علی جان چه کردی با من؟

علی جان چه کردی با من؟

نویسنده : blue girl

نمی‌دانم چه شد. نمی‌دانم کی شروع شد. نمی‌دانم از کی با شنیدن نام زیبایش حلاوتی خوشگوار وجودم را فرا گرفت. نمی‌دانم چه شد که عاشق شدم.

علی جان! چه کردی با من؟ من این‌قدر دل نازک نبودم. من سنگدل لایق این اشک‌ها نبودم که تا اسم نجفت را می‌شنوم می‌دوند روی گونه‌هایم. من آدم عاشق نبودم. «دل کوچک من شبیخون این حجم عشق را پیش‌بینی نمی‌کرد» نمی‌دانم چه شد که ورد زبانم شدی علی جان. نمی‌دانم چه شد. علی جان... علی جان...

علی جان! من این نبودم. این نبودم که سر زیارت عاشورا در شلمچه به خاطر نام اعظمت نتوانم سر پا بایستم. این نبودم.

یادت هست؟ دیدی مرا؟ دیدی که با جمله جمله علی شهید چمران اشک ریختم. که اگر پرستش غیر خدا مجاز بود بی‌شک تو را می‌پرستیدم علی جان. برای نجفت اشک ریختم، برای غریبی‌ات. دیدی مرا؟ در شلمچه و طلائیه و دهلاویه. در هویزه و نهر خین.

هر کس را که دیدم؛ می‌شود دعایم کنید؟ می‌شود بروم نجف؟ به حق آقا امیر المومنین...

تپه سلام شلمچه. رفتیم تا سلام کنیم ساحت ابا عبدالله الحسین. چند بار گفتم: السلام علیک یا امیرالمومنین، یا مولی الموحدین، یا سید الوصیین.

من این نبودم که در هر قدمم سلامت کنم. برگردم و باز هم سلامت کنم. دلم آرام نمی‌شد. چند گام، چند نفس با نجفت فاصله داشتم علی جان؟ خاک شلمچه شاهد است! چند بار سلامت کردم علی جان؟ جوابم...

معراج شهدایت یادت هست؟ گشتم تا پیدا کنم نام پر فتوحت را. دلم زنجیر شد به آنجا و دستم... دستم چند بار به نامت متبرک شد؟

علی جان چه کردی با من؟ که پیش همه ضجه بزنم و هق هق اشک بریزم و بریده بریده بگویم نجف... نجف میخام... چه کردی با من؟ قربان تنهاییت...

علی جان چه کردی با من؟ چه شد که لایق عشقت دانستی مرا؟ چه شد که عاشقت شدم؟ چه شد که عاشقم کردی؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
به قول بزرگواری: خدا یک علی داشت الحمدلله آن هم امام ما شد :)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
یا علی«ع»
ali_sh
ali_sh
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
خیلیم خوب :) کاش علی ع یه نگاهی هم به ما بندازه :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
خب ی نگاه ب خودتون بندازین ایینه رو ک ازتون نگرفتن:۱
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ، اسم ایشون اصن برا من یه دنیاست ، یه دنیا
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
این رو فکر کنم توی وبلاگتون هم خونده بودم.قشنگ نوشتید.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
:) افرین خیلی خوب نوشتی عزیزم:) علی یارت...
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
دست علی همراهتون؛ یا علی مدد
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
چی شده؟!!! خخ
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات