حق انتخاب
کسی هست برای نجات؟!

حق انتخاب

نویسنده : Nasrin-A

من بیست و هفت سال دارم و تمام این بیست و هفت سال سرم توی کتاب بوده و راهم رفتن به کتابخانه و دانشگاه. چیزی از زندگی نفهمیدم جز اینکه دختر خوب درس میخواند و تلاش میکند و نجیب است و فلان.

حالا بیست و هفت سالم رو به پایان است و من نشسته ام به گذشته نگاه میکنم و اشتباهاتم جلوی چشم هایم رژه می روند. میگویم اگر یاد گرفته بودم به جای درس خواندن هنر دیگری یاد بگیرم الان میتوانستم برای خودم خیاط یا آرایشگر ماهری باشم. میگویم اگر یادم داده بودند که ازدواج امر مهمی است که بعد از سنین نوجوانی باید با آن روبه رو شوی و به آن جدی فکر کنی، الان در سالهای پایانی دهه‌ی سوم زندگی ام از شنیدن نام خواستگار دچار یاس فلسفی نمیشدم!

من حالا در آستانه‌ی بیست و هشت سالگی فهمیده‌ام که تنها چیزی که در جامعه‌ی من ارزش و اهمیت دارد پول است. چیزی که درس خواندن راه رسیدن به آن نیست. فهمیده‌ام که دختران کم سوادی که چیزی از زندگی نمی‌فهمند اما زود شوهر کرده‌اند و بچه‌ای بغل گرفته اند ارزش و اهمیتی به مراتب بیشتر از من و امثال من دارند. چون آنها توانسته اند ازدواج کنند!

دیگر کارمان از افسوس خوردن و حسرت خوردن و کارهایی از این دست گذشته است. یک جای پروسه‌ی تربیتی ما دهه‌ی شصتی ها ایراد دارد. ما زندگی را خیلی آرمانی تصور می‌کردیم و خیال می‌کردیم می‌توانیم با دست‌های خودمان آن مدینه‌ی فاضله ی ذهنی‌مان را بسازیم. فکر می‌کردیم هر چقدر بیشتر غرق شویم در دانستن، آینده روشن‌تر خواهد شد.

اما حالا که دارم به گذشته نگاه می‌کنم تنها افسوس می‌خورم برای از دست دادن سالهایی که می‌توانست جور دیگری رقم بخورد. جوری که امروز حداقل حسرت خیلی چیزها، افسوس خیلی اشتباه‌ها در دلم سنگینی نکند.

فردا هفتم اسفند است. دولت از ما می‌خواهد در انتخابات شرکت کنیم. میگویند حق انتخاب دارید و بیایید از آن به نفع کاندیدای اصلح استفاده کنید. من میگویم منی که بیست و هفت سال دارم و ده سال است دارم رای میدهم. کدام انتخاب من توانسته قدمی در حل مشکلات جامعه ام بردارد. اصلا انتخابی هست؟

کدام کاندیداست که می‌تواند مشکل بیکاری من را حل کند؟ کدام کاندیداست که به فکر جیب خودش نباشد و به من و جوانانی مثل من فکر کند؟ آیا کسی هست که اقتصاد فلج کشورم را احیا کند؟ کسی هست به پدر هفتاد ساله‌ی من امید دهد که اگر از فردا خانه نشین شود خانواده اش از گرسنگی نخواهند مرد؟ آیا کسی هست دست من و الناز و مینا و .... را بگیرد و از مدرسه‌ها و کتابخانه ها و فروشگاه ها و شرکت هایی که دارند استثمارمان میکنند ببرد به جایی که حق مان است؟

جایی که مرخصی ها سر جایش باشد، جایی که به ما فرصت نماز خواندن داده شود، جایی که دلشان به حال جوانی‌مان بسوزد، جایی که بیمه داشته باشد و جایی که با ما انسانی برخورد کنند.

آیا کسی هست که حق معلولان کشورم را بگیرد و حق زنان سرپرست خانواده را، حق زنانی که با روزی هزار تومن با نان خالی شکم بچه هایشان را سیر میکنند، حق جوانانی که زن میگیرند و توانایی خانه کرایه کردن ندارند، حق جوانانی که حقشان غرق شدن در فساد و تباهی نیست، حق پیرمردها و پیرزن هایی که کنار خیابان در سوز سرما و ضل آفتاب دستفروشی میکنند تا نمیرند؟

کسی میتواند جلوی بخور بخور برادر و پسر و پدرش و ....را بگیرد؟ مردی یا زنی هست که بیاید فقط برای نجات؟؟

من به چه امیدی دوباره شناسنامه در دست بروم پای صندوق و به مردی رای دهم که نمیدانم آمده است برای حق بیشتر یا آمده است برای کسب افتخار بیشتر یا ...

میدانید ما جوانان این مملکت دردمان یکی دو تا نیست دیگر نمی‌توانیم ریسک کنیم برای پروار کردن شکم بقیه. کسی را ندیده‌ام که بیاید برای نجات کشورم. باور کیند ندیده ام!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
بله دقیقا/منم همی جواب کاربری نوشتم الان 18 سالته میری رای میدی و میگی حق انتخاب دادن پس بریم رای بدیم/گفتم 10 سال دیگه وقتی کمی به سن و سال من رسیدی ببینم بازم این شور امید رو داری و همین حرفارو میزنی/خ
h_rastegar
h_rastegar
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
خوب مشکل اینکه این ده سال درست رای ندادیم دیگه. آن این افکار رفتیم به آدم هایی رای دادیم که همین افکار رو داشتن. منم الان سی سالم هستش و دقیقا به همین نتایج رسیدم که این سیستم آموزشی غلط هستش. http://jeem.ir/article/blog/9165 . برای همین هم دنبال آدم هایی هستم که این موضوع رو بفهمن الان هم چند تا مستقل پیدا کردم. بد نیستن. مشکل از انتخاب های ماست نه از اصل انتخاب
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
مطمئنا نه نداره شور و امید وقتیه که تغییری رو حس کنی حتی کوچیک حتی ناچیز! حالا ده ساله که رفتن و اومدن این نماینده ها هیچ تغییر مثبتی در حال ما ایجاد نکرده ولی تغییر منفی تا دلتون بخواد!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
کاندیداهای مستقل شما حتی اگه انتخاب هم بشن نهایتش چند تا سخنرانی غرا بکنن و چند بار اعتراض کنن بعدش .... قضیه ی کیف انگلیسی تکرار میشه!
h_rastegar
h_rastegar
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
خوب من دیگه مسوول اون قسمتش نیستم تا الان مشکل از من بوده که بد رای میدادم و بچه هامو داشتم بدبخت میکردم با این انتخابام (مثلا به اینایی رای دادم که موضوع حضور دخترا تو استادیوم از وام ازدواج که یک امیدی بود برای یک عده از جوون هایی که میخوان زندگیشونو شروع کنن براشون مهم تر بود. یا اصلا هیچ دیدگاه نسبت به آموزش و پرورش اسلامی نداشتن) حالا من انتخابام درست بشه دیگه کارم انجام دادم و خیالم راحتته و این دین میفته گردن اون نماینده که یادش رفته چه قولی به من داده
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
ما کلا عادت داریم موقع رای دادن دنبال قهرمان میگردیم! مثلا توقع داریم رئیس جمهوری که انتخاب میشه بیاد همه ی مملکت رو گل و بلبل کنه در حالی که رئیس جمهور یک اجرا کننده هست نه قانون گذار. یک نماینده ی مجلس هم فقط یک نماینده است حالا اگه قانون درستی هم نوشته بشه تصویب شدنش با خداست بعد تصویب مجلس نظارت شورای نگهبان و... تازه میرسیم به اجرایی کردنش! که معلوم نیست ضمانت اجرایی داره یا نه، بودجه براش تعیین شده یا نه! خوشحال میشم منظورتون از آموزش و پرورش اسلامی رو بدونم. من فقط دنبال نماینده ای هستم که حداقل توی مجلس نخوابه! یا توی چهار سال یه بار پشت تریبون ببینمش که حرف دل من رو میزنه و از دردهای هم استانی هاش میگه.
h_rastegar
h_rastegar
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
منظورم اینه . http://jeem.ir/article/blog/9165 زمانبندی ها و اینا رو. با سیستم آموزشی مثل چیدن مهره های فوتبال برخورد می کنیم. ۲ ۳ ۵ ۲ یا ۶ ۶ یا ۴ ۴ ۴ (دوازده تا هست همشون چون ۱۲ سال تئوری رو میگه) یکی نیست بگه بابا اصلا این بازی برای ما ساخته نشده . از بیس مشکل داره حالا هی مهره ها رو جابه جا کنید و چینش رو عوض کنید. مشکل چیز دیگه ای هستش
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
یک اگر با یک برابر بود چه‌ کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟ پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
هوووم مثال خوبی بود....
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
یک دل پر داریم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
دل پر تعریف کاملی نیست به نظرم
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
حرفای آخرتون خوب بود فقط ازدواج و این حرفا به نظر من مقدمه مناسبی برای ورود به بحث نبود،از طرفی من با اون قسمت حرف هاتون موافق نیستم. اتفاقا قدیم ترها که بچه تا به دبیرستان میرسید میگفتن باید به فکر ازدواج باشه.بعد اصلا اینطور نیس که کم سواد متاهل بهتر از باسواد مجرد باشه.بلاخره شما هم تحصیل علم کردید به بطالت که نگذروندید،انقد ناامید نباشید.شاید با رای دادن چیزی درست نشه ولی با رای ندادن مطمئن باشید خراب تر میشه. به نظر من الان دیگه کسی واسه بهبود اوضاع پای صندوق نمیره،فقط واسه این میره که آخرین تلاششو واسه بدتر نشدن اوضاع بکنه.
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/٠٦
١
٠
منم با نتیجه گیری ایشون موافق هستم. اگر با رأی دادن هیچی درست نشه؛ حداقل خراب نمیشه. چون همیشه قهر با صندوق انتخابات یعنی رأی آوردن کسی که شما مایل نیستید.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
شاید مقدمه ی خوبی نباشه اما باید از یه جایی شروع میکردم که بتونم به شکاف عمیق تو تربیت خودم و بخشی از هم نسل هام برسم.اون بخشی که شما میگین قدیم تر ها احتمالا شامل حال من نمیشه چون اونقدرها قدیمی نیستم! حرف برتری نسبی است باید بررسی کرد که از چه جهت برتری دارن به هم. منظور من از این جهت بود که متاهل ها بیشتر توی مسائل خانوادگی مورد توجه و محل رجوع هستند چون احتمالا با تجربه تر هستن. همین انتخاب بین بد و بدر حال من رو آشفته تر میکنه. ده سال پیش یه گروهی از این مردم انتخابی کردند که حالا حالاها قرار نیست دست از سر ما برداره. من خواهان بهبود هستم نه بدتر نشدن چون فکر نمیکنم بدتر از این چیزی سر من و ملتم بیاد!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
آقای نادری اگه کسی نباشه که هدفش رو ستایش کنی و انگیزه اش رو برای نماینده شدن قبول نداشته باشی تکلیفت چیه؟ به نظر من کسی به خاطر احساس تکلیف کاندید نشده! یعنی به نظرم دوره ی این احساس تکلیف ها و این قهرمان مردمی بودن ها گذشته حالا به جایی رسیدیم که همه به فکر سود شخصی خودشون هستند. من ترجیح میدم بین و بد و بدتر انتخاب نکنم
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
ظل// از دیدار دوباره شما بسیار خوشحالم. خدمت شما عرض کنم که با محتوای یادداشت شما به شدت موافقم. در واقع اینجور که از سن و سال من و امثال من بر میاد (البته زیاد هم نیست ولی بد هم نیست، میشه روش حساب کرد) این برنامه های "کاندیدای مردمی" و "خدمت به مردم" و "آمده ام برای تغییر" و "به دنبال آینده ای روشن" و قس علی هذا، خیلی معذرت می خوام، همش کشکه؛ در واقع به قول معروف "هر که به فکر خویشه و گرگه..." کاندیدائی در اطراف من بود که با رأی اکثریت مردم رفت به مجلس و جیب خودش و افراد فامیلش رو پر کرد تا هفت نسل و حتی وقت سخنرانی خودش رو در مجلس فروخت به این و آن؛ اینبار اما رد صلاحیت شد. پس به این وعده و وعیدها دل خوش نباید بود. یکی دیدم در فهرست وعده هاش نوشته بود: "چلوگیری از اعتیاد و طلاق" واقعا خنده آوره؛ منتها من با نظر "Miss_shqyq" موافقم. اگه به حرفهای مردم در این ایام گوش داده باشین، همه به فکر بهتر شدن هستند و همه به همین نیت پای صندوق رأی میرن؛ ولی... مهم نیست. خوش آمد میگم حضور دوباره شما رو :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
ممنون از اصلاح غلط تایپی ام:) به بهتر شدن فکر کردن خیلی خوب و ارزشمنده ولی به نظرم ما اول به کسی نیاز داریم که فساد رو ریشه کن که نه حداقل کنترل کنه! اول کنترل کنه که حداقل هر کارمند جزئی به خودش جرات مال مردم خوری نده! بعد بریم سراغ بحث های دیگه! ممنون از نظر ارزشمند و خوش آمد گویی تون همیشه منتظر نقد شدن از جانب شما و قلم خوبتون هستم.
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
بالاخره بین این همه نامزد یکی هست که افکارش با افکار ما بخونه دیگه! بهتره که به همون رای بدیم.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
چی بگم! شاید من زیادی آرمان خواهم که کسی رو نمی یابم!
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
ان شاءالله که خیره
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/٠٦
٢
٠
در مورد قسمت دوم مطلب نمیخوام نظری بدم اما در مورد بخش اول باید بگم درس و کار و ازدواج هیچ کدوم نمیتونن خوشبختی رو برای ادم ببار بیارن، شما باید بگردی ببینی توی این دنیا چه چیزی حالت رو خیلی خوب میکنه و بری دنبال اون مشکل ما ادم ها اینه که اهدافمون رو به ادم ها گره میزنیم و وقتی ناکام میمونیم فکر میکنیم چرا اینطوری شد؟ هدف واقعی زندگیتون توانایی بزرگتون رو پیدا کنین و با تمام وجود برای رسیدن بهش انرژی و وقت بزارین :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٢/٠٩
١
٠
گاهی مشکل همینه که اون چیزی که در این لحظه حال منو خوب میکنه اونقدر دیر به دست میاد که دیگه حالم باهاش خوب نمیشه! هیچ وقت اهدافم رو به آدم ها گره نزدم خوشبختانه ولی گویا آمده ایم برای نرسیدن و از دست دادن!
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/٢٨
٠
٠
سلام و تولدتون مبارک! عاقبت بخیر بشید بانو!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/٠٢
٠
٠
سلام ممنون آقا میرزای بزرگوار:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤