کفش‌هایم وقتی پاره می‌شود نگاهم خیره می‌ماند به زمان. ای کاش بدانی که شکوهی ندارد حرکت زمان بدون گام‌های ثانیه. و این نبض جیب است که می‌زند.

تیک‌های ساعت ماند، همان موقع که کفش‌هایم دهان باز کردند به گفتن نهان‌ها. همان موقع که اولین سنگ، زیر دندان‌های آسیای‌اش آمد. همانجا زمان بی‌تلاطم ماند در سکوت.

حال، درد مشت‌های گره توان فهمید. و تو از پشت شیشه حضور هنوز نظاره گری برای پینه کردن زخم‌های سرباز زده  و من از روزگار تهی دست جیب‌هایم پر است.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajad_z
sajad_z
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
عالی بود خانم رضایی.......
nahid-r-05
nahid-r-05
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
خیلی ممنون
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات