ایران به خانواده هر شهید فلسطینی 7 هزار دلار کمک می‌کند

ایران به خانواده هر شهید فلسطینی 7 هزار دلار کمک می‌کند

نویسنده : arwen

این روزها همه از انتخابات سخن می‌گویند. این‌که به چه کسی رای دهیم؟ کدام حزب؟ کدام گروه؟ من اما مثل خیلی از مردم ایران درگیر چیز دیگری هستم. درگیر خرید نان پانصد تومانی و هفته‌ای یک بار شیر، درگیر خرید گوشت کیلویی 30 هزارتومان. درگیر بیکاری، درگیر خرید برنج کیلویی هفت هزارتومان، درگیر خرید لباس عید برای شش نفر با عیدی ششصد هزارتومانی دولتی که نیامده خرج شیرینی و آجیل عیدمان هم نمی‌شود. درگیر حقوق بازنشستگی پدرم که یک‌جا به حساب صاحب خانه می‌ریزم. درگیر کاسه ندارم از اول برج و چشم کشیدن به زمان یارانه‌ها.

آن زمان که باید تحصیل می‌کردم، سهیمه‌ها مانع از ورودم به دانشگاه شد، پدر کارمندم نمی‌توانست هزینه دانشگاه آزاد و امثالهم را بدهد. هشت سال پشت کنکور ماندن به جرم بی‌پولی، اولین چیزی بود که از جوانی‌ام آموختم. با بدبختی فوق دیپلم گرفتم. انصراف دادم. چون توان دادن مخارج دانشگاه را نداشتم. یک‌سال دیگر دوباره خواندم دانشگاه سراسری قبول شدم. امسال که وارد دانشگاه سراسری شدم از خوابگاه خبری نبود و خوابگاه‌های شلوغ و بی‌نهایت کثیف دانشجویی گرگان با اجاره ماهیانه چهارصد هزارتومان ستمی بود به پدر بازنشسته و بیمارم. خیلی‌ها شاید بگویند تلاش می‌کردی، کار می‌کردی. اما آن‌ خیلی‌ها آن زمان که خانواده من سه روز هفته نان و تخم مرغ و سه روز سیب زمینی آب پز می‌خوردند نبودند. آن‌ها مسئولیت پدر و مادر بیمارشان را به دوش نمی‌کشیدند. یا خواهر و برادرهای کوچک‌شان چشم به دست‌شان نداشتند. چیزی به نام کلاس، برای ما آرزو بود. همان‌طور که حالا سالی یک‌بار مانتو یا کفش را قرعه می‌اندازیم. این چیزی است که من در میان آن قرار دارم. حالا می‌گویند بیایید رای بدهید؟ به چه کسی رای بدهم؟

پانزده سال است که پدرم از همین دولت شش میلیون تومان طلب دارد. پولی که برای خیلی از همین حضرات پول یک تابلوی تبلیغاتی هم نیست، برای ما چهار تا آمپول بیماری مادرم که می‌شود. تبلیغات میلیاردی دو طرف انتخابات آتش به جان امثال من می‌زند. اما چیزی که مرا بیشتر می‌سوزاند اخباری شبیه این است:

سفیر ایران در لبنان: ایران به خانواده هر شهید فلسطینی 7 هزار دلار کمک می‌کند

«محمد فتحعلی» سفیر  ایران در بیروت گفت «تصمیم گرفتیم به هر خانواده شهدای انتفاضه در قدس، مبلغ 7  هزار دلار تقدیم کنیم.»

هفت هزار دلار به هرخانواده با حساب دلار سه هزار تومان هر خانواده بیست و یک میلیون تومان. پول خرد آقا زاده‌ها و آرزوی امثال من. این کشور من است. کشوری که پدرم برایش جنگید. کشوری که در آن بزرگ شدم. کشوری که یک روز به سوریه یک روز به لبنان و یک روز به ونزوئلا میلیاردی کمک می‌کند. اما مردمان خودش در خرج یک نان شب‌شان مانده‌اند. چه فرق می‌کند چه حزب و یا چه گروه. چند ماه بعد هم فلسطین و لبنان مثل جیبوتی به ایران پشت می‌کنند. این پول می‌تواند زیرساخت آب این مملکت باشد. جلوی فوران خاک در جنوب کشور را بگیرد اما چپ و راست تاراج می‌شود. یک سفره انداخته‌اند یا اختلاس می‌کنند و یا می‌بخشند و ما می‌مانیم با هیچ. ما می‌مانیم و یارانه چهل هزارتومانی که خرج آب و برق خانواده هم نمی‌شود. ما می‌مانیم و پول نان روزانه.

============

پ.ن: متنی که خواندید بخشی از صحبت‌های دختر همسایه ماست. قبلا درباره پدر ایشان توی مطالب نوشتم. ای کاش مسئولان ما کمی فکر کنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
منم مخالفم واقعا با اینکارشن!انگار تو خوده ایران کسی نیس ک نیازمند باشه ک هفتتتت هزار دلار پول کیدن ب هر کدوم از خانواده ی شهدا!..و حدا کمک کنه ب دختر همسایتون و شفا بده پدر و مادرشو..ممنون از متن عالیتون
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/٠٨
١
٠
ببیند شما تو یادداشتتون چندتا موضوع رو با هم قاطی کرده بودید که هرکدوم خودش کلی حرف واسه گفتن داره. ولی خب من به مسائل داخلی مثل آقازاده ها و ... کاری ندارم اما این قضیه کمک به خانواده های فلسطینی، لبنانی و ... . ببنید توی مسائل نظامی یه اصطلاح نسبتا معروف و استراتژیک داریم به نام «پراکسی وار(Proxy War)» که معنیش به فارسی میشه جنگ نیابتی. حالا این چه دخلی به موضوع داره؟ میگم خدمت تون. دولت ما میاد سالیانه یه بودجه ای رو در نظرم میگیره واسه کمک به کشورهای هم پیمان ما مثل همین هایی که گفتید. این کمک همینطور که گفتید شاید در عمل پول تو جیبی آقا زاده ها هم نشه ولی خب همین باعث میشه پراکسی وار اتفاق بیفته، یعنی همین کشورهایی که هم پیمان ما هستند و ما به اونها کمک میکنیم، میان و به جای ما با دشمنان مشترکمون میجنگند. شاید بگید این کمک در حد جنگ و این حرفها نیست ولی خب در عمل همین کمک های مادی و معنوی کلی تاثیر داره و باعث شده دشمنان اصلی ما مخصوصا رژیم اسرائیل به جای اینکه پشت مرزهای در حال جنگ با ما باشند با همپیمانان ما میجنگند و اتفاقا شکست هم میخورند. کشور مشکلات زیاد داره که بیشترشون هم به مسائل داخلی مربوط میشه ولی اینها
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
چشم کشیدن به زمان یارانه ها درسته؟؟ یا چشم بستن؟؟ من با یه سری حرفاتون من باب همین کمک های مالی ببه کشورهای دیگه 100 درصد موافقم و من باب بعضیا مثه سهمیه به شدت مخالف
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠