کفش‌ها منتظرند / شعر نو

کفش‌ها منتظرند / شعر نو

نویسنده : نازنین یوسفی

دست‌هایم پی گندم

کفش‌هایم در راه

جاده آمیزه‌ای از بغض شقایق شده است

و دو سر شانه‌ی من بسته به اندوه در است

جاده را باید رفت

کفش‌ها منتظرند

راه‌ها در فوران 

چمدانم خالی ست

دل من مانده به پای گل سرخ

پلک من پشت نگاه ایوان

کف پایم به سلوک حوض است

تا زمان می‌گذرد

عقل افسار خودش را کشد افسرده به جان کلمه

چه کسی می‌فهمد؟

از قضا حادثه بر حذف حروف «دل» و «ماندن» شده است 

جاده را باید رفت

کفش‌ها منتظرند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٥
٠
١
مرحبا! بسیار خوب بود.
z-dadras
z-dadras
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
خیلی زیبا بود:))ممنون:))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
کفش ها منتظرند :) قشنگ بود
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
چه استعداد های نابی! خیلی زیبا
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
شما از نوادگان سهراب سپری نیستین احیانا ؟ :D
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
(:
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
دوست دارم شعر نو بگم ولی شعر نوهام کیفیت ندارن:( خوش ب حالت نازنین:)
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
سعی نکن شعر بگی ، فقط وقتایی که احساست معذبه قلم و کاغذو بذار دم دست ! شعر خودش میاد....
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
مرحبا
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
به به به شما و شعرتون سهراب را زنده کردین :-)
m_kargadan
m_kargadan
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
لایک
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات