سلام ام ابیها / شعر

سلام ام ابیها / شعر

نویسنده : s_mostafa_b

شما همان که خدا می‌کند به نام شما

سلام بر نبی و بر وصی و بر حسنین

و من همان که خودم را محبتان خواندم

سلام ما به محمد و آل او به حنین

سلام همسر حیدر، سلام مام حسن

سلام ام ابیها، سلام ام حسین

سلام مادر زینب، سلام صدیقه

سلام  بضعه احمد، سلام قره العین

سلام دختر خیرالانام، خیر نساء

سلام بر دُر اشکی که ریختید ز عین

ز داغ حضرت خاتم، ز غربت مولا

ز حزن غصب فدک، از شهادت محسن

پس از عروج پیمبر ز شهر رانده شدید

ز شهر خویشتن از شهر سیدالکونین

خدا نبخشد الهی هر آنکسی که ز کین

شراره زد به در مهبط سروش امین...

ندا که یا ابتاه و که یا رسول الله

ندا که فضه خذینی...، ندا که منجی دین

بیا تو مهدی مادر بگیر از این قوم

تقاص ظلم به مولا و چادر خونین

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١١
١
٠
"سلام همسر حیدر سلام مام حسن" مام نوشتین یا همون ام منظوره؟/ مرحبا سید؛ لذت بردم. اجرتون با خودشون!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/١١
٠
٠
سلام جناب میرزا. مام نوشتم در حالیکه مادر منظورم بود! مگه معنی دیگه ای هم ازش برداشت میشه؟/ ممنونم، شما لطف دارید :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١١
١
٠
علیکم السلام؛ نه متوجه شدم، اما چون در مصرع بعد "ام" بود، گفتم شاید همینم "ام" باشه. نه معنیه دیگه ای نداره؛ درسته.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
:)
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٢/١٢
١
٠
متشکرم. بسیار زیبا بود.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
ممنونم :)
admincheh
admincheh
٩٤/١٢/١٢
١
٠
اجرتون با همین خانم خوبی ها، چه خوب که قلمتون نوشته برای ایشون :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
ان شاءالله روزی بیاد که بتونیم بهتر از اینها برای ایشون بنویسیم، مرسی :)
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٢
١
٠
السلام علیک یا ام ابیها
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
... یا فاطمه الزهرا // ممنون از حضورتون :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣