کاغذهای دانا

کاغذهای دانا

نویسنده : milad.piri

کتابخوانانِ واقعی کتاب را چگونه معنی می‌کنند؟ باورشان به این کاغذهای دانا چیست؟

کتاب! این یار مهربان!

کمی تأمل کنید. باور کنید مهربان است، هم حس خوب می‌دهد، هم یاد می‌دهد. بوی اعتماد نیز با خود می‌آورد. آدم احساس تنهایی نمی‌کند. این یار مهربان خوبی ما را می‌خواهد باور کنید می‌خواهد.

کتاب فروشی‌ها را دیده‌اید؟ رفته‌اید؟ صاحب کتابفروشی‌ها معمولاً انسان‌های خوش ذوق و مهربانی هستند. مگر غیر از این است که با این یار مهربان همصحبت شده‌اند. می‌بینید دوست چه تاثیری بر آدم دارد؟! آدم آرام می‌شود. حس لمس این کاغذهای دانا آدم را شگرف می‌کند. دوست داشتن را کشف می‌کند. از دوست داشتن خوشش می‌آید. دوست می‌دارد. مهر می‌ورزد.

می‌دانید کتابخوان‌ها صبورند. صبوری را خوب معنی می‌کنند. حس اتلاف زمان ندارند. همه چیز امید همراه با اوج گرفتن است. نگرش که خوب باشد زندگی نیز خوب می‌شود.

کتابخوان‌ها به چیزهای کوچک زندگی نیز توجه بسیار دارند. می‌دانند که یک سلام، چگونه گفتنش صمیمت می‌آورد. می‌دانند که فنجان چای با رفیق چه طعم و‌ بویی دارد. می‌دانند که قدم زدن در باران بدونِ چتر نیز می‌شود.

کتابخوان‌ها می‌دانند که اگر حتا اتفاق به ظاهر ناگوار و یا ناخوشایندی در زندگی‌شان بیفتد، آن را از سر حکمت خداوند معنی کنند، آن را با بد نمی‌خوانند، تجربه‌ای درس آموز معنی می‌کنند و نه شکست.

کتابخوان‌ها افراد دوست داشتنی در جامعه هستند. اطرافیان آن‌ها را دوست دارند، اعتمادشان به آن‌ها راحت‌تر است.

می‌دانید آموزش و یادگیری و فهم پشت هر انسانی باشد، همچون بادبادک اوج می‌گیرد. کتابخوان‌ها با خود به توافق رسیده‌اند که کارهای‌شان را خوب انجام دهند، می‌بینید نظم را تعریف می‌کنند، با نظم هستند. کتابخوان‌ها متواضع و فروتن نیز هستند، مغرور نیستند، چرا که خوب می‌دانند این دنیا و این کره خاکی باید جای مهربانی و انسانیت و عشق باشد. می‌دانند که تنها رساله‌شان خوب بودن است. عاشق که می‌شوند خوب عاشق می‌شوند، معنای عشق می‌دهند. کتابخوان‌ها عشق را بالاترین احساس و مسئولیت می‌دانند، می‌بینید معنایش را مسئولیت می‌دانند. 

کتابخوان‌ها خوب می‌دانند که کتاب معجزه در زندگی‌شان می‌آورد، به همین جهت خوب می‌خوانند، با توجه می‌خوانند، گویی که مهمترین کار زندگی‌شان را انجام می‌دهند. آن را سرگرمی نمی‌دانند، بلکه آن را «کار خوب هر روز» معنی می‌کنند و همچنین فرهنگ کتابخوانی را نیز ترویج می‌دهند.

کسانی که می‌دانند کتاب معجزه است. کسانی که به قصد فهمیدنِ همراه با عمل می‌خوانند.

باز هم می‌گویم کتاب، این یار مهربان ، مهربانی می‌آورد، درستی می‌آورد، زندگی می‌آورد.

=============

پ.ن: امیدوارم که به قصد فهمیدن خوانده باشید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
تنها رسالت شان// عالی بود کارتون آقا میلاد! خوندن کتاب که جای خود داره، خوندن متون بر و بچه های جیم هم همین خصلت ها رو داره. تأثیر مثبتی گرفتم از متنتون؛ مرسی
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
ممنون خیلی زیاد 😊
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
خواهش می کنم؛ موفق باشید!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
خیلی موافقم...کتاب خوندن خیلی فوق العاده س.آدم های کتابخون معمولا یه سرو گردن ازبقیه بالاترن......ممنون از مطلبتون و به امید یه جامعه کتابخون:)
milad_piri
milad_piri
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
سپاس 😊
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
کتاب بهترین دوست ادم است بی مقدمه از بهترینها صحبت میکند نه تو خسته میشی نه کتاب!کتاب و کتابخوان دو دوست مهربان و صبور هستند
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
به نظر من مهم ترین ویژگی کتاب خوان ها همون صبرشون هست. اینقدر صبور هستند که لابلای اون همه کاغذ آرام و آرام صفحات رو ورق بزنند و برسند به انتهای داستان که شاید خیلی هم به مذاقشون خوش نباشه
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
«کسانی که می‌دانند کتاب معجزه است. کسانی که به قصد فهمیدنِ همراه با عمل می‌خوانند.» این جمله شاید چکیده نظر شما بود ولی به نظرم چکیده ویژگی های کتاب خوان ها نیست
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
چه قدر از کتابخونا تعریف کردین خخخ حتما خودتونم کتابخونید ؟مچکر مچکر مچکر
m_meisam
m_meisam
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
کتاب معجزه در زندگی میاورد...دقیقا
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/١٠
٠
٠
کتاب خوندن شاید شروعش سخت باشه اما یه کم که جلو بری میشه یه کاری که اگه انجامش ندی انگار یه چیزی تو زندگیت کمه:)موفق باشین:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات