نمی‌شه با کتابا جاتو پر کرد ...

نمی‌شه با کتابا جاتو پر کرد ...

نویسنده : خاتونِ گیس گلابتون :)

گفت:

چلچله ی جونی این خطا چیه پای چشمت ؟ زیر چشمات گودم که افتاده !! یه دکتر خوب سراغ دارم کارش بییییستِ ، شاید طول بکشه ولی درست میشه

پاشو بریم پیشش...

گفتم:

تک تک این خطا نشونست ... نشونه هارو اگر پاک کنی اولین کسی که گم میشه خودتی ... چشم انتظاری که فقط به حرف نیست ، منتظر باید نشونه داشته باشه، که اگر یه روز محبوب بی خبر در خونشو زد خودش حدیث مفصل فراق رو از چهرش بخونه ...

گفت:

دیونه شدی...

زیر لب زمزمه کردم:

تو شبی در انتظاری ننشسته ای چه دانی...

رفت...

رفتم...

***

پی نوشت:

غمت یادم نداده عشقُ اما

همین حسی که دادَ دوست دارم ...

ازون روزی که عشقت لاغرم کرد

لباسای گشادو دوست دارم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١١
٠
٠
این خط هایی که گفتین ینی کار دست خودتون دادید؟؟؟؟
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی ، عشق داند که در این دایره سرگردانند ...
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
روزگار عاشقی بس سخت باشد....
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست ، عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد ...
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات