استاد هیچ جوره نگذاشت غیبت کنم، گفت هفته دیگر هم نیستی و از درس‌ها عقب می‌افتی. برای همین شب قبل از سفر سریع وسایلم را جمع کردم دست روی هرچیزی می‌گذاشتم حس می‌کردم بقیه وسایل می‌گویند «تو رو خدا ما رو هم باخودت ببر.»

حس کردم الگوی طلای دستم به بقیه فخر می‌فروشد. بالاخره انتخاب کردم، شلوارکتان کشی مشکی، مانتو آبی یک جیبم، کفش عیدم که این همه مدت از دیدم پنهان بود و خودش را برای این سفر آماده می‌کرد، کیف شانه‌ای کرم قهوی بزرگ، مداد ابروهایم، عطر و اسپری ایفوریا وکیف پول و گوشی لمسی‌ام که تازه دو هفته بود خریده بودم.

تبلتم با زبان بی‌زبانی التماسم کرد و من بهانه آوردم که اندازه‌ات خیلی بزرگ است و احتمال دارد آسیب ببینی. وقتی تبلتم را توی کشو میز تحریرم گذاشتم، یک قطره اشک از دوربین دومش جاری شد. البته همه این وسایل هم به وصال نرسیدند. کیف و ادکلن و کیف پول توی هتل ماندند. کفش‌ها توی کفش داری ماندند و موبایلم توی امانات. اما وسایلی که به مقام قاب قوسین حسین رسیدند عینکم، مانتو، روسری ساتن مشکی، چادر، کیف موبایلم و چند دستمال کاغذی بودند.

محبت حسین فقط برای آدمها نیست. حتی اشیاء هم عاشقش هستند. مثل چوب‌های ساج برمه که سی سال منتظر ماندند تا در جوار یار باشند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٠
٢
٠
آفرین به شما! نوشتتون رو به شدت دوست داشتم. خط آخر، خط آخر... مرسی؛ مرامتون حسینی!
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
ممنونم ان شا الله همه مون همیشه،این دنیا واون دنیا در راه حسین و زیر سایه اش بمونیم....آمین
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٢٠
٠
٠
خیلی عالی بود، هم محتوا هم نگارش. مرسی :)
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٢/٢١
٠
٠
ممنونم
هستی
هستی
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
خیلی خوب بود. عالی. آفرین.
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات