شاید هجدهمین سال بود که کودکانه و احمقانه و مبتدیانه و عجولانه ولی صادقانه نغمه‌ای خواندم:

دوستت دارم ...

بارانی بارید از آسمان قلبم و برف و کولاکی زد بر عقلم

همچون حماقت می‌گذشت اما، در ستیز پر آشوب دروغ‌ها، زمان.

دروغ‌هایی راست که ظاهر همان باطنی بود که دریا در لیوان جا نمی‌شود

گذشت و او شد خانم و من هنوز مثل گذشته پسرم

قلبم شد کوه یخ و عقلم شعله‌ور و ترکی شدید بر هر دو از نتیجه این تغییر دمای عجیب

حسی که بی‌حس شد، بی‌عیب بود هر چند این داستان از ریشه پر عیب بود.

حالا فقط من ماندم و دل زدگی و شک به عشقی تعریف نشده

من ماندم یک دل مشکل پسند و عیب جو و سخت گیر و مغرور

من ماندم یک ملامتی که کاش همان باران هم نمی‌بارید

من ماندم این باور سخت تنهایی و سوال پر تعجب آن‌ها که می‌گویند: تنهایی!؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
من از طرف مهندس بهمن بهمنی دعا میکنم که همه ی جوون ها ازدواج کنن و تنها نباشن!الهی آمین.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
مرسی از مطلب خوبتون :)
h_dorexist
h_dorexist
٩٤/١٢/٠٣
٠
٠
هه، تجربه ی نبایدِ خیلی از ما جوونا.. متن رو حسابی دوس داشتم ♥ همین :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
مفهوم زندگی

پرنده كوچك خوشبختي

٩٦/٠٢/٠٧
پدرم...

کمی قبل تر

٩٦/٠٢/٠٥
خوب بودن یا درست بودن؟

اهمیت درست بودن

٩٦/٠٢/٠٧
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
نه چپ، نه راست

غرضی بی غرض

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات