جشن فارغ التحصیلی یا جشن بیکاری!
وقتی درس می‌خوانیم تا بیکار شویم

جشن فارغ التحصیلی یا جشن بیکاری!

نویسنده : مائده کاشیان

روزهای آخر درس و دانشگاه که می‌رسد (تف توی ریا یعنی من درسم را تمام کردم بالاخره) ناخودآگاه یاد ایامی می‌افتم که دبیرستان را تمام کرده بودم و جو کنکور شدیدا من را گرفته بود و ول کن نبود! روزهایی که در به در دنبال موسسه‌ای می‌گشتم تا با ثبت نام و ریختن پول‌های بی‌زبان بابا در جیب آن، قبولی در کنکور برایم تضمین شود. هرچند می‌دانستم بلاخره یک صندلی خالی در یکی از دانشگاه‌ها برای من پیدا می‌شود اما باز هم چشم امید داشتم به یک صندلی در یکی از دانشگاه‌هایی که اسمش کافی بود تا کلاس کارم بالا برود و کلی روی هوش و شخصیتم حساب کنند و از همه مهم‌تر چشم سمانه دختر مریم خانم همسایه طبقه بالا در بیاید! حالا جالب این‌جاست که برای عده‌ای خیلی هم فرقی نمی‌کرد که مثلا رشته آبیاری گیاهان آبزی در کویر لوت قبول شده باشم یا پزشکی! مهم اعتبار دانشگاه بود.

بالاخره بعد از پذیرفته شدن در یکی از صدها رشته و دانشگاه موجود، با هزار امید و آرزو تبدیل شدم به یک «دانشجو». از آن به بعد هرجا از من می‌پرسیدند شغلت چیست؟ با افتخار جواب می دادم: «دانشجو هستم!» یا وقتی می‌خواستم فرمی را پر کنیم، با اعتماد به نفس، جای خالی رو به روی کلمه شغل را با نوشتن «دانشجو» کامل می‌کردم. وقتی هم از همان ترم اول، خانواده و نزدیکان به عنوان یک کارشناس رویم حساب کردند و بر اساس رشته‌ای که می‌خواندم هرچه سوال مربوط و نامربوط داشتند از من می‌پرسیدند، بیشتر احساس غرور می‌کردم و از شادی در پوست خودم نمی‌گنجیدم. هرچند که وقتی مشکل‌شان را مطرح می‌کردند،99درصد مواقع بهانه‌ای می‌آوردم، از جواب دادن طفره می‌رفتم و خودم و بقیه را راضی می‌کردم که هنوز به این‌جای کتاب نرسیده‌ایم! خلاصه کتاب تمام می‌شد، ترم هم به آخر می‌رسید، اما همچنان از دادن یک راهکار عملی و راه حل مفید به افراد عاجز بودم. آن یک درصد مواقع که باقی می‌ماند، شروع به سخنرانی و تعریف و توضیح مطالب و نظریه‌هایی که فقط حفظ شده بودم می‌کردم! ولی تمام این‌ها به کنار، همان ژست کارشناس بودن برای این‌که موجبات خوشحالی و حس غرور را برای من فراهم کند کافی بود.

 آن روزها بر طبق قانون نانوشته‌ای امیدوار بودم وقتی درسم تمام شود و از در دانشگاه که بیرون آمدم، وارد بازار کار می‌شوم! اما بعد از جشن فارغ التحصیلی و گرفتن صدها عکس، از هزار و دویست زاویه با لباس مخصوص فارغ التحصیلی، تازه این واقعیت به من دهن کجی می‌کرد که بهتر است فکر پیدا کردن شغلی هماهنگ با رشته تحصیلی را از سر بیرون کنی. و آن لحظه بود که تازه چشمم روشن شد به آمارهایی که بیشترین نرخ‌های بیکاری در رشته‌های مختلف دانشگاهی را نشان می‌داد. یعنی کارشناسان و مرکز آمار بعد از این‌که تعداد زیادی از افراد انتخاب رشته می‌کنند، سال‌ها در دانشگاه درس می‌خوانند و فارغ التحصیل می‌شوند، شروع می‌کنند به گرفتن آمار رشته‌هایی که بیشترین میزان بیکاری را دارند. ای کاش علاج واقعه را به جای بعد از وقوع، قبل از آن بکنند و از همین حالا به افراد آگاهی و اطلاعات بدهند که در چند ساله آینده چه رشته‌هایی بیشترین نرخ بیکاری را خواهند داشت، تا بالاخره این آمار و اعداد و ارقام یک جایی به درد بخورند و جشن فارغ التحصیلی دانشجویان تبدیل به جشن بیکاری‌شان نشود!

البته اگر هدف‌تان از درس و دانشگاه همان قاب کردن مدرک و آن عکس‌های یادگاری از جشن فارغ التحصیلی است، اصلا نگران نباشید و بروید با دانشجو بودن‌تان خوش باشید و به نرخ بیکاری و آمارها کاری نداشته باشید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
امان از پدر و مادر ها که ما باید آرزوهای شان را برآورده کنیم...
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
امیدوارم اگر به صلاحمون نیست،خودمونو عهده دار این وظیفه ندونیم :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
ینی آخر و عاقبت دانشگاه اینطوری هست؟ پس نریم دانشگاه اگه اینجوریه :))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
از من میشنوین نرین!
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
کلا حرفم اینه که اگر فقط با این دیدگاه که بعد دانشگاه وارد بازار کار میشین می رین سراغ درس و دانشگاه،اینجوریا نیست.بهتره یه مهارتی بلد باشین که بعد از فارغ التحصیلی اگر کار پیدا نکردین بیکار نمونین و به مشکل نخورین.ضمنا سعی کنید رشته هایی که بیشترین میزان نرخ بیکاری رو دارن انتخاب نکنین.در کنار همه این ها این آخر و عاقبت بستگی به رشته تحصیلی فرد هم داره،حالا دیگه خود دانید! :))
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
من میرم میخونم.فوق فوقش اینه که با سواد بیکار میشیم دیگه!من که راضی ام.
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
١
٠
آخه مشکل اینجاست که نمیشه گفت این همه فارغ التحصیل به معنای واقعی" باسواد" هستن.اگه در کنار این همه درسای تئوری،خودمون مطالعه نکنیم،کار نکنیم،واقعا اونقدر که باید چیزی یاد نمی گیریم.
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١٢/٠٣
١
٠
بله حق با شماست.الان خیلی از کسایی که مدرک دارن هیچ سوادی ندارن.بستگی داره که چقدر حواس آدم جمع باشه.آدم اگه حواسش جمع باشه میتونه از توی زیست شناسی ریاضی یاد بگیره و از توی ریاضی فلسفه.البته که مطالعه ی مکمل هم باید داشته باشیم.کار هم باید بکنیم.
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
و حیف که تعداد اینطور آدما خیلی کمه...
asadzadeh_s
asadzadeh_s
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
خیلی خیلی سخته خدایی ...تازه بعد فارغ التحصیل شدنت کلی پول باید بدی واسه این آزمون های استخدامی که هر یک روز در میون برگزار میشه و هیچی به هیچی متاسفانه .....آدم وقتی دانشجو باشه با خودش میگه درسم تموم میشه میرم سر کار ادامه تحصیل میدم اما وقتی فارغ التحصیل میشه میگه اگه کار پیدا کنم کلاهم میندازم بالا ...ممنون مائده جان ...قلمت مستدام
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
آره موافقم،دقیقا همین وضعیت پیش میاد :( البته شما که غمت نباشه چون جز فارغ التحصیلان بیکار نیستی و ماشاالله واسه خودت موفقی :) ممنونم :)
neyosha
neyosha
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
ما ک هنوز ب مرحله دانشجو بودنش هم نرسیدیم!!!
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
انشاالله هروقت به این مرحله رسیدی واسه انتخاب رشته و اینا حواستو خیلی جمع کن :)
atefe
atefe
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
سلام مائده جون گزارشتو خوندم بازم محشر بود گل کاشتی. باید بگم این صحبتا رو از زبون خیلیا شنیدم اما خودم هنوز تجربه نکردم یعنی هنوز دنبالِ کار نرفتم خدا کنه تجربه خوبی باشه.
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
سلام.مرسی که می خونی عاطفه جان :) امیدوارم ادامه تحصیل بدی و کلی موفق باشی چون فکر کنم این قضیه بیشتر از سرکار رفتن واست مهمه :)
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
امان از درد بیکاری . ولی دانشجویی خیلی خیلی خوبیهایی هم داره سطح فهم انسان رو میتونه ببر بالا اما اگه هدف اصلی ادم شغل و پول باشه میتونه تو کارای دیگه وارد بشه و موفق بشه
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
اتفاقا بالاتر هم گفتم،مهم اینه درس و دانشگاه واقعا رو آدم تاثیرات مثبت بذاره و سطح سواد و به قول شما فهم آدم رو بالا ببره.اگر این اتفاق بیفته بله خیلی هم خوبه.
javad agha
javad agha
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
حرف دل منم هس زیبا نوشتید سپاس
maede
maede
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
ممنونم،امیدوارم موفق باشین :)
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
متاسفانه مشکل اینجاست که پذیرش دانشجو بر اساس استاد و کلاس و صندلی خالیِ هستش و نه بر لساس بازار و نیاز بازار
maede
maede
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
دقیقا و در ضمن آموزش دست و حسابی هم به دانشجو داده نمیشه و تنها چیزی که مهمه فقط نمره ست!
admincheh
admincheh
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
یعنی میشه روزی این همه دانشجو بیکار نباشن و هرکسی براساس رشته ی تحصیلیش سرکار باشه ؟ فارغ التحصیلیت مبارک
maede
maede
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
شاید اگه درست انتخاب کنیم و اضاع دانشگاه ها بهتر بشه،این اتفاق بیفته.خیلی ممنونم :) انشاالله فارغ التحصیلی خودت :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
تیتر این متن از حقایق انکارنشدنی جامعه است
maede
maede
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
متاسفانه :(
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣