شد همهمه چون بلند از کوی شما

حیدر یل نامی عرب، شیر خدا

می‌کرد نگه به ذوالفقارش اما

با یاد سفارش پیمبر می‌خواند

لاحول و لا قوه الا بالله

از شعله کین چو آتش افروخته شد

با بانگ و هیاهوی، به در کوفته شد

در باز، ولی چادرتان سوخته شد

ای فضه کجایی به بر فاطمه آ

لاحول و لا قوه الا بالله

محسن به جنان رفت و علی هم به عبور

می‌رفت برای بیعتی از سر زور

دستت به عبا و نگهت سمت قبور

بابا تو به فریاد دل زهرایت...

لاحول و لا قوه الا بالله

با بغض زند به دستتان نامردی

نو گشت حسن را به گمانم دردی

می‌گفت حسین به خواهرش با سردی

مردی به جهان خوار نبیند ناموس...

لا حول و لا قوه الا بالله

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/٢٣
١
٠
از کتاب فاطمه ، فاطمه است دکتر علی شریعتی خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است، دیدم فاطمه نیست خواستم که بگویم فاطمه دختر محمد است، دیدم فاطمه نیست خواستم بگویم که فاطمه همسر علی ست، دیدم فاطمه نیست خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است، دیدم فاطمه نیست خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است، باز دیدم فاطمه نیست نه این ها همه هست و این فاطمه نیست... فاطمه فاطمه است ...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
ان شاءالله که ما رو هم در محشر فاطم کنند ... ممنون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٣
١
٠
شعر زیبایی سرودید:-) تبریک
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
لطف دارید، مرسی.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٣
١
٠
سید جان باز گل کاشتی عزیز، ان شاءالله که به درستی ازتون قبول کنند!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
ممنونم جناب میرزا، ان شاءالله....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات