برای سی سالگی
رسیدن یا نرسیدن آقای کراوات به خانومِ دامن اسکاتلندی دیگر برای من مهم نخواهد بود

برای سی سالگی

نویسنده : alis_darshahr

جای رمان‌های عاشقانه و آبدوغ خیاری را به زندگی نامه‌های دو هزار صفحه‌ای می‌دهم. حال مرا دغدغه‌های یک پیرمرد نویسنده خوب‌تر خواهد کرد تا نوشته‌های هول هولکی خانم. نویسندگانِ داغان دنیا سال تا سال حمام نمی‌روند، ریش‌های بلندی دارند و توی کانکس‌ها و کیوسک‌های روزنامه فروشیِ هم خدمتی سال‌های دورشان می‌خوابند تا مجبور نباشند برای جور کردن کرایه خانه از موهای فرفریِ عطیه و پیدا نکردن شغل مناسب برای پسر وسطیِ صدیقه خانم بنویسند.

دیگر آن مرد قد بلند قوی هیکل، با آن صدای دورگه نیمه خشنش که کار و زندگی را ول می‌کرد تا دنبال مرد خانه و سایه بالای سر آن دختر مو حنایی شدن برود، قهرمان قصه‌های من نخواهد بود. قصه‌های شب‌های سی سالگی، مردهایی دارد که کنار گذرگاه های عمومی شهر ساز دهنی می‌زنند و خم که می‌شوی تا سکه‌ای توی کلاه‌شان بیندازی، هنوز هم بوی آخرین عطر گرم و شیرینی که زمستانِ ده سال پیش مُدِ خانم‌های جوان بود می‌دهند.

با یک دستم سیب زمینی‌ها را سرخ می‌کنم و با یک دست دیگرم زانوی شکافته کودک بازیگوشم را می‌دوزم. حواسم به پُلی کپی مهدش پرت می‌شود و سیب زمینی‌ها می‌سوزد. می‌دانم برای شکم آن قدر با گذشت است که نان و ماست هم باشد می‌خورد. مخصوصا اگر با استیصال بگویم حواسم به دسته ده‌تایی و صدتایی چوب کبریت‌های ریاضی کودک‌مان بوده. باید کار سختی باشد سیب زمینی سرخ کردن و زانوی شکافته کودکی بازیگوش را دوختن. باید چک کردنِ دسته‌های ده تایی و صدتاییِ چوب کبریت‌های ریاضی‌اش سخت‌ترین کار دنیا باشد.

+ برای سی سالگی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
سی سالگی ات مبارک بانو:))و دنیای سی سالگی ات پر از رنگ های شاد آدم های خووووب داستان های ناب
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
خوش آم میگم ورود شما نویسندۀ خوش قلم رو؛ مشرف!
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
آمد*
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
سی سالگی تون مبارک؛ احتمالا حسی همراه با رخت بستن آرام شور جوانی و پختگی میان سالی باشه ...
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
اگه نخوام دروغ بگم این حسای شما رو درک نکردم من همیشه فکر میکنم پونزده ساله میمونم با همین شور و حال، اشتباه فکر کردم پس؟ مچرک مچکر مچکر
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
تبریک منو هم پذیرا باشید هم واسه سی سالگیتون و هم واسه مطلب زیباتون
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
نمیدونم چرا ولی یه حس حزن رو تو نوشتتون حس کردم!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
و همچنین !
alis_darshahr
alis_darshahr
٩٥/٠١/١٧
٠
٠
ممنون بابت اینکه وقت صرف کردین و متن من رو خوندین. راستش من هنوز سی ساله نشدم.واین تصور من از سی سالگی ست
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠