آدم‌ها از یک جایی به بعد؛

می‌شوند آدمِ سکوت...

و بعد از آن روز،

زخم‌های‌شان را لبخند می‌کنند

دردهای‌شان را می‌خندند

بغض‌های‌شان را قهقه می‌زنند

و تو بی‌خبر از کنارشان می‌گذری و در دلت می‌گویی :

چه آدم‌های سرخوشی پیدا می‌شوند ...

===============

پی نوشت :

این‌جا همه منتظرند تا به فریاد آدم برسند هیچ کس اما پیدا نمی‌شود که... که بیاید و به سکوت آدم برسد .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
سکوتم به اندازه ی خودش چاشنی ِ خوبی ِ برای وقت هایی که باید..
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
صد در صد ...
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
چه غمگین ناک شدین شما یهوییی.... نوشته های قبلی تون که اینطوری نبودن :|
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
غمگین ناک نیستم :)) فقط دارم سبک های مختلف نوشتن رو تجربه میکنم ... ممنون بابت حضور و توجهتون
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
آدم سکوت...چه تعبیر قشنگی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
لطف شماست ... ممنون از نگاهتون .
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
این جمله پینوشتتون بدجوری من رو به فکر واداشت...
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
من رو هم ... خیلی ممنون بابت این که وقت میذارید و میخونید خط خطی هارو .
aida_eft
aida_eft
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
خیلی به دلم نشست :))
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
شکر خدا که به دلتون نشست از قدیم گفتن آن سخن کز دل برآید ... ممنون از حضور و مهربونیت آیدا ی عزیز ان شاء الله همیشه لبت خندون باشه :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
بغضهایشان را قهقهه میزنند...
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
هوووم ... ماسک امنیتی حتی .... یک دنیا ممنون بابت همراهی همیشگی لیلی عزیز :)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات