مهندس عزیزم دقت کن

مهندس عزیزم دقت کن

نویسنده : s_a_taheri

هرگز آدم پر توقعی نبوده و نیستم اما نمی‌دانم چرا غده لوزالتوقعم گهگداری کار دستم می‌دهد و مایه عذاب می‌شود. در ترم اول رشته مهندسی جو مهندس بودن عجيب مرا فرا گرفت، به طوری که در این ترم، ریش، از نوع پروفسوری، کیف، به صورت دستی، محتویات کیف، تقریباً خالی که تنها خط کشی هم قد خودم از کیف بیرون می‌زد و به در و دیوار برخورد می‌کرد را یدک می‌کشیدم. جدای از قیافه و سر و ریختم که به هر صنف و عنوانی شباهت داشت جز مهندسی، در طول این ترم مهندسی‌ترین درسم در کنار فارسی عمومی، ریاضی پیش بود. اما دامنه انتظار و توقعم مرا مجاب می‌کرد خود را مهندس بدانم.

کوچه، خیابان، دانشگاه، فرقی نداشت تا سه فرسخی‌ام هر کجا لفظ مهندس به گوشم می‌رسید نا خودآگاه سرم به سمت صدا می‌چرخید. روزی عرض در ورودی دانشگاه را به صورت طولی طی می‌کردم که صدای مهندس مهندس فضای دانشگاه را طنین انداز کرد. غده لوزالتوقعم قلقلکم داد تا به خود بگیرم و سر برگردانم ولی دو، سه فحش آبدار و یکی، دو فحش خشک و خالی به این غده دادم تا در همین راستا به راهم ادامه دهم و توجهی به لفظ با کلاس مهندس نکنم. صدا نزدیک‌تر شد؛ مهندس، سرم را چرخاندم و دیدم با من است. در پوست خود نمی‌گنجیدم. اصلا باورم نمی‌شد، با من بود، با خود خود من، نیشم باز شد و لپم گل انداخت.

با عشوه گفتم «جان مهندس» در چشمانم خیره شد و اضافه کرد: «بفرما بیرون آستینت زیادی کوتاهه» به خودم آمدم، دیدم یکی از برادران زحمتکش حراست است. این اولین و آخرین باری بود که مرا مهندس خطاب کردند. دیگر آن شد که عطای عنوان پر طمطراق مهندس را به لقایش بخشیدم تا باشد که این‌گونه مقدمات ضایع شدنم فراهم نشود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١١
٠
٠
واقعن تا این حد قانع نشده بودم
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١٢/١١
٠
٠
قناعت همواره سر لوحه ی بزرگان بوده و هست این نشون میده بزرگوارید تا این حدقانع شدید:))))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١١
٠
٠
این روزام که این کلمه خیلی پرکاربرده!بیشتر برای تمسخر بکار میره تا عنوان!
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١٢/١١
٠
٠
بله همینطوره درست کارکرد استاد رو داره:))))
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١١
٠
٠
ینی میشه یه روزی منم مهندس بشم؟؟ بهم بگن مهندس محمدی خخخخ
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
یه روز میرسه اسمت رو برد دانشگاه می زنن مهندس محمدی عزیز و گرامی بعلت بدهی امکان شرکت در امتحان وجود نداره هر چه زودتر برو مالی:)))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٢/١١
٠
٠
چی می خونی مهندس؟
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
الکترونیک می خوندم مهندس جان:)))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
من این رشته رو دوس داشتم ولی خب شرایط طوری شد که عمران خوندم :)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
خوب کاری کردی مهندس عمران بازار کلرش بهتره، امیدوارم در عرصه های مختلف زندگی موفق باشی:)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
بدک نبود :)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
لطف دارین آقای نادری ممنونم:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤