انگیزه انسان برای تحقق اهداف و مطلوب‌هایش از کجا نشات می‌گیرد؟ برای چه بسیاری از ما نهایت عمرمان که به سر شود با کوله باری از آرزوها و اهداف تحقق نیافته باید این جهان را ترک کنیم؟ دلیل سهل انگاری‌های ما در انجام امورمان چیست؟ چرا مغزمان به قدر کافی نظام عمل و پاداش را درک نمی کند؟ از لحاظ رفتاری چگونه می‌توان ذهن و روانی سالم داشت؟

ذهن سالم یعنی تلاش بی‌وقفه برای موفقیت و پاداش. اگر انگیزه را نیروی محرک انسان برای انجام کار و تحقق هدف، بدانیم. از افکار سرنوشت‌ساز انسان همین بحث انگیزه خواهد بود. اگر انسان بتواند انگیزه خود را مدیریت کند می‌تواند دوست، رهبر و مدیر خود باشد. برای اکثرمان باید توسط نیروی خارجی برنامه‌ریزی شود. از بیرون کنترل شویم و درصورت نیاز مواخذه یا تشویق شویم. باید انگیزه ما مدیریت شود. امیدوار شویم و باور کنیم که می‌توانیم. هدف از این نوشتار بررسی سطحی چگونگی توفیق انسان در مدیریت خودش است.

نظریه‌های متفاوتی در مورد شکل‌گیری انگیزه وجود دارد که من فکر می‌کنم اساس تمام این نظریه‌ها از یک نکته بسط می‌یابند:

انگیزه = انتظار تحقق نتیجه مطلوب * میزان مطلوبیت هدف

رابطه انگیزه می‌گوید، انگیزه برابر است با باور به توانستن ضرب در علاقه به هدف.

به نظرم انتظار تحقق نتیجه مطلوب به پارامترهایی از جمله

- باور به نظام علت و معلولی جهان

- باور به توانمندی‌های خویشتن

- اعتماد بنفس

- باور به وجود منابع کافی جهت تحقق هدف (چه بسا این منابع برای فرد کافی هم باشد اما به هنگامی که باورش این نیست که منابعی مانند زمان به قدر کفایت وجود دارد دست از تلاش و تحقق هدفش باز می دارد.) شاید یک جمله در مورد زمان از یک بزرگی بسیار کارگشا باشد و آن جمله این است: همیشه برای انجام کارهای ضروری‌ای که منجر به موفقیت شود، وقت به قدر کافی وجود دارد. فقط باید به کارهای ضروری پرداخت که اگر اشتباه نکنم قانون کارنو می‌گوید تنها بیست درصد از کارهایی که ما برای رسیدن به موفقیت در ذهن‌مان لیست کرده‌ایم انجام‌شان برای رسیدن به موفقیت ضروری است. و باقی هزینه‌ای است که ما دوست داریم برای موفقیت پرداخت کنیم.

و... بستگی دارد.

اگر کسی باورش این باشد که می‌تواند از عهده کاری بر آید شروع به انجام کار می‌کند و نظام علت و معلول آفرینش به او پاداش کارش را در نهایت خواهد داد. انسان باید دست از تلاش بر ندارد. نا امید نشود و به هنگامی که به دربهای بسته بر می‌خورد با خود بگوید هیچ دربی برای همیشه بسته نمی‌ماند. و آن‌قدر بر درب بکوبد تا گشایشی پیش آید.

و اما میزان مطلوبیت نیز از عواملی دیگر تاثیر می‌پذیرد:

مطلوبیت هر فرد به نگاه او بر می‌گردد هر چقدر که فردی رشد یافته‌تر شود مطلوبیت‌های او از لحاظ درجه وجودی ارتقا پیدا می کند. اگر نوزادی مطلوبش سینه مادر است، همین نوزاد در جوانی جنس خواسته‌هایش گسترده می‌شود خونه، ماشین، رفاه، همسر، علم، قدرت، جایگاه اجتماعی قدرتمند، و ...  اما به گفته فروید جنس همه این مطلوبیت‌ها از یک نوع است.

پارامترهای مطلوبیت را شاید بتوانم اینطور بشمارم:

- رشد عقلانی

- تجربه فردی از مطلوبیت

- میزان حضور فرد در جامعه و اثر پذیری‌اش از جامعه

- دید فرد که می‌تواند با مطالعه و سفر کردن گسترش یابد و مطلوبیت‌های او را تغییر یابد.

و ...

پس اگر می‌خواهیم انگیزه خود را مدیریت کنیم باید چنین کنیم:

اول آنکه انتظار تحقق هدف را بگونه ای مدیریت کنیم که گویی قرار است به قطع به نتیجه برسیم و اگر که نتوانستیم اینگونه باور به تحقق هدفمان داشته باشیم باید با قمار بُرد یا هیچ تن دهیم. گاهی فقط تلاش می‌کنیم و انتظاری برای پاداش نداریم ولی به تلاش ادامه می دهیم چراکه بجای اینکه به خود آسان گیریم و در عذاب بی خیالی روز را به شب برسانیم در راه گام برمی داریم و نتیجه را بی اهمیت می دانیم، خواه حاصل شود یا نه. اگر باور نداریم که می توانیم به هدفمان برسانیم پس چیزی را از دست نمی دهیم اگر سخت تر تلاش کنیم. باید توجه کنیم که خواستنی، توانستن است که باور کنیم می‌توانیم.

و دوم اینکه با تمام وجود هدفمان را دوست داشته باشیم هر چقدر این علاقه به هدف بیشتر شود انگیزه یا همان نیروی عمل ما نیز بیشتر می شود.

و اما تکنیک این مدیریت انگیزه چگونه می‌تواند باشد؟

با دعا از خداوند به عجز بخواهیم تا مطلوبمان را فراهم آورد که اگر هر چقدر ارتباط انسان با خدای خودش قوی تر شود انسان نیرو مند تر می شود و انسانی که از خداوند چیزی را با تمام وجودش خواست، این از ضعف ایمانش است که باور تحقق خواسته اش را نداشته باشد. چرا که بسیاری از عوامل انگیزه انسان و همچنین بسیاری از عوامل پیش روی تحقق هدف انسان با خواست و اراده ی خداوند تدبیر می شوند. و دعا این تدبیر را برایمان می آورد.

ما باید اهدافمان را انتخاب کنیم یعنی باید مطلوبیت اهداف از وجود ما سرچشمه بگیرد نه آنکه صرفا بخاطر حرفها و جو به سمت هدفی کشیده شویم. به اینجهت باید نتایج اهدافمان را تصورکنیم. باید چنان به پاداشی که از تحقق هدفمان نصیبمان می شود بیاندیشیم که با ذره ذره ی وجودمان هدفمان را دوست داشته باشیم.

باید روحیه مبارزه با موانع را تا فتح قله های پیروزی داشته باشیم. نباید هرگز نا امید شویم.

باید نسبت به انگیزه و روحیات خود احساس مسئولیت کنیم و از لحاظ روانی کاملا مثبت بیاندیشیم. و با توکل به خدا اجازه ندهیم هرگز به اسارت افکار و احساسات منفی در آییم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
مطلب مفیدی رو برای اولین مطلب انتخاب کردبن؛ خوش اومدین.
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
به قول معروف "انگیز بر هر کار ناشدنی دواست!" هروقت واسه یک کاری انگیزه کافی رو داشت، هرچند سخت هم بوده باشه ولی با موفقیت تمومش کردم. بعضی وقتها هم شده که یک کار راحت رو بی انگیزه شروعش کردم و حتی تمومش هم نکردم! - مطلب جالبی بود. متشکرم
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
جوون اگه انگیزه داشته باشه کوه رو هم جا به جا می کنه
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١١
٠
٠
چقد این متنا راهگشان...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤