیگه غم گین و سری های دیگه هم ممکنه داشته باشند. اما خب قطعا کسی که حال خوشی نداره. نمیاد آهنگ شاد گوش بده چون با حالش جور در نمیاد و بلعکس :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
...فکر کردن به تلخی واقعیت ها به طرز مضخرفی جدی و ضروریه..مضخرفه چون جبر روزگاره و جدیه چون جزعی از ارامش ذات است
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
زمانی برای غرق شدن در خود.. این مدل غرق شدن اگه به پوچی و تنهایی و کشف حقایق ناهنجار برسه؛روح و جسم را ازار میده تا سر حد مرگ..البته یک راه اغفال انگیز سرخوشانه هست به نام زمان فراموشی..جسم را کنترل میکنه ولی روح را درگیر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩