او متفاوت و عجیب است

او متفاوت و عجیب است

نویسنده : حوا

اگر به من بگویند عجیب‌ترین آدم دنیا را معرفی کنم، بدون حتی اندکی مکث نام آن مرد را بر زبان می‌آورم! هیچ‌وقت نتوانستم صفات مشخص و واضحی به او نسبت دهم. با رفتارهای پیش بینی نشده‌اش اغلب مرا شگفت زده می‌کند. همیشه فکر می‌کردم صفات آدم‌ها حد و اندازه و تعداد مشخصی دارد و در یک ابتدا و انتهای کوچک قرار می‌گیرد اما او... فکر کنم تنها صفت ثابتی که بتوانم به او نسبت دهم این باشد که بی‌اندازه غیر قابل پیش بینی است!

گاهی به شدت رحم و مروت به خرج می‌دهد و گاهی نیز به شدت خشن و بی‌رحم می‌شود! من هیچ‌وقت نمی‌توانم رفتارش را در لحظه پیش‌بینی کنم تا ملاحظات لازم را در برابرش در نظر بگیرم. روزی او را پای رسانه مشغول دیدن مستندی دیدم که در آن دامپزشکان در حال تزریق دارو به حیوانات بودند، او واکنش تندی نشان داد که این نامردمان تن حیوان بیچاره را بی‌رحمانه و بی‌ملاحظه سوراخ می‌کنند و... من متعجب می‌نگریستمش. با خود می‌گفتم این مرد بی‌رحم چطور می‌تواند تا این حد رقیق القلب باشد؟!

در ذهن دنبال تعریف و صفت جدیدی برایش می‌گشتم. رحم برای او در سالم ماندن فیزیک تعریف شده بود نه خدشه وارد کردن به روح! زخم‌های جسم را می‌دید اما در ذهنش برای زخم‌های روح تعریفی نداشت. در آسیب رساندن به دیگران وجدان خود را راحت می‌کرد که جسم آن شخص سالم است و این به شدت کافی‌ست! او عجیب‌تر از عجیب است و همیشه مرا شگفت زده می‌کند. از وی آموختم چه نباید باشم تا در حضورم بیشتر از شر، خیر دیده شود! من انتهای لیست صفات با ارزش را باز گذاشته‌ام تا با هر چند بار دیدنش صفتی جدید به آن اضافه کنم و این امید را دارم که بالاخره بتوانم انتهای لیست را ببندم تا بعد از یک جمع‌بندی با پیش زمینه‌ای ثابت از وی به سراغش بروم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حوا
حوا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
ظاهرا کمی متن من اصلاح شده، اما انتهای متن اشتباه اصلاح شده! درستش اینه صفت بارزش نه صفت با ارزش!
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
نمیدانم این مرد در دنیای واقعی چقدر میتواند طرفدار داشته باشد و چقدر ابن نوشته ات با واقعیت همخوانی داشت اما تنها چیزی که میدانم این است که ب موازات اینکه لذت میبری که نمیتوان او را پیش بینی کرد و شاید این عدم پیش بینی برایت حالب باسد ب موازاتش حس عدم اعتماد ب وی و حس ترس نیز رشد میکند البته شاید...
حوا
حوا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
این مرد واقعیه! از دور دل میبره و جلو زهر؛ اینکه تا این حد عجیبه جالبه اما به قول شما در کنار جالب بودنش ترسناک و نامطمینه! شاید باورتون نشه اما بالاخره من تونستم به این مرد به صورت غیر مسقیم بفهمونم که صفت غیر قابل پیش بینی، صفت بارزشه! از شنیدن این حرف من جا خورد( قبل از گفتن این حرف بهش واکنشش برام قابل پیش بینی نبود) و بعد از اینکه متعجب پرسید من غیر قابل پیش بینی ام؟ و من هم با احتیاط گفتم بله شما به فکر فرو رفت ...
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
شروع خیلی خوبی داشتین. نکته ای رو در مورد جملۀ اولتون بگم: "اگر به من بگویند..." اینجا "من" اومده و در آخر هم "کنم" این "میم" و "من" در یک راستا و در بیان یک نفر هستند. این نکته رو از لحاظ ویرایش عرض می کنم. "اگر بگویند عجیب‌ترین آدم دنیا را معرفی کنم" یا "اگر به من بگویند عجیب‌ترین آدم دنیا را معرفی کن" ویرایش شده هست. بسیار خوب.
حوا
حوا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
چشم جناب میرزا از این به بعد بیشتر دقت میکنم، شما استاد بنده هستید =)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
خواهش می کنم؛ موفق باشید!
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
به نظرم خانوم ها هم همین خصوصیات فراز و نشیبی رو دارند. مثلا گاهی خیلی خوشحال و گاهی هم خیلی ناراحت و اشگ و آه و ... حالا مسائل دیگه رو باز نمیکنم :)
حوا
حوا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
آقای h_daliryan تند نرید صبر کنید! من تو این پست اصلا به تفاوت بین زن و مرد اشاره نکردم! صفات خوب و بد شامل همه ی آدما میشه حالا چه بشری مونث یا مذکر، بد نیست قبل از انتقاد کمی تامل کنید، تو این پست فقط گفتم من با مردی سروکار دارم که خصوصیات اخلاقیش اینه، کجای این پست نوشته زنها نمیتونن خصوصیت بد داشته باشن؟ ...
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
عجب مردی بوده این مرد! واقعیه یا زاده ذهن نویسنده؟؟
حوا
حوا
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
متاسفانه واقعیه، البته زیبایی دنیا در خصوصیت های متفاوت بشریته، صفاتی خوب یا بد و گاهی عجیب! این آقا هم یه مورد نادرشه ; ) من در مورد این آقا تحقیق کردم از خانواده ی خانزاده های قدیمیه که استبدادش موروثیه! البته هر وقت این آقا روزشونو از دنده ی راست شروع میکنن از تجربه هاشون استفاده میکنم و کتاب زندگیشونو میخونم =) شاید آدما علاوه بر روی تاریک یه روی روشن هم دارن، (تجربه ای گویا برای من)=)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
رحم برای او در سالم ماندن فیزیک تعریف شده بود نه خدشه وارد کردن به روح! " تا دلتون بخواد از اینجور آدم ها دیدم " چقدر این آدم ها برای من نفرت انگیز هستن . موفق باشی حوا جون :)
حوا
حوا
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
برای من هم تا حدی نفرت انگیزه اما مدتیه تصمیم گرفتم از نیمه پر آدما هر چند اگر ظرف وجودشون بیشتر پر از خالی باشه برای رسیدن کمال استفاده کنم وگرنه این جور افراد تو جامعه ترد شده هستند
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨