فقر فرهنگی چیز عجیب و غریبی نیست
چند مثال و یک حرف!

فقر فرهنگی چیز عجیب و غریبی نیست

نویسنده : milad.piri

- به سوپر مارکتی نزدیک خانه‌مان می‌روم اما باید در دکانش چند دقیقه‌ای معطل شوم که بیاید زیرا به آن سمت خیابان رفته و با دوستِ مغازه‌دار دیگری در حال حرف زدن است.

- داخل صف عابر بانک هستم و دو نفر جلوی من است. نفر جلویی که کارش تمام شد و نفر بعدی کارش را شروع می‌کند اما می‌بینم آن نفر قبلی سراسیمه باز می‌گردد و با عذر خواهی می‌گوید کار دیگری هم‌ داشتم که یادم رفته بود و باز مشغول کار می‌شود.

- خواهر و‌ برادرم درِ اتاقم را باز می‌کنند و داخل می‌آیند و زمانی که می‌خواهند بروند یادشان می‌رود که در اتاق را ببندند.

- به دوستم عکسی از موبایلم را نشان می‌دهم و او عکس‌های قبل و بعدش را هم نگاه می‌کند.

- داخل بانک هستم و دو سه نفر هم بعد از من می‌آیند و کنارم می‌نشینند، مدام بد و بیراه به کارکنان بانک می‌گویند از قبیلِ «چرا دیر دیر ارباب رجوع می‌بیند؟!»، «چرا باجه شماره ۳ خالی است؟!» بعد بلند می‌شوند و با آن‌که هنوز نوبت‌شان نشده کنار باجه شماره ۱ می‌ایستند و مدام به آن کارمند درخواست‌شان را تکرار می‌کنند.

- زمانی در داخل گیم سنتر کار می‌کردم و روی شیشه یخچالِ بستی نوشته بودم که لطفا قبل از میل کردن حساب فرمایید، اما چندین نفر را می‌دیدم که روی صندلی کنار یخچال نشسته‌اند و مدام آب میوه و بستنی از یخچال بیرون می‌آورند و می‌خورند و آخر سر هم نمی‌دانستند که چند تا بستنی و آبمیوه خورده‌اند و هیچ وقت هم نمی‌خواستند که به تذکر ما بر روی یخچال گوش دهند.

- زمانی که دانشجو بودم چندین استاد داشتیم که در حدود یک ربع الی بیست دقیقه، بیشتر جلسات دیر به سرکلاس می‌آمدند.

- چندین فامیل داریم که بچه‌های زیر هفت سال دارند و هر بار که به خانه ما می‌آیند، بچه‌های‌شان تمام خانه را زیر و رو و به هم ریخته می‌کنند و اولیای آن‌ها نیز، تنها به روی بچه می‌خندند و کاری با فرزندشان ندارند.

- پشت چراغ قرمز هستم و چندین ماشین جلوی من هستند و به محض آن که سبز می‌شود ماشین‌هایی که پشت سر من قرار دارند، مدام بوق می‌زنند.

و‌ مثال‌هایی از این قبیل...

حقوق شهروندی افراد نسبت به یکدیگر و آداب معاشرت از مهمترین عوامل کلمه فرهنگ می‌باشد و یادمان باشد که «فقر فرهنگی» چیز عجیب و غریبی نیست، مثال‌هایی از این قبیل بود که روی اعصاب هستند.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٠
١
٠
خدا وکیلی اولی کجاش فقر فرهنگی بود؟
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/١١
٠
١
عدم توجه به مشتری! چیزی که تو ایران خیلی فراگیر! من یکی که بعضی وقتها کفرم در میاد سر این موضوع!!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١١
١
٠
به نظر من مشکلی نداره فوقش میری صداش میزنی میاد
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٠
٠
١
میلاد کم پیمایی ها! کجایی؟ مطلب میفرستی در میری؟ یه کم بیا تو بحث ها تو مطالب شرکت کن داداش. دلمون برات تنگ میشه.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٣/١١
٠
١
چقدر خوب میشه که یاد بگیریم به حقوق هم احترام بذاریم! ان شاءالله که حداقلش ما درست باشیم
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/١١
٠
١
برای این رفتارا دنبال یه کلمه میگشتم واقعا فقر فرهنگی بیداد میکنه مخصوصا تو رانندگی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١١
٠
١
مطب دکترا و بانک و زمان انتظارش ، آخ که اصلا وقت بقیه واسشون بی ارزش ترینه!
n_rezaei
n_rezaei
٩٥/٠٣/١١
٠
١
از مورد سوم و مورد اخر متنفرم. واقعا اعصاب ادمو به هم میریزه. اه
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
:):(
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠