دلم خیلی چیزها می‌خواهد‌

دلم خیلی چیزها می‌خواهد‌

نویسنده : milad.piri

دلم می‌خواهد. دلم خیلی چیزها می‌خواهد. همین الان که دارم می‌نویسم و تنها دلخوشی من همین ۳۲ حرف الفباست، همین ۳۲ نقش که ذهنم را می‌خوانند و مرا تعریف می‌کنند.

راستش دلم می‌خواهد قهوه‌ای به تلخی گذشته‌ام باشد و آن را بنوشم و برای همیشه هضمش کنم. دلم خیلی چیزها می‌خواهد، مثلا صاحب بزرگترین کتابفروشی شهر بودم و با شور و شوق زیاد به کسانی که از سر بی‌حوصلگی پا به کتاب فروشی می‌گذارند توضیح دهم که ببینید کتاب خیلی خوب است، فایده‌های زیادی دارد، از اوریانا فالاچی و کتاب‌هایش برای‌شان بگویم، از شازده کوچولو و گُل عزیزش برای‌شان بگویم، از این سه برادرِ کارامازوف، از نیچه تا کامو، از عباس معروفی تا دولت آبادی برایشان بگویم .

می‌دانم آخر با جمله «نه ممنون مرسی» می‌روند اما دلم می‌خواهد که بدانند کتاب خوب است، دلم می‌خواهد بدانند که این کاغذهای دانا می‌تواند معجزه کند. دلم می‌خواهد باور کنند از ته قلب هم باور کنند.

دلم خیلی چیزها می‌خواهد مثلا ببینم نیمه گمشده من دقیقن کجاست؟! اصلا نیمه گمشده، من دارم یا نه؟! اصلا چرا گم شده است؟! به فرض که من هم نیمه گمشده داشته باشم، اصلا این نیمه گمشده من می‌تواند ساعت‌ها پشت پنجره خیره شود و دلش نگیرد و یا مثل بچه‌ها در پارک سُرسُره و تاب بازی کند و از ته قلب بخندد و یا این‌که سکوت شب را دوست داشته باشد اما امیدوارم حداقل نوشتن را خوب بلد باشد و از شعرهای فروغ و شاملو نیز خوشش بیاید. 

باز هم دلم خیلی چیزها می‌خواهد، مثلا باغی باشد پر از درخت‌های سر به زیر افتاده و جایی برای قدم زدن، قدم زدن برای چند ساعت متوالی که تمام جهان را بیخیال شوم و زندگی برایم همین قدم زدن‌های متوالی باشد.

دلم می‌خواهد بیشتر بخندم، بیشتر لبخند به چهره‌ام نقش ببندد، اصل و غیر اصلش هم مهم نیست، کسی تفاوتش را متوجه نخواهد شد.

دلم می‌خواهد این‌قدر آرامش داشته باشم که شب‌ها که چشم‌هایم را می‌بندم، واقعا ببندم و به خواب بروم حتی از نوع سبکش.

باز هم دلم خیلی چیزها می‌خواهد اما همین قدر کافیست. امیدوارم تکلیف تمام این خواستن‌ها روشن شود. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خیلی جالب بود...اینروزا دل همه خیلی چیزا میخواد
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
سپاس آره واقعا
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
آفرین آقا میلاد؛ خیلی نوشته هاتو دوست دارم. میلادجان فقط یه مقدار روی نگارش و ویراشت هم کار کن که متونت تکه، مختص خودته.
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
باشه ب روی چشم ممنون که نوشته هامو میخونین ☺
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
دل من هم از اینهایی که گفتید میخواد...
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
ایشاالله
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
منم دلم خیلی چیزا میخواد ولی اتفاق افتادنشون مثه یه معجزه اس! غیر ممکن نیستن ولی خب به این سادگی هم ممکن نیستن:)
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٤
٠
٠
فقط کافیه خودتو کشف کنی و بلور کنی و‌ همچنین خدارو توی زندگی لمس کنی میتونی بگی داری شعار میدی و یا اینکه حرفمو جدی بگیری در هر صورت حق با توئه
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
تکلیف تمام این خواستن ها، همانند تکلیف یک دانش آموز است که باید هر شب و هر لحظه آنرا مشق کند؛ همین لحظه، همن الآن؛ آفرین..
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
آره واقعا درسته
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
وقتی مطالبتون رو می خونم احساس می کنم تو تلی از کتاب نوشتین و کلی کاغذ مچاله اطرافتون پهن شده:))
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
😊
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
اواتار جدیدتان مبارک...:-)
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
ممنون لیلی خانوم 😊
پربازدیدتریـــن ها
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سر کلاس ریاضی!

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

٩٦/٠٩/٠١
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
دلیل لبخند‌هایم

دلیل حال خوبی

٩٦/٠٩/٠١
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
فاتحه‌ام نخواندی ایراد ندارد

فقط خواستم کمتر زجر بکشی

٩٦/٠٩/٠٢
خودم بودم!

رویای پنهان

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات