اشتباه از من بود. میان تشبیه‌ها تو را گم کردم؛ میان حرف‌ها، استعاره‌ها ، بیت‌ها. همچنان کودک نوپای درون که دمادم خیال را به واقع بینی ترجیح می‌دهد. 

شعرهایی که از دهان تو بیرون می‌آمدند، شاعرش من بودم. من از تو «شاعر»، من از تو «شاه» ساختم و خود چنان تندیسگری مغرور نشستم به تماشا، نشستم به تشویق و مگر شاهی هست که زاویه‌ی دیدش آنگاه که بر موج دستان شناور است تغییر نکند؟ 

من جسم تو را به فسون رویا بردم در حالی که روحت میان تخت‌های عادت و کسل، خمیازه خواب می‌کشید. من آغوش تو را با گل پنبه‌های مهر بوسیدم و آنگاه قلبت بسان سنگی سخت، در فراسوی صخره‌های دور، تنها به قلقلکی نرم که تمام مزرعه‌ی بوسه‌ی من بود، خندید.

اشتباه از من بود. تقویم‌ها و مادرم نشان این روز را می‌دادند. به خیال من اما با عشق، می‌شد از روی روزها پرید؛ می‌شد آغشته‌ی «بودن» شد، میان جدایی‌های اجباری و آه از این خیال‌های کودکانه که حتی در آستانه هجده سالگی هم بزرگ نمی‌شوند.

- خاطره‌ها 

نه فراموش می‌شوند

و نه حتی عادی

تنها مکان بودن‌شان از زیر پوست

و میان هیجانات رنگی

به گوشه آبشامه‌ی قلب

تغییر می‌کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
قشنگ بود :))
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
پریشان نوشتی بسیار خوب بود. حرفی نیست، قلمتون مانا!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
من احساس میکنم که یه تلخی ای تو متن بود! چرا اشتباه شیرین؟؟
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/١١
٠
٠
مثل قهوه ست ، تلخه ؛ اما می خوریم !
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/١١
٠
٠
مثل قهوه ست ، تلخه ؛ اما می خوریم !
z-dadras
z-dadras
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
خوب بود ممنون:)
Nahid_R_05
Nahid_R_05
٩٤/١٢/١١
٠
٠
خیلی اشتباهات شیرین هستن ،اشتباهات شیرین تجربه میسوند عالی بود
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
مگر شاهی هست که زاویه‌ی دیدش آنگاه که بر موج دستان شناور است تغییر نکند؟
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات